دربارهی مولفان مایک دبلیو .مارتین و روالند شینزینگر در سالهای 1980-1978در پروژهی ملی فلسفه و اخالق مهندسی به عنوان تیم فیلسوف-مهندس شرکت داشتند .از آن زمان آنها مقاالتی را مشترکا منتشر کرده اند و دورههای آموزشی و سمینارهایی را برای مهندسان و فیلسوفان برگزار کردهاند .در سال 1992آنها جایزهی عالی مشارکت ادبی در ارتقای حرفهمداری مهندسی را از هیات فعالیتهای ایاالت متحدهی موسسهی مهندسان برق و الکترونیک دریافت کردند. مایک دبلیو .مارتین کارشناسی ،عضویت در فیبتاکاپا و فیکاپافی و کارشناسیارشدش را از دانشگاه یوتا و دکترایش را از دانشگاه کالیفرنیا در ایرواین دریافت کرده است .او در حال حاضر استاد فلسفه در دانشگاه چپمن است .عالوه بر انتشار مقاالت بسیار او مولف ،مولف همکار و ویراستار هشت کتاب شامل کار بامعنا :تفکری مجدد بر اخالق حرفهای سال 2000و اخالق روزمره ویراست سوم 2001است .او جایزهی آرنولد ال .و لویس اس .گریوز برای مدرسان علوم انسانی و دو عضویت از موسسه ملی اوقاف برای علوم انسانی را دریافت کرده است. روالند شینزینگر کارشناسی ،کارشناسی ارشد و دکترایش را از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی دریافت کرده است .او که در ژاپن متولد و بزرگ شده است ،در ژاپن تجارب صنعتی با بوش ژاپن، کشتیسازی سونامی ،شرکت نیپون استیل تیوب و شرکت فار ایسترن اکویپمنت به دست آورد .او در ایاالت متحده به عنوان مهندس طرح و توسعه در شرکت وستینگهاوس الکتریک کار کرده و در دانشگاه پیتسبورگ و روبرت کالج/دانشگاه بوسفوروس در استانبول به تدریس پرداخته است .او عضو هیات علمی موسس دانشگاه کالیفرنیا در ایرواین بود و در سال 1993به عنوان استاد مهندسی برق بازنشسته گردید .او به تنهایی یا به همراه دیگران این کتابها را تالیف کرده است :نقشهنگاری کانفورمال: روشها و کاربردها 1991،2003حوادث غیر منتظره در توزیع آب 1979 و آزمایشاتی در الکتریسیته و مغناطیس 1961همراه با کیتی که او برای استفاده در ترکیه طراحی کرده بود .افتخارات او شامل مدالهای قرن و هزارهی سوم ، IEEEعضویت IEEEو عضویت AAAS است .او یک مهندس حرفهای ثبت شده است. پیشگفتار تکنولوژی تاثیر عمیق و نافذی در جهان معاصر دارد و مهندسان نقشی محوری در تمام جنبههای توسعهی تکنولوژیکی دارند .برای در حد اعال نگاه داشتن ایمنی ،سالمت و رفاه جامعه ،مهندسان باید تعهد اخالقی داشته باشند و به ابزارهایی مجهز باشند تا بتوانند با مسائل دشوار اخالقی ای که با آنها مواجه میشوند دست و پنجه نرم کنند .کتاب حاضر (اخالق در مهندسی) آشناییای فراهم میآورد با موضوعات اخالق مهندسی .این کتاب این موضوعات را در چارچوبی فلسفی مینشاند و در پی نشان دادن اهمیت اجتماعی و چالش عقالنی آنها است .هدف تحریک استدالل و فراهمسازی ابزارهای الزم برای تصمیمگیری مسئوالنه است. در ابعاد کالن ما با تشریح مفاهیم کلیدی ،ترسیم دیدگاههای دیگر و فراهم کردن مطالبی برای مطالعهی موردی به پیش میرویم .با این وجود برخی جاها به بحث در مواردی میپردازیم که در موضوعی مثل اخالق مورد اختالف هستند .ما چنین میکنیم زیرا برای نیل به هدف تشویق استدالل مسئوالنه این مفیدتر است تا صرفا هضم نظرات دیگران .ما اطمینان داریم که چنین استداللی در اخالق امکانپذیر است و از طریق بحث جدی و بردبارانه میتوان در حل آنچه در نگاه اول مشکالت غیرقابل حلی به نظر میرسند پیشرفت کنیم. مطالب کافی برای درسهایی که به اخالق مهندسی اختصاص دارند فراهم شده است .فصول کتاب به گونهای تنظیم شدهاند که میتوانند به عنوان بخشهایی از درسهای طراحی مهندسی ،قانون مهندسی ،مهندسی و اجتماع ،ایمنی ،ارزیابی تکنولوژی ،اخالق حرفهای ،مدیریت بازرگانی و ارزشها و تکنولوژی تدریس شوند. ویراست چهارم فصلهای یک تا سه و شش تا ده یا به کلی جدید هستند یا به شدت مورد تغییر و تحول قرار گرفتهاند .بحثهای کاملتری برای استدالل اخالقی ،ضوابط اخالقی ،تعهدات شخصی در مهندسی ،اخالق محیط زیست ،صداقت و اخالق تحقیقاتی و فلسفهی تکنولوژی اضافه شدهاند .به عالوه مسائل خرد در ارتباط با انتخابهای افراد و شرکتها در سرتاسر کتاب به مسائل کالن در مورد دغدغههای اجتماعی متصل شدهاند .فهرستی از مفاهیم کلیدی در انتهای هر فصل اضافه شده است .پیوست Aفهرستی از منابع آموزشی بیشتر را فراهم کرده است و حاوی نمونههایی از ضوابط اخالقی است. مایک دبلیو .مارتین این ویراست را با پیشنهادهایی از روالند شینزینگر آماده کرده است. اخالق و حرفهمداری مهندسان ایمنی ،سالمت و رفاه جامعه را در انجام وظایف حرفهای خود در اولویت قرار میدهند. هیات اعتبارگذاری مهندسی و فنآوری ()ABET مهندسان محصوالت و فرایندهایی خلق میکنند که تولید غذا، سرپناه ،انرژی ،ارتباطات ،بهداشت و حفاظت در برابر بالیای طبیعی را بهبود میبخشد و بر رفاه و زیبایی زندگی روزمرهی ما میافزایند .زمانی بشر رویای فتوحات چشمگیری را در سر میپروراند و در اسطورهها و داستانهای علمی به این رویاها پر و بال میداد .مهندسان عملی شدن این رویاها را امکانپذیر کردهاند .تقریبا یک و نیم قرن پیش ،ژول ورن در داستان «از زمین تا ماه» مسافران فضایی آمریکایی را تصور کرد که از فلوریدا به فضا پرتاب میشوند ،بر فراز ماه به گردش میپردازند و در بازگشت در میان آبهای اقیانوس آرام شیرجه میروند .در دسامبر 1968سه فضانورد سوار بر فضاپیمای آپولو دقیقا چنین کاری را انجام دادند .هفت ماه بعد در بیستم جوالی 1969اولین گام انسان توسط نیل آرمسترانگ بر روی ماه نهاده شد .در این رخداد خارقالعاده میلیونها نفر که از طریق تلویزیون گزارش زندهی فرود در ماه را تماشا میکردند شرکت داشتند .مهندسی احساس ارتباط ما با گیتی را متحول کرده است و حتی خیال فراهم آوردن امکان سفرهای فضایی روزمره برای شهروندان عادی را نیز پرورانده است. تکنولوژی اغلب بحث دوگانهای را بر میانگیزد .تکنولوژی در همان حال که منافعی ایجاد میکند ،چالشهای اخالقی نیز به دنبال دارد .درست همانقدر که کاوش ماه و سیارات یکی از برجستهترین فتوحات مهندسی است ،انفجار شاتلهای فضایی چلنجر در سال 1986و کلمبیا در سال 2003تراژدیهایی بودند که اگر صدای هشدارهای مصرانهی مهندسان با تجربه گوش شنوایی مییافتند قابل اجتناب بودند .ما به بررسی این موارد و موارد دیگری از خطای انسانی میپردازیم ،زیرا با درنظرگرفتن اخالق و مهندسی به شکل توامان میتوانیم از مشاهدهی چگونگی بروز سوانح عبرت بگیریم .اما خطرات تکنولوژی نباید سودمندیهای آن را در محاق قرار دهد ،و اخالق ،ستایش ابعاد مثبت مهندسی را که به عمیقا به زندگی روزمرهی ما غنا بخشیدهاند نیز شامل میشود. این فصل به معرفی مفاهیم اصلی میپردازد ،تعریفی از اخالق مهندسی ارائه میکند و هدف از مطالعهی اخالق مهندسی را آشکار میسازد .سپس بر اهمیت پذیرش و مشارکت در مسئولیت اخالقی پای فشرده میشود .نهایتا به بررسی محیط شرکتی ،جایی که اکثر کارهای مهندسی امروز در آن انجام میشود میپردازیم و بر نیاز به هماهنگی مبنایی میان اهداف حرفهمداری و تجاری تاکید میکنیم. محدودهی اخالق مهندسی مروری بر مفاهیم در این کتاب به کاوش در گسترهی وسیعی از موضوعات و مسائل میپردازیم ،اما هفت مفهوم بسیار تکرار میشوند .این هفت مفهوم در کنار یکدیگر چارچوبی هنجاری (ارزشی) در برابر مهندسی و اخالق مهندسی ایجاد میکنند. .1پروژههای مهندسی آزمونهای اجتماعیای هستند که هم امکانات و هم خطرات جدیدی ایجاد میکنند .مهندسان در مسئولیتهای ایجاد منافع ،پیشگیری از مضار و اطالع رسانی در مورد خطرات سهیم هستند. .2ارزشهای اخالقی در تمام زوایای توسعهی تکنولوژی نافذ هستند و اخالق و کیفیت در مهندسی حضور توامان دارند. .3نیات و تعهدات شخصی در اخالق مهندسی مهم هستند همانطور که اصول مسئولیتی که در ضوابط اخالقی بیان شدهاند و شامل همهی مهندسین میشود اهمیت دارد. .4ارتقای منش مسئوالنه حتی مهمتر از تنبیه خطاکاری است. .5پیچیدگیهای اخالقی در مهندسی ،مثل جاهای دیگر ،رخ میدهند زیرا ارزشهای اخالقی بسیارند و گاه با هم در تضاد قرار میگیرند. .6اخالق مهندسی باید هم به مسائل خرد و هم به مسائل کالن بپردازد که اغلب به هم مرتبطند. .7توسعهی تکنولوژی خوشبینی محتاطانه --خوشبینی همراه با احتیاط --را مجاز میشمارد. بگذارید هر یک از این مفاهیم را به طور خالصه معرفی کنیم. .1مهندسی به عنوان آزمون اجتماعی .وقتی شاتل فضایی کلمبیا در اول فبریه 2003منفجر شد و منجر به کشته شدن هفت فضانورد سرنشین آن شد ،برخی با درنظر گرفتن شرایط بعد از 11سپتامبر بیم از آن داشتند که علت این سانحه حملهای تروریستی بوده باشد .اما فرضیهی کارآمدی به سرعت شکل گرفت که علت سانحه را جدا شدن قطعهای از اسفنج عایق مخزن سوخت خارجی و برخورد آن به بال چپ در ثانیهی 82پرتاب بیان میکرد .روکش لبهی جلوی بال از جنس «کربن تقویت شده» بود .مادهی شگفت انگیزی که بال را در برابر دماهایی در حدود 3000درجه که در زمان ورود مجدد به جو در اثر اصطکاک با هوا به وجود میآید حفاظت میکند .حتی شکافی بسیار ریز در آن میتواند باعث راه پیداکردن گازهای بسیار داغ به داخل بال و ذوب سیستم سیمکشی و پاشیدن فلز ذوب شده به داخل ساختار بال شود. تفحص در مورد این سانحه در زمان به چاپ سپرده شدن این کتاب همچنان ادامه دارد ،اما محققان قبال اظهار کردهاند که آنها به چیزی بسیار بیشتر از صرف کشف راز علت بروز این فاجعه عالقهمندند .سابق بر این فاجعه چندین رخداد دیگر مربوط به جدا شدن اسفنج از مخزن سوخت اتفاق افتاده بود .چرا آن حوادث با دقت بیشتری مورد بررسی قرار نگرفتند؟ و چرا اینقدر خطرات جدیدتری نظیر bolt catcherهای معیوب در حال بروز هستند؟ بولت کچرها حفرههایی هستند که برای گرفتن زبانههای بدنهی بوسترهای سوخت جامد و چسباندن آنها به بدنهی مخزن سوخت خارجی طراحی شدهاند .آیا فرهنگ ایمنی در ناسا ،بر خالف تصور بهبود آن بعد از فاجعه چلنجر در 1986آنقدر مضمحل شده است که قضاوت بیطرفانهی مهندسان به چیزی انگاشته نمیشود؟ حتی در طول آخرین سفر کلمبیا ،وقتی قطعهی حفاظ عایق به کاشیهای شکنندهی سطح بال فضاپیما برخورد کردند ،برخی از مهندسان مجرب در خواست کردند که بالفاصله برخورد شبیهسازی و بررسی شود .تقاضای آنها رد شد .آیا علت این بود که در زمان ،پول، پرسنل و رویههای اطمینان از امنیت کاستی ایجاد شده بود؟ به وفور پیش میآید که توسعهی تکنولوژی دولبه و دوچهره است و از نظر اخالقی ابهام دارد :پروژههای مهندسی همان طور که امکانات جدید ایجاد میکنند ،خطرات جدیدی را نیز به دنبال دارند .برای تاکید بر جوانب سود-خطر در مهندسی در فصل چهار مدل مهندسی به عنوان آزمون اجتماعی – آزمونهای در وسعت اجتماع --را مطرح خواهیم کرد .این مدل تاکید دارد بر نیاز به مشارکت و سهمپذیری مهندسان در مسئولیت کارشان ،به کار گرفتن هشیاری و دقت کافی ،تصور و پیشبینی مخاطرات و اینکه مهندسان هر گاه که امکان دارد با وجدان کیفیت پروژههایشان را بررسی کنند و دیگران را در مورد خطرات آگاه کنند تا بتوانند با داشتن علم بر خطرات ،خطرات را بپذیرند .این مدل عالوه بر اهمیت دادن به خطرات بر نفعی که از طریق دستاوردها و کشفیات مهندسی میسر شده است تاکید میورزد و بر اهمیت اخالق پیشگیرانه پای میفشارد :اعمال و تامالت اخالقی که هدف آن پیشگیری از مضار اخالقی و مسائل دشوار اخالقی قابل اجتناب است. .2اخالق و برتری :ارزشهای اخالقی در مهندسی تنیده شدهاند. ارزشهای اخالقی حتی در درون سادهترین پروژههای مهندسی تنیده شدهاند نه این که به عنوان بارهای خارجی به پروژه تحمیل شده باشند .به این تمرین که به دانشجویان سال اول در کالج هاروی ماد داده شده است توجه کنید: مرغدانیای طراحی کنید که تولید جوجه و تخممرغ را افزایش دهد و در ساخت این مرغدانی فقط از مواد اولیهای که برای کارگران محلی – در یک تعاونی مایایی در گواتماال – قابل دسترس و قابل نگهداری است استفاده شود .کاربران نهایی این مرغدانی زنان شاغل در یک تعاونی بافندگی هستند که میخواهند محتوای پروتئین برنامهی غذایی فرزندانشان را به نحوی که با برنامهی غذایی سنتیاشان سازگار باشد افزایش دهند و ترجیحا نگهداری از مرغداری آنها را زیاد از کار بافندگیاشان دور نکند. کار پیچیدهتر از آنی بود که در ابتدا گمان میرفت .دانشجویان میبایستی مواد اولیهی احتمالی را شناسایی ،بین فقس و محوطهی باز یکی را انتخاب و ساختارها را برای قدرت و دوام طراحی کنند .آنها میبایستی دسترسی امنی برای روستاییان در نظر میگرفتند .این دسترسی امن شامل فضای کافی برای سر و شانهها در محل درها و کف امن برای پای برهنه بود .آنها میبایستی از وجود شرایط انسانی برای مرغها اطمینان حاصل میکردند که شامل تهویه و فضای کافی و آسایش در زمان تغییر آب و هوا ،دسترسی مناسب به آب و غذا و محافظت در برابر جانوران شکاری محلی که میتوانستند از زیر حصار نقب بزنند میشد .آنها میبایست رویههای تمیز کردن محفظهها را برای کمینه کردن آسیب به محیط بهبود بخشند و در همان حال فضلهی مرغها را به عنوان کود بازیافت کند .اما هدف اصلی دوبرابر کردن تولید جوجه و تخممرغ بود .شماری از مفاهیم طراحی مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت محوطهی محصور نسبت به مجموعهی قفسها مرجح تشخیص داده شد .در 1997چهار دانشجو به همراه استاد مشاورشان تحت حمایت گروه کمکهای انساندوستانه ای به نام زیال-اید به سان مارتین چیکویتو در گواتماال سفر کردند و همراه با روستاییان به ساخت مرغدانی و سایر ساختمانها از قبیل کارگاههای بافندگی پرداختند. ارزشهای اخالقی در چندین نقطه با پروژههای مهندسی در هم تنیده شدهاند .این نقاط شامل استانداردهای پایهای امنیت و کارایی است ،و همچنین ساختار شرکتهای تکنولوژیکی به عنوان جوامعی از مردم که در فعالیتهای مشترک درگیر هستند ،منش مهندسانی که نوک پیکان پیشرفت تکنولوژی را به پیش میرانند و ایدهی مهندسی به عنوان حرفهای که مهارتهای پیشرفته را با دلسپردگی به نفع جامعه در هم آمیخته است .در مهندسی مانند سایر حرفهها ،برتری کیفی و اخالق در چشمانداز کالن و در دراز مدت با هم سازگارند .به طور عام ،اخالق چیزهایی بسیار فراتر از مشکالت و تنبیهها ،وظایف و مسائل دشوار را در بر میگیرد. اخالق محدودهی کاملی را از ارزشهای معنوی که در جهتدهی به تالشهایمان و در سازماندهی روابط و جوامعمان آن ارزشها را تعقیب میکنیم پوشش میدهد .این تاکید بر جهتگیری معنوی توسط یونانیان باستان شناخته شده بود ،کلمهی یونانی باستانی arete در فارسی «رجحان» یا «فضیلت» معنا میدهد. .3نیت و تعهد شخصی .تیمی از مهندسان در حال طراحی مجدد ریهای مصنوعی هستند که شرکتشان به بازار عرضه میکند .آنها در بازاری پررقابت مشغول به کار هستند که ساعات کار طوالنی و پراسترس را طلب میکند .مهندسان تماس بسیار کم یا در حد صفر با مشتریان شرکت دارند و فقط روی مسائل فنی و نه بر انسانها تمرکز کردهاند .به ذهن مهندس پروژه خطور میکند که استفاده کنندگان ریهی مصنوعی و خانوادههای آنها را به کارگاه دعوت کند تا آنها شرح دهند که چگونه زندگیشان با ریههای مصنوعی متحول شده است .تغییر بالفاصله اتفاق میافتد و حیرت انگیز است« .وقتی خانوادهها بچههایشان را آوردند ،بچههایی که به یمن محصول شرکت میتوانستند آزادانه نفس بکشند ،استراحت کنند ،بیاموزند و از زندگی لذت ببرند ،به کارگران نوعی مکاشفه دست داد .کارگران با مشاهدهی مدرک محکم این که تالشهایشان به طور جدی در بهبود زندگی افراد موثر است ،نیرو گرفتند و روحیهی محیط کار بسیار باال رفت4 ». انگیزهها و تعهدات مهندسان درست به اندازهی سایر انسانها متنوع و فراوان است .آرزوی کار مفید و معنادار ،دغدغهی معاش ،عالقهمندی به دیگر انسانها – انسان دوستی – ،و نیاز به حفظ حرمت نفس همه با هم آمیخته میشوند تا برای برتری در مهندسی انگیزه ایجاد کنند .عمدتا این انگیزهها با تقویت متقابل یکدیگر گونهای احساس مسئولیت شخصی در کار فرد ایجاد میکنند .همانگونه که کرارا تاکید میکنیم ،مهندسی عالوه بر این که با محصوالت سر و کار دارد ،با مردم نیز مرتبط است ،و مردم شامل مهندسانی که با مشتریان ،همکاران ،کارفرمایان و عامهی مردم رابطهی اخالقی (و مالی) دارند نیز میشود. همهی مهندسان ملزم هستند که مسئولیتهایی را که در مرامنامهی اخالقیاشان ذکر شده است براورده سازند .این الزامات استانداردی کمینه اما سطح باال برای برتری ایجاد میکنند. تعهد شخصی فرد فرد مهندسان بایستی به سوی مسئولیتهای مشترک نشانه روی شده باشد و با آنها یکپارچه باشد .اما با این حال برخی از مسئولیتها و ارزشها بسیار شخصی هستند و نمیتوانند به هر مهندسی تحمیل گردند .این نوع مسئولیتها شامل دلسپردگیهای مذهبی ،محیطی ،کار نظامی ،خانواده و جاهطلبیهای شخصی است .وقتی از تعهدات شخصی سخن میگوییم مراد هم تعهد به مسئولیتهای مشترک و هم این گونه تعهدات شخصیتر است که بر کار حرفهای تاثیر میگذارد. .4تشویق منش مسئوالنه و جلوگیری از خطاکاری .موجی از رسواییهای تجاری که در سال 2001آغاز گردید اعتماد آمریکاییها به شرکتها را متزلزل کرد .در آن سال انرون بزرگترین ورشکستگی در تاریخ آمریکا را اعالم کرد و شصت میلیارد دالر سهام در دست سهامداران بیارزش شد .سال بعد، ورشکستگی رسوایی آمیز ورلدکام رکورد تازهای بر جای گذاشت. شرکت بزرگ و خوشنام حسابداری آرتور اندرسن که حسابداری انرون و شرکتهای دیگر را به عهد داشت به همدستی در جرم متهم شد و وادار به انحالل گردید. نکات مربوط به سازگاری و اطاعت برای این هستند که تبعیت افراد نسبت به استانداردهای حرفهای را تضمین و از بروز خطاکاری جلوگیری کنند .در همهی شرکتها به رویههایی برای جلوگیری از کالهبرداری ،سرقت ،رشوه ،ناکارامدی و تعداد زیادی از شکلهای دیگری از بیاخالقی آشکار نیاز است .قوانین عاقالنه و نظام و مقررات دولتی که شامل مجازاتهایی برای رفتار خودسرانه و مسامحه کاری باشد به همان اندازه ضروری است .ما بایستی به بررسی فشارهایی که گاه به مشارکت مهندسان در خطاکاری منجر میشوند اهمیت بیشتری بدهیم تا گزارش کردن موارد خطاکاری به مقامات ذیربط. عطف به این مطلب ،بخش عمدهای از اخالق مهندسی به پیشگیری از بروز خطاکاری اختصاص دارد .نیازی به آنچه ما اخالق پیشگیرانه مینامیم وجود دارد .اخالق پیشگیرانه عبارت است از اعمال و تامالت اخالقی با هدف جلوگیری از رخدادهای بد معنوی و مسائل غیر ضروری اخالقی .تاکید اصلی در اخالق بایستی حمایت از منش مسئوالنه باشد .در حقیقت اکثریت بسیار بزرگی از مهندسان از لحاظ اخالقی ملتزم هستند .همینطور اکثر شرکتها .افراد و شرکتها باید ارزش جو باشند به جای این که به سادگی فقط در پی رویههای اطاعتی باشند که در تئوری مدیریت آمده است. .5ارزشهای معنوی بیشمار مسائل غامض اخالقی ایجاد میکنند .یک مهندس شیمی که در بخش محیط زیست یک شرکت تولید کامپیوتر کار میکند متوجه میشود که احتماال شرکتش مقادیر غیر مجازی سرب و آرسنیک در فاضالب شهر تخلیه میکند .شهر فاضالب را مورد پردازش قرار میدهد و از آن کود تولید میکند .کود مورد استفادهی کشاورزان محلی قرار میگیرد .شهر برای اطمینان از ایمنی قوانین بسیار محدود کنندهای در مورد تخلیهی سرب و آرسنیک دارد .تحقیقات اولیه مهندس را متقاعد میکند که شرکت باید از تجهیزات کنترل آلودگی قویتری استفاده کند .اما مدیر او مصر است که قیمت چنین کاری بسیار باال است و شرکت بر اساس اصول فنی از قانون متابعت میکند .مهندس مسئول انجام دادن کاری که به موفقیت شرکتش کمک میکند است ،اما او نسبت به جامعهی محلی که ممکن است از جریان مواد آلوده کننده صدمه ببیند نیز مسئول است و مضافا او نسبت به خانوادهی خود نیز مسئول است و حق ادامه و پیشرفت در شغل خود را نیز دارد .او چه باید بکند؟ معماهای اخالقی یا معماهای معنوی شرایطی هستند که در آن ارزشهای اخالقی با هم تضاد پیدا میکنند یا این که به کار بردن ارزشهای اخالقی مشکلزا میشود و به وضوح نمیتوان تشخیص داد که چه باید کرد .دالیل معنوی میتوانند وظایف ،حقوق، خیرها ،ایدهآلها یا سایر مالحظات اخالقی باشند .در مهندسی، مانند هر جای دیگری ارزشهای اخالقی بیشمارند و ممکن است تحت شرایطی با هم در تضاد قرار بگیرند .حل این مسائل بغرنج نیازمند قضاوت خوب دربارهی هماهنگ کردن و یکپارچه کردن ارزشهای متضاد است .از فصل دوم ما دربارهی منابع درک و حل مسائل بغرنج اخالقی بحث خواهیم کرد که شامل مرامنامههای اخالقی و تئوریهای اخالقی است .ما تاکید میورزیم که بروز مسائل بغرنج اخالقی بدین معنا نیست که چیزی به خطا رفته است بلکه وجود آنها حضور پیچیدگی معنوی را نشان میدهد .حتی اگر بتوانیم تمام مسائل قابل اجتناب مانند جرائم شرکتی را حذف کنیم ،پیچیدگیهای اخالقی همچنان وجود خواهند داشت. .6موضوعات خرد و کالن .مسائل خرد ،تصمیمات افراد و شرکتها را لحاظ میدارد ،مسائل کالن به مسائل جهانیتری میپردازد. مسائلی مانند جهتگیریها در توسعهی صنعتی ،قوانینی که باید یا نباید تصویب شوند و مسئولیت تجمعی گروههایی مانند انجمنهای صنفی مهندسی و انجمنهای مصرفکنندگان .هر دوی مسائل خرد و کالن در اخالق مهندسی مهم هستند و اغلب در هم تنیده شدهاند. به عنوان مثال به بحثهایی که در بارهی اتومبیلهای مناسب تفریح – اس یو وی – در گرفت توجه کنید .مسائل خردی در گرفت برای مثال در مورد فورد اکسپلورر و بریجستون/فایرستون که برای اکسپلورر تایر تولید میکردند .در اواخر دههی 1990 گزارشهای زیادی در بارهی جدا شدن عاجهای الستیک اکسپلورر واصل شد که منجر به ترکیدگی و چپکردگی اکسپلوررها میشد .تا سال 2002تخمینها حکایت از آن داشت که حدود 300نفر در اثر این حوادث جان خود را از دست دادهاند و بیش از 1000نفر در این حوادث جراحت برداشتهاند .تخمینهای جدیدتر این ارقام را بسیار بیشتر نشان میدهند .فورد و بریجستون تقصیر را به گردن یکدیگر میانداختند و این نزاع منجر به از هم گسستن همکاری تجاری صد سالهی این دو شرکت گردید .بعدها آشکار شد که این مخاطره منابع متعددی داشته است .بریجستون از یک طراحی معیوب الستیک استفاده کرده بود و واحد تولیدی اصلی از کنترل کیفیت ضعیفی استفاده میکرد .فورد برای الستیکها از حاشیهی امنیتی ضعیفی استفاده کرده بود و به امید این که رانندگان چرخها را در وضعیت باد مناسبی نگاه میدارند بود .فورد با بیمیلی به وجود مشکل اعتراف کرد و از دارندگان خواست تا الستیکهای خطرناک را پس بیاورند. در مقابل ،مسائل کالن بر این اتهام که اس یو وی ها از جمله خطرناکترین وسایل جادهای هستند تمرکز دارد .با در نظر گرفتن تعداد آنها ،حتی خطرناکترین وسایل جادهای .ناپایداری حاصل از ارتفاع منجر به سهولت چپکردن میشود ،در اس یو ویها تصادفات بیشتری نسبت به سایر انواع ماشینها به مرگ راننده منجر میشود ،باعث کم شدن دید رانندگان ماشینهای کوتاهتر پشت سر در آزادراهها میشود ،در شب ،نور مرتفع چراغهای اس یو وی دید رانندگان مقابل را مختل میسازد ،مصرف سوخت بسیار باالیی دارند و آلودگی زیادی تولید میکنند .کیث بردشر تخمین میزند که اس یو ویها بیش از 3000مرگ بر تعداد کل مرگهای ناشی از تصادفات --در صورتی که اس یو ویها وجود نداشتند -- میافزایند .تقریبا 1000مرگ اضافه در هر سال به سرنشینان اس یو ویهای چپ کننده اختصاص دارد که اگر این رانندگان از اتومبیلهای سواری استفاده میکردند این 1000مرگ حذف میگردید. 1000مرگ در اثر بر خورد اس یو وی ها با اتومبیلهای دیگر رخ میدهد که اگر برخورد بین دو اتومبیل نبود این مرگها اتفاق نمیافتاد و تا سقف 1000نفر در سال بر اثر افزودهی آالیندههای آزاد شده توسط اس یو ویها دچار مشکالت تنفسی میگردند .بردشر بر این باور است که این اعداد همچنان که هر سال اس یو ویهای بیشتری وارد جادهها میشوند و اس یو ویهای قدیمیتر به رانندگان جوانتر و خطرناکتر فروخته میشوند افزایش یابد. آیا مسالهی اس یو وی باید به عنوان یک کل در مهندسی مورد بررسی قرار گیرد یا حداقل توسط نمایندگان حرفهای و انجمنهای فنی؟ اگر چنین است چه باید کرد؟ یا این که در یک جامعهی دموکراتیک سرمایه داری مهندسان فقط باید به عنوان افراد نقش ایفا کنند نه به عنوان گروههای سازمانیافته؟ آیا مهندسان باید خود را از قضیه جدا نگاه دارند و مساله را به گروههای مصرفکنندگان و قانونگزاران واگذار کنند؟ وقتی به آینده نگاه میکنیم که جمعیت به سرعت افزایش مییابد و منابع سنتی تقلیل مییابند ،حتی مسائل کالن بزرگتری مطرح میشوند که مسالهی حمل و نقل عمومی در رابطه با همهی اتومبیلها و اس یو ویها را در بر میگیرد، .7خوشبینی محتاطانه در مورد تکنولوژی .عمومیترین مبحث کالن در مورد کلیت تکنولوژی شامل تمامی امیدها و مخاطرات آن است که در فصل دهم در مورد آن به تفصیل گفتگو شده است .بدبینها تکنولوژی را تهدیدگر و خارج از کنترل میبینند .آنها به آلودگی محیط زیست ،نقصان منابع طبیعی ،مرگومیر فراوان در جادهها و در جنگهای مجهز به تکنولوژی باال ،ترس از سالحهای بیولوژیکی و شیمیایی و تهدید دیرپای جنگ هستهای اشاره میکنند .خوشبینها بر این که تکنولوژی چقدر زندگی ما را عمیقا ارتقا بخشیده است تاکید میکنند .به گفتهی آکادمی ملی مهندسی هر یک از ما به طرقی از بیست دستاورد برتر تکنولوژی قرن بیستم بهره میبریم :برقرسانی عمومی ،اتومبیل ،هواپیما، منابع و توزیع آب لولهکشی ،الکترونیک ،رادیو ،تلویزیون، کشاورزی مکانیزه ،کامپیوتر ،تلفن ،تهویه مطبوع و یخچالها، بزرگراهها ،فضاپیماها ،اینترنت ،تکنولوژیهای تصویربرداری در پزشکی و دیگر موارد ،لوازم خانگی ،تکنولوژیهای بهداشتی، تکنولوژیهای پتروشیمی ،لیزر و فیبر نوری ،تکنولوژیهای هستهای و مواد با کارایی باال. به عنوان نویسنده ،ما نسبت به تکنولوژی به طرز محتاطانهای خوشبین هستیم .هیچ چیز بیشتر از تکنولوژی بیخطر برای پیشرفت آدمی محوریت ندارد و هیچ یک از جنبههای دستاوردهای خالقانهی بشری کمتر از نبوغ مهندسی مورد تحسین عامه نیست .و در همان حال باید به طور سازگار با مدل آزمون اجتماعی ،اعتماد و امید باال --که برای پیشرفت تکنولوژی ضروری هستند -با واقعگرایی هشیارانه نسبت به خطرات همراهی شوند. اخالق مهندسی چیست؟ با مروری بر موضوعات و مالحظهی مختصر مسائل در ذهن ،حاال میتوانیم تعریفی از اخالق مهندسی ارائه دهیم .کلمهی اخالق معانی متعددی دارد .در زمینهی به کار برده شده در عنوان این کتاب اخالق مترادف با اخالقیت است .این کلمه به ارزشهای اخالقی اشاره دارد که بینقص هستند ،کارهایی که از لحاظ اخالقی ضروری هستند (حق) یا کارهایی که از لحاظ اخالقی مجاز هستند (قابل قبول) ،و سیاستها و قوانینی که مطلوب هستند .متناظرا اخالق مهندسی مشتمل است بر مسئولیتها و حقوقی که بایستی توسط آنان که در کارهای مهندسی دخیل هستند صحه گذارده شود و همچنین ایدهآلهای مطلوب و تعهدات شخصی در مهندسی. در زمینهی دیگری اخالق به معنای علم مطالعهی اخالقیات است. مطالعهی اخالق اخالقیات است .یعنی گونهای استفسار در اخالق به معنای اول .در این معنا ،اخالق ،بررسی و مشخص میکند که کدام اعمال ،اهداف ،اصولة سیاستها و قوانین از لحاظ اخالقی قابل قبول هستند .با در نظر داشتن این معنای اخالق ،که زمینهی مطالعهی این کتاب نیز همین است ،اخالق مهندسی مطالعهی تصمیمات ،سیاستها ،و ارزشهایی است که در تحقیق و افعال مهندسی به لحاظ اخالقی مطلوب هستند. این دو زمینهی معنایی هنجاری هستند .به این معنا که به گزینهها و ارزشهای موجه اشاره میکنند به چیزهایی که مطلوب هستند ،نه فقط چیزهایی که مورد نیاز هستند .زمینهی هنجاری اخالق با زمینهی توصیفی اخالق متفاوت است .در یک زمینهي توصیفی ما از اخالق هنری فورد یا اخالق مهندسان امریکایی صحبت میکنیم و بدین وسیله به باورها و رفتارهای یک فرد خاص یا گروهی از افراد اشاره میکنیم ،بدون این که در مورد این که آیا باورها و رفتارهای این افراد موجه هست یا نه بحثی به میان بیاوریم .در یک زمینهی توصیفی دیگر دانشمندان علوم اجتماعی اخالق را زمانی که در توصیف و توضیح آنچه مردم بدان باور دارند و نحوهی رفتار آنها میپردازند مطالعه میکنند. آنها نظر سنجیهایی به اجرا در میآورند ،رفتار مشاهده میکنند و مستنداتی که توسط جوامع حرفهای نگاشته شده است را بررسی میکنند و پرده از نیروهای اجتماعی که اخالق مهندسی را شکل میدهند برمیدارند. با در نظر گرفتن زمینهی هنجاری ،اخالق مهندسی بر ارزشهای اخالقی موجه در مهندسی داللت دارد اما ارزشهای اخالقی چیستند؟ اخالقیات چیست؟ لغتنامهها به ما میگویند که اخالقیات بر درست و نادرست ،خیر و شر ،ارزشها و آنچه باید انجام شود داللت دارد .اما این تعاریف ناکامل هستند زیرا این کلمات معانی غیر نرمال هم دارند .بدین ترتیب ،برای این که شخصی اتومبیلی را روشن کند «باید» کلید را در شکاف مربوطه وارد نماید که این کار «درستی» است .یا این که شکالت طعم «خوبی» دارد و زیبایی در زیباییشناسی یک «ارزش» است .در مقابل اخالقیات درگیر درست و نادرست اخالقی خوب و بد اخالقی ،ارزشهای اخالقی و آنچه از لحاظ اخالقی بایستی انجام شود است .گفتن این چندان روشنگر نیست زیرا این یک تعریف دوار است ،تعریفی که در آن از همان کلمهای که میخواهیم برای آن تعریفی ارائه دهیم استفاده میشود. تجربه ثابت میکند که ارائهی تعریفی از اخالق کار سادهای نیست .البته همهی ما میتوانیم مثالهایی از ارزشهای اخالقی بزنیم اما به محض این که تالش میکنیم که تعریف جامعی از اخالق ارائه نماییم به سمت تئوری ناقص و بدوی اخالق کشیده میشویم. مثال اگر بگوییم اخالق شامل ارتقای خیر عامه است ما به تئوری اخالقیای با عنوان سودمندگرایی متوسل شدهایم .اگر بگوییم اخالق مربوط به حقوق بشر است به اخالقیات حقوق روی آوردهایم و اگر بگوییم که اخالقیات در ذات خود به شخصیت خوب مربوط است از اخالقیات فضائل سخن گفتهایم. این تئوریهای اخالقی دیگر در فصل 3مورد بررسی قرار گرفتهاند .در حال حاضر بگذارید به سادگی بگوییم اخالقیات در مورد احترام به اشخاص است .هم دیگران و هم خودمان که این شامل عدل و انصاف ،وفای به عهد و احترام به حقوق و ایجاد نکردن غیر ضروری زیان از طریق ناراستی ،سنگدلی و غرور است. به عالوه ،این تعریف ساده شامل ایدهآلهای شخصیتی از قبیل امانت ،سپاسگزاری و آمادگی برای کمک به کسانی که در شرایط سختی قرار دارند میشود و این تلویحا از کمینه کردن در رنج قرار دادن جانوران و آسیب به محیط نیز سخن میگوید. چرا اخالق مهندسی مطالعه کنیم؟ مطالعهی اخالق مهندسی از این جهت که هم به تولید محصوالت مهندسی ایمن و مفید کمک میکند و هم به تالشهای مهندسان معنا میبخشد مهم است .اخالق مهندسی پیچیده است به نحوی که نیاز به تفکر جدی در کل یک دورهی شغلی دارد که با کسب یک مدرک دانشگاهی شروع میشود .اما ورای این مشاهدات کلی چه اهداف خاصی باید مطالعهی اخالق مهندسی را هدایت کند؟ در دیدگاه ما هدف مستقیم این است که قابلیت شخص را برای حل کردن پیچیدگیهای اخالقی در مهندسی باال ببرد .متناظرا مطالعهی اخالق مهندسی قابلیت استدالل شفاف و دقیق را دربارهی سواالت اخالقی باال میبرد .هدف غایی افزودن خودمختاری اخالقی است .خود مختاری اخالقی عبارتی است که به کرات در اخالق به کار میرود. خودمختاری یعنی استقالل یا اختیار در تصمیم گیری در کارها است .اما هر نوع برداشت مستقل از اخالق به معنای خود مختاری اخالقی نیست .خود مختاری اخالقی میتواند به توانایی یا عادت اندیشیدن منطقی به مسائل اخالقی بر اساس حساسیتهای اخالقی تعبیر شود. پایهی حساسیتهای اخالقی یا مسئولیت عمومی نسبت به ارزشهای اخالقی عمدتا در کودکی ،زمانی که به ما آموزش داده میشود تا به نیازها و حقوق دیگران و خودمان حساس باشیم بنا نهاده میشود .نتیجهی غمانگیز عدم وجود چنین حساسیتی آنچنان که در مورد بچههای به شدت مورد سو استفاده قرار گرفته صادق است، میتواند یک جامعهستیز بالغ باشد که هیچ گونه درکی از خیر و شر اخالقی ندارد .جامعهستیزها و مردمستیزها از لحاظ اخالقی خود مختار نیستند هرچند که استدالل آگاهانهاشان در بارهی اخالقیات مستقل باشد. بهبود بخشیدن توانایی تعمق با دقت در مسائل اخالقی میتواند با بهبود بخشیدن مهارتهای عملی که به ایجاد تفکر خودمختار در مورد مسائل اخالقی کمک کند عملی شود .تا آنجا که به اخالق در مهندسی مربوط میشود این مهارتها شامل موارد زیر هستند. .1اگاهی اخالقی :مهارت در شناسایی مسائل اخالقی در مهندسی. .2استدالل اخالقی منطقی :ادراک ،شفافسازی و ارزیابی مباحث سمت مقابل مسالهی اخالقی. .3همسانی اخالقی :شکل دادن دیدگاههای همسان و جامع بر اساس در نظر گرفتن حقایق مرتبط .4ابتکار اخالقی :پیدا کردن پاسخهای غیر روزمره به مسائل اخالقی و آمادگی برای قبول راه حلهای ابتکاری برای مشکالت عملی. .5ارتباط اخالقی :دقت در به کار بردن زبان مشترک اخالقی برای بیان و دفاع کارامد از نظرات و عقاید اخالقی شخص. این موارد اهداف مستقیم درسهای دانشگاهی است .اینها حول مهارتهای شناختی دور میزنند ،مهارتهای ذهنی در اندیشیدن شفاف و منطقی .با این وجود امکان دارد که این مهارتها را داشت و به شیوهای مسئوالنه اخالقی رفتار نکرد .بنابراین آیا ما باید به فهرست اهدافمان اهداف ذیل را که جنبههای تعهدات اخالقی و منش مسئوالنه را مشخص میکنند اضافه کنیم؟ .6عقالنیت اخالقی :تمایل و قابلیت مسئولیتپذیری اخالقی. .7احترام به افراد :دلواپسی صادقانه در مورد بهروزی دیگران و خود. .8تحمل تنوع :احترام به تفاوتهای نژادی و مذهبی و پذیرفتن تفاوتهای معقول در نگرشهای اخالقی مختلف. .9امید اخالقی :اعتقاد به این که گفتگو میتواند در حل تضادهای اخالقی مفید واقع شود. پاکدامنی :حفظ پاکدامنی و سالمت نگاه داشتن زندگی .10 حرفهای و اعتقادات شخصی. ما در دیدگاه خود باید این اهداف را به مطالعهی اخالق مهندسی اضافه کنیم زیرا مطالعهی اخالق بدون انتظار به دستیابی به هدف ارزش زیادی ندارد .در همان حال تعقیب این اهداف به شیوهی غیر مستقیم و تلویحی بهتر عملی میشود .شیوهی مناسب مطالعه و تدریس موثرتر از روش موعظه کردن و امتحان گرفتن است .مطالعهی اخالق در سطح دانشگاه بایستی متضمن ایجاد، توسعه و تحریک حساسیت اخالقی باشد. سواالتی برای گفتگو و مباحثه .1در موارد ذیل ،ارزشهای اخالقی ،مسائل و معماها را در صورت وجود پیدا کنید و توضیح دهید که چرا شما آنها را ارزش یا مسالهی اخالقی در نظر میگیرید. الف .مهندسی به شرکتش اطالع میدهد که با صرف هزینهای به نسبت اندک و با استفاده از حبابی با دوامتر میتوان به عمر چراغقوهها چند سال اضافه کرد .شرکت به این نتیجه میرسد که استفاده نکردن از حباب جدید بیشتر به نفعش است زیرا هم هزینهها پایینتر نگاه داشته میشود و هم نفع استهالک ذاتی کاال که باعث میشود مشتریها نیاز به خرید چراغقوههای بیشتری داشته باشند محفوظ بماند. ب .یک شتابدهندهی خطی الکترون برای مقاصد پزشکی به شکل یک سیستم دو حالته طراحی شده بود که میتوانست اشعهی Xیا شعاعهای الکترونی تولید کند .این دستگاه برای مدتی نسبتا طوالنی مورد استفادهی موفقیت آمیز بوده است اما گهگاه بیماران مورد تابش بیش از حد قرار میگرفتند که باعث عوارض بعدی دردناک میشد و در چند مورد نیز به مرگ بیمار منجر شد. بیماری در مراجعه مجدد متحمل درد زیادی شد اما اپراتور که دور از محل بیمار قرار داشت متوجه هیچ مشکلی نشد زیرا امکان ارتباط بین آن دو وجود نداشت :اینترکام خراب شده بود و مونیتور ویدئویی خاموش بود .ضمنا بیمار نمیتوانست بدون دریافت کمک از بیرون از اتاق اشعه خارج شود و به این ترتیب بیمارستان در تقصیر سهیم بود .تولید کنندهی ماشین پس از بررسی سرسری آن اصرار داشت که سیستمهای کامپیوتری کنترل مطمئنا دچار خطا نشدهاند و هیچ کس نباید اطالعات ثابت نشده افتراآمیزی در مورد دستگاه پخش کند .سرانجام با تالشهای شبانه روزی فیزیکدان بیمارستان رد پای مساله در خطایی در نرمافزار یافته شد .این خطا بر اثر تالشهای تولید کننده برای کاربرپسندتر کردن ماشین به وجود آمده بود. .2با در نظر گرفتن مثال ریهی مصنوعی در مورد این که چرا یک ارتباط انسانی ساده تاثیر به آن بزرگی ایجاد کرد اظهار نظر کنید .این مثال در مورد این که چه چیزی به مهندسان قبل و بعد از مالقات انگیزه میداد چه میگوید؟ آیا این مثال آنقدر منحصر به فرد است که اجازهی تعمیم به سایر محصوالت مهندسی را ندهد؟ .3آیا مسالهی اس یو وی در سطح کالن باید به مهندسان به عنوان یک گروه و انجمنهای حرفهای آنها ربط پیدا کند؟ و آیا مهندسان اتومبیلسازی به شکل فردی باید در کارهای روزانهی خود نگران تاثیرات عمومی اجتماعی و محیطی اس یو ویها باشد؟ .4ارائهی تعریفی ساده از اخالقیات آسان نیست اما این بدان معنا نیست که اخالقیات یک خیال مبهم است .فالسفه مدتی طوالنی به این تفکر کردهاند که یک تعریف رسا از یک ایده ،مجموعهای از شرایط الزم و کافی را برای اطالق به آن ایده مشخص میکند. به عنوان مثال این صفات به شکل منطقی برای یک مثلث ضروری است و با هم کافی هستند :یک شکل مسطح ،شامل سه خط راست بسته به شکلی که سه زاویه ایجاد میکنند .فیلسوفی به نام لودویگ ویتگنشتاین 1951-1889اما بحث کرد که اکثر ایدههای معمولی غیر فنی نمیتوانند به شکل تر و تمیزی به این شکل تعریف شوند .در عوض میان اشیائی که کلمات به آنها اطالق میشوند فقط شباهتهای خانوادگی متناظر با شباهتهای نسبی بین افراد یک خانواده وجود دارد .رنگ چشم مشابه ،شکل بینی ،فرم بدن ،خلق و خو و غیره .به این ترتیب یک کتاب میتواند جلد گالینگور یا جلد مقوایی یا الکترونیکی یا چاپ شده یا دستنویس باشد ،به انگلیسی باشد یا به آلمانی و غیره .آیا میتوانید شرطهای الزم و کافی برای ایدههای زیر پیدا کنید؟ صندلی ،ساختمان ،انرژی، ایمنی و اخالق. .5متاسفانه بعضی اوقات به میان آمدن سخن از اخالق به جای ایجاد اشتیاق و مشارکت باعث بروز غرولند میشود .زیرا سخن از اخالق بالفاصله محدودیتهای شاق و مخالفتهای ناخوشایند را در ذهن متبادر میسازد .بدتر از آن ،سخن از اخالق تصاویری از زهدفروشی ،تظاهر و رفتارهای افراطی کیفری و جستجو به دنبال مقصر و تنبیه – رفتارهایی که خود از لحاظ اخالقی در معرض انتقاد هستند – را مجسم میسازد .رویداد اخیری را به خاطر بیاورید که منجر به اعتراض عمومی شده است .با توجه به این رویداد در مورد تفاوت عقالنیت اخالقی و داشتن عقدهی اخالق و در رد عقدهی اخالق بحث کنید .در این بحث به مواردی از قبیل وسعت نظر ،سعهی صدر ،درک زمینهی بحث و تعهد اشاره کنید. پذیرش و اشتراک در مسئولیت هربرت هوور قبل از این که به ریاست جمهوری ایاالت متحدهی امریکا برسد مهندس معدن بود .او در خاطراتش در بارهی مهندسی چنین میگوید: «حرفهی عالیای است .در آن افسونی هست ،با مشاهدهی این که یک تکه خیال با کمک علم به شکل یک نقشه بر روی کاغذ شکل میگیرد .سپس به سمت واقعیت یافتن در سنگ یا فلز یا انرژی پیش میرود .سپس برای انسانها شغل و خانه ایجاد میکند و سپس استاندارد زندگی را باال میبرد و بر رفاه زندگی میافزاید. این بزرگترین افتخار یک مهندس است. تعهد بزرگ یک مهندس در مقایسه با صاحبان دیگر مشاغل در این است که کارهای وی ناپوشیده و در معرض دید همگان است .اعمال او ،قدم به قدم به شکل مادهی سخت است .او نمیتواند مانند یک پزشک اشتباهاتش را در قعر گور پنهان سازد .او نمیتواند خطاهایش را مانند یک وکیل با جر و بحث ناپدید سازد و خطا را به گردن قاضی بیاندازد .او نمیتواند مانند یک معمار خطاهایش را با درختان و پیچکها بپوشاند .او نمیتواند مانند یک سیاستمدار کاستیهای خود را با تهمت به رقیب پردهپوشانی کند و امیدوار باشد که مردم فراموش کنند .مهندس نمیتواند از پذیرفتن خطایش طفره رود .اگر کارهای مهندس کار نکنند او ملعون است». هوور در زمانی به تعمق پرداخت که مهندسی حداقل در ظاهر تحت حاکمیت مشاور مستقل بود نه مهندس در استخدام شرکت مهندسی. در زمان او افراد مهندس آسانتر میتوانستند با حسی از مسئولیت شخصی برای کل پروژه کار کنند .وقتی پلی میشکست یا کشتیای غرق میشد پیدا کردن مهندس مقصر سادهتر بود .این موضوع به صحه گذاشتن بر رویای فردگرایی هوور چه در خالقیت و چه در مسئولیت پذیری شخصی در مهندسی کمک میکرد. امروز ،محصوالت مهندسی بسیار شبیه به زمان هوور باز و در معرض دید هستند .در حقیقت رسانه های ارتباط جمعی تضمین میکنند که خطاهای بزرگ به خوبی در معرض نظارت دقیق عامه قرار بگیرد .و این روزها بیش از هر زمان دیگری مهندس وجود دارد .با این وجود ،علی رغم تعدادشان ،مهندسان امروز کمتر از زمان هوور به چشم مردم میآیند .پیشرفت تکنولوژی بدیهی و عادی تلقی میشود و شکستهای تکنولوژیکی اگر به گردن دولت انداخته نشود به گردن شرکتهای بزرگ انداخته میشود .و به چشم عموم ،نمایندهی هر شرکتی مدیر سطح باالی آن است .کسی که از کارهای روزانهی خالقانهی مهندسان شرکت بسیار بدور است .این نامرئی بودن باعث میشود که مهندسان به سختی بتوانند احساسی از درک مشترک و پاسخگویی به جامعه را در خود حفظ کنند .با این وجود افرادی که برای کار خود مسئولیت میپذیرند میتوانند تاثیر بسیار عظیمی ایجاد کنند .مثال زیر این قضیه را بیشتر روشن میکند. نجات برج سیتیکورپ بیل لومژر ،مهندس سازه ،و هیو استابینز ،معمار ،وقتی روی طرحهای پنجمین آسمانخراش مرتفع نیویورک کار میکردند با چالشی مواجه شدند .کلیسای لوتری سنت پیتر گوشه ای از زمینی که سازه در آن بایستی بنا می شد را در مالکیت خود داشت. موافقتی بدین شرح حاصل گردید :برج بانک روی پایه هایی به ارتفاع نه 9طبقه بنا می شد که هر پایه در وسط اضالع ساختمان قرار داشت .به کلیسای سنت پیتر ساختمان جدیدی که آزادانه زیر یکی از گوشه های مرتفع ستون دار ساختمان قرار داشت داده می شد .سیتیکورپ سنتر در سال 1977ساخته شد و ساختمان جدید کلیسا مطابق تصویر زیر گوشه ی چپ پایین ساختمان به چشم می خورد. تصویر بدون پرسپکتیو برج سیتیکورپ و ساختمان کلیسا که در گوشه پایین سمت چپ قرار دارد .بادبارها F :مقابل و Q متمایل .باز سازی از ... سازهی لومژر از آنجا با سازههای رایج تفاوت داشت که ستونها به جای این که در گوشههای بنا قرار گرفته باشند در وسط اضالع قرار داشتند و نیمی از بار وزنی و تمام بار بادی سازه متکی بر چارچوب خرپاهایی مشتمل بر بادبندهایی در خارج از برج اتکا داشت .عالوه بر این لومژر یک ضربه گیر جرمی تنظیم شده که اولین در نوع خود بود که در یک ساختمان مرتفع به کار میرفت نصب کرد تا از نوسان ساختمان در باد جلوگیری کند. یک سال بعد از پایان ساخت برج ،یک دانشجوی مهندسی سواالتی مطرح کرد که لومژر را بر انگیخت تا برخی از جنبههای طراحی برج را بازبینی کند و خودش نیز سواالتی مطرح نماید .مثال آیا سازه میتواند در برابر برخی از بارها که توسط بادهای جانبی قوی ایجاد میشوند مقاومت نماید؟ در چنین حالتهایی دو پهلوی ساختمان نیروهای اریب باد را دریافت میکنند و نیروی حاصل 40 درصد بیشتر از زمانی است که باد مستقیما به یکی از پهلوهای ساختمان برخورد میکند .تنها شرطی که در نظامنامه ساختمان بیان شده بود توانایی تحمل بارهای بادی عمودی خاص بود و این مبنایی برای طراحی بادبندها بود .اما جای نگرانی نبود زیرا بادبندها به گونهای طراحی شده بودند که میتوانستند چنین بار اضافهای را به راحتی تحمل نمایند به شرط این که کیفیت جوشها در حد کیفیت باالی مورد انتظار بودند. با این حال سواالت دانشجو لومژر را بر انگیخت تا از دفترش در کمبریج ماساچوست به دفترش در نیویورک تماس تلفنی برقرار کند تا از استنلی گلدشتین مهندس مسئول برپایی برج در مورد اتصاالت جوشکاری شده اسکلت ساختمان سوال کند .کار چقدر سخت بود؟ کیفیت کار چقدر خوب بود؟ پاسخ گلدشتین لومژر را ناامید کرد .گلدشتین گفت« :نمیدانستید؟ اتصاالت اصال جوشکاری نشده اند .از بتلهم استیل به ما گفتند که فکر نمیکنند که نیازی به جوشکاری باشد ».دفتر نیویورک بر اساس اجازهای که داشتند پیشنهاد پیچ و مهره کردن اتصاالت را پذیرفته بودند و باز هم مسالهی بادهای مورب در نظر گرفته نشده بود. در ابتدا لومژر زیاد نگران نبود .زیرا ضربه گیر جرمی تنظیم شده جلوی نوسان ساختمان در باد را میگرفت ،پس او سراغ مشاورش در امور رفتار ساختمانهای مرتفع در باد ،آلن دیونپورت از دانشگاه اونتاریوی غربی رفت .دیونپورت با بازبینی نتایج آزمونهای یک نمونهی کوچک شده از ساختمان سیتیکورپ در تونل باد که قبال انجام شده بود گزارش کرد که یک بار باد مورب بسیار بیشتر از 40درصدی که در یک مدل ریاضی ایدهآل محاسبه شده بود از بارباد مستقیم فرا میرود. بادهایی که میتوانستند برخی از اتصاالت پیچ و مهرهای حیاتی را تخریب کنند و در نتیجه کل ساختمان را به مخاطره بیافکنند در نیویورک هر شانزده سال رخ میدهند .خوشبختانه بادبندهایی که نیاز به تقویت داشتند قابل دسترس بودند اما کار پر مشقت و گران بود و هزینه ای بیش از مقدار بیمهای که لومژر را پوشش میداد به دنبال داشت. لومژر با یک معمای اخالقی مواجه شده بود که حاصل تضادی بود بین مسئولیتش در برابر ایمنی ساختمان به خاطر مردمی که از آن استفاده میکردند ،تعهداتش در برابر شرکای مالی و مصلحتاندیشی شخصی که با ساکت ماندن براورده میشد .چه باید میکرد؟ او به خانهی تابستانیش در جزیرهای در دریاچهی سباگو در ایالت مین رفت .آنجا در آرامش دوباره تمام طراحی و اعداد حاصل از آزمایش تونل باد را بررسی کرد .ناگهان «احساسی تقریبا سرگیجهآور از قدرت» به او دست داد و پی برد که تنها او است که میتواند با در دست گرفتن ابتکار عمل جلوی بروز نهایی یک فاجعه را بگیرد. لومژر که حاال تصمیمش را گرفته بود به سرعت وارد عمل شد .او و استابینز با بیمهگرها ،وکال ،مدیریت بانک و دپارتمان شهرسازی شهر مالقات کردند تا مساله را توصیف کند .برنامهای برای تجهیز و به روز رسانی ساختمان مورد توافق قرار گرفت. بادبندها در نقاط حیاتی با جوش دادن صفحاتی فوالدی به ضخامت دو اینچ روی بیش از دویست اتصال پیچمهرهای تقویت میشدند. روزنامه نگاران که در ابتدا از رفت و آمد وکال به دفاتر مختلف کنجکاو شده بودند ،با تعطیلی روزنامههای مهم نیویورک به علت اعتصاب ناپدید شدند .وکال از لزلی رابرتسون مهندس ساختمان با تجربه در مدیریت بحران مشورت خواستند .او دفتر مدیریت رویدادهای غیر منتظرهی شهردار و صلیب سرخ را در جریان قرار داد تا در صورت بروز تندباد بتوان ساختمانهای اطراف برج را تخلیه نمود .او ترتیبی داد که شبکهای از تنش سنجهایی به نقاط مهم سازه متصل شود تا بتوان از نقطهی دور دستی تنش واقعیای را که فوالد متحمل میشود مطالعه کرد و مورد نظارت قرار داد .لومژر بر نصب مولد برق اضطراری اصرار داشت تا ضربه گیر جرمی بدون وقفه در حال کار باشد. وقتی تندباد اال ( )Ellaدر حوالی ساحل پدیدار شد ،نگرانیهایی به وجود آمد ،اما کار روی اتصاالت بسیار مهم تقریبا به پایان رسیده بود .نهایتا تندباد تغییر مسیر داد و ضرورتی برای تخلیه پیش نیامد .با این وجود طرح نوسازی و ضربه گیر جرمی تنظیم شده به گونهای آماده شدهاند تا در مقابل تندبادهایی که هر دویست سال یک بار رخ میدهند نیز بتوانند مقاومت کنند. طرفین توانستند خارج از دادگاه با هم مصالحه کنند ،به استابینز اتهامی وارد نشد ،دو میلیون دالری که بیمهگر لومژر پرداخت آن را پذیرفته بود از لومژر و شرکایش دریافت شد و مبلغ کلی صورتحساب تعمیرات بر 12.5میلیون دالر بالغ گردید. نه تنها لومژر جان انسانها را نجات داد و شرافتش را محفوظ نگاه داشت بلکه شهرتش به جای لکه دار شدن بر اثر این رخداد، افزوده گردید. معانی مسئولیت وقتی میگوییم لومژر به عنوان فرد و به عنوان یک مهندس مسئول بود ممکن است چند چیز منظورمان باشد :او به مسئولیتهایش عمل کرد (وظایف) او برای چنین کردن مسئول بود (پاسخگو بود) او مسئوالنه عمل کرد (با وجدان رفتار کرد) و او شایستهی ستایش است .بیایید این معانی مرتبط مسئولیت را بررسی کنیم .با وظایف شروع میکنیم – ایدهی محوریای که سایر معانی حول آن میگردند. .1وظایف .مسئولیتها وظیفه هستند – گونهای از اعمال که انجام دادن آنها از لحاظ اخالقی اجباری است .بعضی از تعهدات بر گردن همهی ما هستند مانند راستگو بودن، عدالت و درستکاری .تعهدات دیگر مسئولیتهای شغلی هستند و زمانی که نقشی را میپذیریم بر عهدهی ما گذاشته میشوند .نقشهایی مانند پدر بودن ،کارمند بودن و حرفهای بودن .بر همین اساس یک مهندس ایمنی ممکن است مسئولیتهایی مبنی بر بازدید منظم از کارگاههای ساختمانی داشته باشد یا یک مهندس عملیات ممکن است مسئولیتهایی برای شناسایی فواید و مخاطرات بالقوهی یک سیستم در مقایسه با سیستم دیگر داشته باشد. .2پاسخگویی .مسئول بودن به معنای پاسخگو بودن است .این به معنای داشتن ظرفیتهای عمومی برای عملکرد اخالقی شامل ظرفیت درک و عمل بر اساس دالیل اخالقی است .همچنین به معنای پاسخگو بودن در برابر چگونگی برآورده ساختن وظایف است .به عبارت دیگر آماده است که توسط افراد دیگر به طور عام و افراد خاصی در موقعیتهای باالتر به طور خاص بازخواست شود .ما میتوانیم احضار شویم تا توضیح دهیم که چرا چنین عمل کردیم و توجیه یا عذر موجه ارائه نماییم .به عالوه ما میتوانیم خود را برای عمل به وظایف پاسخگو بدانیم ،گاهی با احساس افتخار و سرافرازی و گاهی با احساس گناه به خاطر زیان رساندن به دیگران و شرم برای شکست در نیل به ایدهآلها. خطاکاری دو شکل به خود میگیرد .خطاکاری عمدی و اهمال. خطاکاریهای عمدی زمانی اتفاق میافتند که ما میدانیم آنچه انجام میدهیم بد است و برای انجام آن از سوی کسی تحت فشار قرار نگرفتهایم .نوعی از خطاکاریهای عمدی خودسرانه عمل کردن است .خودسری به معنای نادیده گرفتن آشکار خطرات شناخته شده و مسئولیتها است .دیگر خطاکاریهای عمدی به علت ضعف اراده است که در این صورت تسلیم وسوسهها میشویم یا این که به اندازهی کافی سخت تالش نمیکنیم .در مقابل ،اهمال زمانی اتفاق میافتد که به طور ناخواسته در براورده ساختن مسئولیتها دقت کافی به خرج نمیدهیم .ممکن است در زمان بروز خطا نمیدانستیم آنچه انجام میدهیم چه پیامدهایی دارد اما میبایستی میدانستیم .مهندسی ضعیف به سبب بیلیاقتی صرف معموال در این دسته میگنجد. .3وجدان .مهندسان شایان ستایش از لحاظ اخالقی ،کسانی مانند لومژر ،وظایفشان را میپذیرند و در برآورده ساختن آنها براساس وجدان عمل میکنند .آنها هشیارانه تالش میکنند که کار درست را انجام دهند و تصمیمات صحیحی بگیرند و اغلب حتی تحت شرایط دشوار در انجام کار درست موفق میشوند .البته هیچ کس کامل نیست و امکان دارد که در برخی زمینههای زندگی مانند کار با وجدان بیشتری نسبت به برخی زمینههای دیگر زندگی مثل پرورش فرزند عمل کرد. .4مقصر/شایان تقدیر .در زمینههایی که آشکار است که موضوع بحث پاسخگویی در برابر خطاکاری است «مسئول» مترادف با مقصر میشود .در زمینههایی که روشن است که موضوع گفتگو کردار صحیح است« ،مسئول» مترادف با شایانتقدیر میشود. بر همین اساس سوال «چه کسی مسئول طراحی برج آنتن است؟» میتواند برای پرسش برای شناختن کسی که مقصر فروریختن آن است یا کسی که شایان ستایش برای موفقیت برج در تحمل توفان شدید است باشد. معانی ذکر شده همگی در ارتباط با مسئولیت اخالقی بودند. مسئولیت اخالقی با مسئولیتهای ّ علی ،شغلی و حقوقی همپوشانی دارد اما از آنها تفکیکپذیر است .مسئولیت علی به معنای علت بودن بر یک رخداد است( .خردسالی که با کبریت بازی میکند و باعث سوختن خانهای میشود ،اما بزرگسالی که بچه را با کبریت رها کرده است از لحاظ اخالقی مسئول است ).مسئولیت شغلی یعنی کارهایی که در محل استخدام به شخص واگذار شده است .مسئولیت حقوقی هر چیزی است که قانون آن را مطالبه میکند – شامل وظایف قانونی و پاسخگویی در برآورده ساختن آنها .مسئولیتهای علی ،شغلی و قانونی مهندسان در حیطههای وسیعی با مسئولیتهای اخالقی آنها همپوشانی دارد اما نه به طور کامل .در حقیقت معقول است اگر بگوییم فالن قانون توجیه اخالقی ندارد .عالوه بر این مسئولیتهای حرفهای بر وظیفههای شغلی محدود ارجحیت دارند .مثال لومژر مسئولیتی برای حفاظت از عموم را به رسمیت شناخت و پذیرفت در حالی که شرح آن کار خاص به طور واضح بیان نکرده بود که دقیقا از او چه خواسته شده است. ابعاد مهندسی بگذارید حاال درک دقیقتری از پیچیدگی تسهیم مسئولیت در شرکتها به دست آوریم .به عالوه ،به دست آوردن درک دقیقتر باعث میشود که محدودهی وسیعی از مسائل اخالقی که در مهندسی مطرح میشود را آشکار سازیم و آگاهی عمیقتری از این که چگونه ارزشهای اخالقی در جنبههای مهندسی تنیده شده است به دست آوریم. مسائل اخالقی همانطور که محصول مسیر مفهوم ذهنی تا تکامل فیزیکی را طی میکند مطرح میشوند .مهندسان هم به مسائل اخالقی و هم به مسائل فنی ای برخورد میکنند که به کیفیت کار همکاران در تمام سطوح ،فشار اعمال شده توسط محدودیت زمان و هوسهای بازار ،تنوع مواد اولیهی در دسترس و روابط سلسله مراتبی اقتدار داخل شرکت مربوط میشود .شکل 2-1مراحل کاری مختلفی را که به تبدیل مفهوم یک محصول به طرح ،تولید ،فروش استفاده و انهدام نهایی منجر میشود نمایش میدهد. برای سادگی ،چندین عبارت به مفهوم کالن و عامل به کار رفتهاند .محصوالت میتوانند لوازم خانگی تولید شده در یک فرایند تولید انبوه ،کل یک سیستم ارتباطی ،یا یک مجتمع تصفیهی نفت باشند .تولید میتواند در یک سالن کارخانه انجام شود یا در یک کارگاه ساختمانی .مهندسان میتوانند کارمندان یک شرکت کوچک یا بزرگ ،کار آفرین یا مشاور باشند .سازمانها (موسسات) میتوانند موسسات انتفاعی ،دفاتر مشاوره یا ادارهی فواید عامهی یک شهر باشد .کارها میتواند ایجاد مفهوم یک محصول ،بهبود بخشیدن به یک محصول موجود ،طراحی دقیق بخشی از یک موتور یا تولید یک محصول بر اساس نقشهها و مستندات ارائه شده توسط گروه دیگر را شامل باشد. ایدهی یک محصول جدید ابتدا در یک طراحی مفهومی ظهور میکند. این طرح مفهومی منجر به برقراری مشخصات عملکرد و انجام یک تحلیل اولیه بر اساس ارتباطات کارکردی متغیرهای طراحی میشود .این فعالیتها منجر به یک تحلیل دقیقتر و احتماال با کمک شبیهسازیهای کامپیوتری و مدلها و نمونه های اولیه فیزیکی میشود .محصول نهایی فعالیت طراحی ،مشخصات جزئی و نقشههای تفصیلی کلیهی اجزا است. فعالیت عمدهی بعدی ،تولید است که شامل زمانبندی و انجام فعالیتهای خرید مواد اولیه و اجزا ،تولید قطعات ،مونتاژ اولیه ،مونتاژ نهایی و آزمون عملکرد محصول است. فروش ،یا تحویل ،در صورتی که کاال نتیجهی یک قرارداد باشد، در مرحلهی بعدی میآید .بعد از آن مهندسان تولید کننده یا مهندسان مشتری کار نصب ،آموزش پرسنل ،نگهداری ،تعمیر و نهایتا بازیافت یا انهدام را انجام میدهند. فرایند به ندرت به شکل هموار و پیوسته آنگونه که فلشهای وسط تصویر که به سمت پایین نشانه رفتهاند نشان میدهند انجام میشود .به جای این سلسلهی بدون انقطاع ،در میان یا در انتهای هر مرحله اغلب به مراحل قبلی عقبگرد انجام میشود تا در طرحی که تا حاال توسعه یافته است تغییراتی اعمال شود. خطاها بایستی یافته و اصالح شوند .ممکن است تغییراتی الزم باشد تا عملکرد محصول بهبود یابد یا محدودیتهای هزینه و زمان در نظر گرفته شوند .به گفتهی هربرت سیمون «طراحی معموال نوعی حل مساله است که ما اغلب آن را بد-ساختار مینامیم... کار از ابتدا با یک هدف خوشتعریف آغاز نمیشود .و از ابتدا راهحلهای جایگزین به خوبی مشخص نشدهاند یا اینکه اصال چیزی به عنوان راهحل جایگزین وجود ندارد .اهداف و جایگزینها باید از میان خود فرایند طراحی سر برآورند .یکی از اولین کارها این است که اهداف مشخص شوند و جایگزینها تعریف شوند». طراحی یک فرایند تکراری است که تعدادی از گامهای بازگشتی در آن با خطهای باریک و فلشها در هر دو طرف تصویر نشان داده شدهاند .همانطور که نشان داده شده است مهندسان در طی تالش اولیه برای یک راه حل وقتی به مانعی برخورد میکنند یا رویکرد بهتری به ذهنشان خطور میکند مجبور به توقف میشوند. سپس به یکی از مراحل قبلی بازگشت میکنند تا تغییرات مورد نظرشان را انجام دهند .چنین بازبینیهایی در طی تکرارهای بعدی طراحی ،تولید و اجرا در همان مراحل متناظر با کارهای قبلی شروع و خاتمه نمییابند .این بدان علت است که حکم بازگشت تحت فرمان آخرین یافتهها از آزمایشات جاری ،تحت تاثیر نتایج تکرارهای قبلی و تجربههای حاصل از طرح محصوالت مشابه است. تغییراتی که در طی یک مرحله انجام میشوند نه تنها مراحل بعدی را تحت تاثیر قرار میدهند بلکه ممکن است به ارزیابی تصمیمات قبلی هم نیاز پیدا کنند .درخواستهای تغییر در طراحی در زمانی که تولید و ساخت در جریان است باید با دقت ویژه رسیدگی شوند ،در غیر این صورت ممکن است عواقب ناگواری مانند خرابی راهروی هیات-رجنسی که در تصویر یک سه نمایش داده شده است به بار آورد .سر و کله زدن با پیچیدگی نیاز به همکاری نزدیک میان مهندسان بخشهای مختلف زیادی در زمینههای مختلف مانند شیمی عمران برق صنایع و مکانیک دارد .نادر نیست که در موسسات مهندسی «ذهنیت سیلو وار» شایع باشد .این ذهنیت باعث میشود مهندسان کاری که توسط گروههایی غیر از خودشان انجام شده است را دستکم بگیرند یا تحقیر کنند .در چنین شرایطی بهبود بخشیدن طرح و حتی اصالح اشتباهها بسیار دشوار است .به نفع مهندسان است که با همکارانشان در آن سوی این مرزهای مصنوعی ارتباط برقرار نمایند تا اطالعات بتواند با آزادی بیشتری جریان پیدا کند .این گونه ارتباطات زمانی که نیاز به حل مسائل پیچیدهی اخالقی پیش میآید اهمیت ویژه مییابند. تکرار میکنیم که مهندسی عموما عبارت نیست از طرحها یا فرایندهایی که یکی پس از دیگری طی پیشرفت مستقیم کارهای جدا از هم کامل میشوند؛ بلکه مهندسی عبارت است از فرایند سعی و خطا با عقبگردهایی برپایهی تصمیمهای حاصل از بررسی نتایج به دست آمده در طی مسیر .تکرارهای طراحی به حلقههای پسخور شباهت دارد .و مانند همهی سامانههای کنترلی پسخوری که به خوبی کار میکنند مهندسی ،محیطهای طبیعی و اجتماعیای را که بر محصول و مردمی که از محصول استفاده میکنند تاثیر گذار هستند در محاسبات وارد مینماید .بنابراین بگذارید یک بار دیگر به سراغ کارهای مهندسی برویم .این بار طبق آنچه که در جدول 1-1همراه با مثالهایی از مسائلی که ممکن است پیش بیاید فهرست شده است. مسائل جدول 1-1ممکن است ناشی از کوتاهی قسمت مهندسان، ناظران آنها ،تولید کنندگان یا کاربران محصول باشد .دالیل مسئول به وجود آمدن مسائل ممکن است اشکال مختلفی داشته باشد: الف) کوتهبینی ،که اگر به شکل دید تونلی ظاهر شود که نسبت به روشهای سنتی تعصب دارد از دیدن جایگزینهای مناسب عاجز است و اگر به شکل گروهاندیشی (عبارتی که توسط ایروینگ جانیس اختراع شده است) ظاهر شود با پایمال کردن اندیشهی نقادانه به ارتقای مقبولیت میپردازد. ب) بیکفایتی مهندسانی که کارهای فنی را انجام میدهند. ج) کمبود زمان یا کمبود مواد اولیهی مناسب ،که هر دو میتواند به ضعف مدیریت نسبت داده شود. د) ذهنیت سیلو وار که باعث میشود اطالعات به شکل جدا جدا متمرکز شود و از توزیع شدن آن میان دپارتمانهای مختلف جلوگیری میکند. ه) تصور این که جایی در پایین دست ،مهندسان ایمنیای هستند تا جلوی مسائل بالقوه را بگیرند. و) استفاده یا دور انداختن نامناسب محصول توسط دارنده یا استفاده کنندهی بیاحتیاط ز) عدم صداقت در هر یک از فعالیتهایی که در تصویر 1-2نمایش داده شده است و فشار مدیریت برای استفاده از میانبر ها. ح) بی توجهی به این که پس از فروش ،در زمان استفاده ،محصول چگونه مورد استفاده قرار میگیرد. با وجود کامل نبودن ،این فهرست محدودهی مسائلی را که میتواند برای مهندسان چالشهای اخالقی ایجاد کند نشان میدهد. فهرست همچنین به این که چرا مهندسان باید دور اندیشی و احتیاط داشته باشند ،مخصوصا زمانی که دربارهی افرادی که ممکن است به نحو غیر مستقیم به شکل خوب یا بد توسط محصوالت و تصمیمات آنها مورد تاثیر قرار بگیرند تصور و تعمق میکنند، اشاره دارد. سواالتی برای گفتگو و مباحثه .1آیا لومژر میبایستی به محض شناسایی خطر ساختاری در ساختمان سیتیکورپ به کارمندانی که در آن ساختمان و ساختمانهای همسایه کار میکردند و عامهی مردم که در این ساختمانها رفت و آمد میکردند اعالم خطر میکرد یا همین که او اطمینان حاصل کرد که طرحهای تخلیه آماده هستند و خود وی نیز آمادهی اعالم خطر در صورت بروز توفان بزرگی است کافی بود؟ .2قوانین نقش بسیار مهمی را در مهندسی ایفا میکنند ،اما گاهی اوقات بر منش اخالقی سایه میافکنند یا حتی آن را تهدید میکنند .بنابراین وکال اغلب به افراد توصیه میکنند که به مسئولیت خود اعتراف نکنند .برخی موقعیتها که عمل به چنین گفتهای سودمند است را به خاطر بیاورید. سپس بحث کنید که آیا در قضیهی سیتیکورپ این پیشنهاد به لومژر پیشنهاد درستی بود؟ .3هربرت هوور فرض میکند که مهندسان در برابر این که محصوالتشان طبق انتظار عمل میکنند یا نه پاسخگو هستند. اما فرض کنید آنطور که رایج است یک مهندس فقط روی قسمت کوچکی از یک ساختمان یا یک کامپیوتر کار میکند .آیا این که هوور میگوید آن مهندس در مسئولیت کلیت محصول سهیم است اشتباه است؟ آیا انچه او میگوید در مورد مهندس پروژه که بر کل پروژه نظارت دارد صحیح است؟ معانی مختلف کلمهی مسئولیت را که در این مورد میتوانند به کار روند را شناسایی کنید. تصویر 3-1 فروریزش راهروی هیات-رجنسی در کانزاس سیتی .دو راهرو ،یکی روی دیگری در کنار دیوار یک دهلیز بزرگ که قرار است توسط تیرهای صندوقهای جوشکاری شده برپانگاه داشته شوند .خود تیرهای صندوقهای قرار است به کمک میلههایی که از سقف پایین آمدهاند نگهداری شوند .به خاطر مشکالتی که در طراحی اولیه الف آشکار شد ،اصالح ب که عبارت بود از استفاده از دو میلهی کوتاتر به جای میلهی بلند پیشنهاد و پذیرفته شد .نتیجه چیست؟ بار مورد انتظار روی هر یک از تیر صندوقهایها را همانطور که در نمودار د نشان داده شده است Pپوند در نظر بگیریم که برای هر طبقه یکسان است .در این صورت در طرح الف هر تیر در طبقات باال تحت باری به میزان Pقرار میگیرد .اما همانطور که نمودار ه نشان میدهد تغییر طراحی میزان بار را به 2Pرساند .همانطور که در نمودار ج مالحظه میکنید بار اضافه باعث شکست تکیهگاه میله/تیر/مهره شد .در نتیجه هر دو راهرو فرو ریختند و به مرگ 114نفر و زخمی شدن 200نفر منجر شدند .بعد از حادثه آشکار شد که تغییر طراحی مهر «تایید» بر خود داشت اما مورد بررسی قرار نگرفته بود .برای اطالعات بیشتر در این مورد به کتاب چرا ساختمانها فرو میریزند اثر ام .لوی و ام .سالوادوری Norton & C. 1992مراجعه کنید. M. Levy and M. Salvadori, Why Buildings Fall Down [Norton & Co., 1992]. جدول 1-1کارهای مهندسی و مشکالت ممکن دستچینی از مشکالت ممکن تسک ناتوانی در درک ایدههای جدید طراحی مفهومی نقض امتیازها و اسرار حرفهای استفادهی محصول در زمینههای غیر مجاز فرضهای غیر واقعگرایانه اهداف ،مشخصات عملکرد وابستگی محصول به مواد تحلیل ابتدایی تحلیل دقیق شبیهسازی ،ساخت نمونهی اولیه مشخصات طراحی زمانبندی کارها خرید تولید قطعات مونتاژ/ساخت کنترل کیفیت/آزمون بازاریابی و فروش حمل و نقل ،نصب ،آموزش رویهها و ابزارهای ایمنی اولیهی ناموجود یا تست نشده ناهمگونی :جزئیات فراوان در زمینهی تخصص مهندس ،سطحی در بقیهی قسمتها استفادهی کورکورانه از دادههای کتابهای راهنما و برنامههای کامپیوتری که بر اساس متدولوژیهای نامشخص به دست آمدهاند. آزمون نمونهی اولیه تحت شرایط بسیار ایدهآل انجام شده است یا اصال انجام نشده است. تنظیمات الزم برای زمان تولید و زمان استفاده بسیار دشوار هستند. تغییرات طراحی با دقت بررسی نشدهاند. اعالم زمان غیر واقعگرایانه برای تاریخ خاتمه بر اساس پیش بینی نکردن زمان کافی برای رخدادهای غیر منتظره مشخصات کاالها به گونهای نوشته شدهاند که به نفع تولید کنندهی خاصی است. رشوه ،پورسانت و آزمون ناکافی روی قطعات خریداری شده کیفیت غیر یکسان در مواد و کار انجام شده روی آنها. کشف نشدن مواد اولیهی و قطعات تقلبی ایمنی محل کار نادیده گرفتن فشار حرکت تکراری روی کارگران کنترل ضعیف روی ضایعات سمی بیطرف نبودن و تحت کنترل مدیر تولید بودن کنترل کیفیت و بدین ترتیب ،آزمونهای نیمهکاره و نتایج تقلبی تبلیغات غلط در مورد کیفیت و آماده بودن کاال فروش کاال بیش از نیاز مشتری بزرگی بیش از اندازهی محصول برای حمل و نقل زمینی واگذاری نصب و آموزش به پیمانکار بدون نظارت کافی وابستگی به ابزارهای ایمنی خیلی پیچیده که بسیار در معرض خرابی هستند. استفاده نگهداری ،قطعات یدکی ،تعمیرات نظارت بر آثار محصول بازیافت/انهدام نقصان راه خروج امن ساده استفادهی نا مناسب یا استفاده در کارهای غیرقانونی .استفادهی سنگین، آماده نبودن دستورالعمل استفاده ذخیرهی ناکافی از قطعات یدکی ،تاخیر در اعالم مشکل در زمان کشف ایراد نداشتن رویهی رسمی برای تعقیب چرخهی حیات محصول و اثر آن روی جامعه و محیط زیست بیتوجهی در اوراق کردن و انهدام محصول ،بیتوجهی به اعالم خطرات محصول به عموم حرفهایهای مسئولیتپذیر و شرکتهای اخالقمدار مهندسی از بدو تولد به عنوان یک حرفه که از فن قابل تمایز است به میزان زیادی در ساختار شرکتها تنیده شده است .این امر به سبب طبیعت مهندسی هم ناشی از هدف تولید اقتصادی و ایمن محصوالت برای عرضه در بازار و هم به دلیل پیچیدگی همیشگی پروژههای بزرگ که به همکاری افراد زیادی احتیاج دارد است. ادوین تی .لیتون پسر ،مهندس و مورخ ،دو مرحله در توسعهی مهندسی به عنوان یک حرفه در قرن نوزدهم تشخیص میدهد .اول رشد منابع عمومی در طی نیمهی اول قرن ،ساخت گستردهی راهآهن، کانالها و دیگر پروژههای بزرگ را که فقط موسسات تکنولوژیکی از عهدهی انجام آن بر میآمدند امکانپذیر ساخت .دوم از 1880 تا 1920که تقاضا برای مهندسی گسترش سریع یافت و تعداد مهندسان را بیست برابر کرد .همراه این افزایش تقاضا ،تقاضا برای آموزش مبتنی بر علوم و ریاضیات به وجود آمد و دانشکدههای مهندسی به سرعت تکثیر شدند .تقریبا در همان زمان غلبهی مهندسان مشاور مستقل محو گردید و مهندسی به طور روز افزون با شرکتها مرتبط گردید. لیتون همچنین اشاره میکند که کنترل شرکت زیربنای اصلی مسائل دشوار اخالقیای است که مهندسان با آنها مواجه میشوند. «مسالهی مهندس بر تضادی میان استقالل حرفهای و وفاداری اداری متمرکز است ».و «نقش مهندس چهلتکهای از مصالحات میان ایدهآلهای حرفهای و مطالبات کسبوکار را به نمایش میگذارد». ما به برخی مسائل دشوار اخالقی برخورد خواهیم کرد که به گونهای از تعمیم لیتون حمایت میکنند .اما تاکید میکنیم که تاثیر شرکت به هیچ وجه فقط منحصر به مهندسی نیست .امروزه همهی حرفهها شامل پزشکی حقوق روزنامهنگاری و علوم در شرکتها تافته شدهاند .اخالق حرفهای و اخالق بازرگانی هرچند که به هیچ وجه با هم یکسان نیستند باید از همان ابتدا به هم مرتبط باشند .بگذارید ابتدا مشخصات خالصه واری از اخالق حرفهای ارائهی و سپس به اخالق بازرگانی برسیم. حرفه چیست؟ حرفه به معنای عام کلمه به معنای هر مشغولیتی است که راهی برای گذران زندگی به وجود میآورد .اما در معنایی که اینجا مراد است حرفه آن گونه کاری است که شامل تخصص پیشرفته، خودگردانی و خدمات برنامه ریزی شده به نفع خیر عمومی است. .1مهارت پیشرفته .حرفهها برای انجام قضاوتهایی که کامال روزمره نیستند و امکان مکانیزاسیون آنها وجود ندارد نیاز به مهارتهای سطح باال (دانش چگونگی) و اطالعات تئوریک (دانش چیستی) دارند .آمادگی برای درگیر شدن در کار به طور معمول نیاز به تحصیالت رسمی دارد که شامل مطالعات فنی در یک یا چند زمینهی دانش سیستماتیک و تحصیالت وسیعتر در هنرهای آزاد (علوم انسانی ،علوم و هنر) است .عموما تحصیالت ادامهدار و به روز رسانی دانش نیز مورد نیاز است. .2خود گردانی .مردم به جوامع ساختارمند حرفهای اجازه میدهند تا نقش مهمی در برقرار کردن استانداردهایی برای پذیرش در حرفه ،پیشنویس کردن ضوابط اخالقی ،به اجرا در آوردن استانداردهای عملکرد و نمایندگی کردن حرفه نزد عامه و دولت ایفا کنند .که به این اغلب خودمختاری حرفهای اطالق میشود .خودمختاری حرفهای پایهای فراهم میکند که افراد حرفهای در کار خود قضاوتهای حرفهای خودمختار انجام دهند. .3نفع عامه .حرفه در خدمت بخش مهمی از نفع عامه است و این کار را با انجام تالشی هدفمند برای نگاهداشتن استاندارد باالی اخالقی در تمام امور حرفه میکند .برای مثال پزشکی به سمت ارتقای سالمت ،حقوق به سوی محافظت از حقوق قانونی عامه و مهندسی به سوی راه حلهای تکنولوژیکی برای مسائلی که با رفاه ،ایمنی و سالمت عامه در ارتباط هستند هدف گیری کرده است .اهداف و راهکارهای خدمت به نفع عامه با جزئیات در مرامنامهی اخالقی هر حرفه بیان شده است که برای اطمینان از رعایت منافع عامه باید در تمام امور حرفهای جدی گرفته شوند. بعضی از منتقدان با اشاره به معانی ضمنی مثبت و افتخار آمیز «حرفه» استدالل میکنند که تالش برای جداکردن حرفه از انواع دیگر کار تالشی ممتازگرایانه برای باال بردن منزلت و درآمد بعضی از گروههای کارگران است .اشکال بیشماری از کار در رساندن نفع به عامه مشارکت میکنند که نیازی به مهارت پیشرفته ندارند .مثال آرایشگری ،فروش امالک ،زباله جمعکنی و ورزشهای حرفهای. در پاسخ باید گفت ما قبول داریم که این موارد اشکال ارزشمندی از کار هستند و حرفهمداری نباید به طور اصولی به معنای موقعیت اجتماعی باشد .با این حال باور داریم که تالش هدفمند برای نگاه داشتن سطح باالیی از استاندارد اخالقی همراه با سطح باالی مهارتهای مورد نیاز و استلزام به خودمختاری برای چنین کردن خود به خود احترامی که به طور سنتی با کلمهی حرفه ممزوج است را در پی خواهد داشت .اما ما به سهولت تصدیق میکنیم که با جدی گرفتن ایدهی سنتی حرفه ما به طور ضمنی چشماندازی ارزشی را القا میکنیم .بدین ترتیب این که شخص چگونه حرفه را تعریف میکند ارزشهای مورد احترام وی را مشخص میکند .در قسمت سواالتی برای گفتگو به این نکته رجوع میکنیم. شرکتهای با تعهد اخالقی برای لحظهای باز میگردیم به موجی از رسواییهای شرکتها که از سال 2001آغاز شد و اعتماد آمریکاییها را لرزان ساخت .در آن سال انرون به بزرگترین ورشکستگی تاریخ آمریکا تبدیل شد و 60 میلیارد دالر سهام در دست سهامداران را بیارزش ساخت .شرکت انرون که در سال 1985تاسیس شده بود با فروش گاز طبیعی و عمده فروشی الکتریسیته در عصر جدیدی از خصوصی سازی دولت به سرعت رشد کرد .در سال 1990به استفاده از ترفندهای متقلبانه در حسابداری رو آورد که بخشی از آن تحت القای حسابرسان شرکت حسابداری بزرگ آرتور اندرسون بود .شرکت آرتور اندرسون طی پیامدهای رسوایی انرون سقوط کرد .انرون «موجودیتهای خاص منظورهای» ایجاد کرد که به تقلید از دایناسورهای شکارچی فیلم پارک ژوراسیک به «رپتور» ملغب شده بودند .رپتورها شراکتهایی خارج از ترازنامه بودند که به منظور مخفی کردن میلیونها دالر بدهی و متورم کردن گزارشهای سود طراحی شده بودند .سایر ترفندهای غیر اخالقی از قبیل دستکاری قیمت در فروش الکتریسیته به کالیفرنیا منجر به وارد آوردن خسارتهای مالی عمده به ایالت گردید .این تردستی برای مدتی موثر واقع شد و اعتبار انرون را چنان باال نگاه داشت که میتوانست همچنان قرض کند و در بازارهای در حال رشد سرمایهگزاریهای سنگین کند .بازارهایی که انرون در آنها تخصص کافی نداشت .در حقیقت انرون برای پنج سال پیاپی از 1996تا 2000در نظرسنجی مجلهی فورچن به عنوان مبتکرترین شرکت در ایاالت متحده شناخته شد. خوشبختانه اکثر شرکتها مانند انرون نیستند .بسیاری ،در حقیقت اکثر شرکتها اولویت باالیی به هشیاری برای تولید محصوالت بدردبخور و رویههای اخالقی میدهند .ما به مثالهای زیادی بر خواهیم خورد و اینجا فقط یک نمونه برای روشنگری کافی است .کویکی دیزاین که ویلچر تولید میکند .شرکت در سال 1980توسط ماریلین همیلتون بنیانگذاری شد .او که معلم مدرسه بود دو سال قبل از بنیانگذاری شرکتش در یک حادثهی کایت سواری فلج شده بود .اشتیاق او برای بازگشت به زندگی فعال توسط ویلچرهای سنگین و لخت آن زمان عقیم گذاشته شده بود .به تقاضای او دو تن از دوستانش یک ویلچر سبکوزن ساختند که بسیار پر تحرک و روان بود و از لولههای آلومینیومی که در اصل برای صنعت هوا فضا توسعه یافته بود و حاال برای ساختن کایت استفاده میشد ساخته شده بود .دوستان شرکتی تاسیس کردند که به سرعت توسعه یافت و گسترهای از محصوالتی که مبتکرانه مهندسی شده بود برای افراد معلول تولید میکرد .شرکت موسسهی غیر انتفاعیای به نام وینرز آن ویلز (برندگان روی چرخ) را تاسیس کرد و به حمایت از آن پرداخت .کار این موسسه پشتیبانی از رویدادهای ورزشی مخصوص جوانان ویلچرنشین بود. کویکی دیزاین هم نسبتا کوچک است و هم به طور استثنایی متعهد به آنچه سرمایهداری دلسوز لغب دادهاند میباشد .شرکتهای بزرگتر که رقابت شدیدتر و فشارهای سودآوری از مشخصات آنها است با چالشهای بزرگتری در پاسداری از جو اخالقی مواجه هستند .اما بسیاری از آنها در حال کشف راههایی برای مدیریت این فشارها هستند. جنبش مسئولیتپذیری اجتماعی از دههی 1960جنبشی با عنوان جنبش مسئولیتپذیری اجتماعی توجهها را به سمت کیفیت محصول ،رفاه کارگران ،جامعهی وسیعتر و محیط زیست متمرکز کرده است .این جنبش به آنچه تئوری ذینفع خوانده میشود منجر شده است :شرکتها در قبال تمام گروههایی که نفع حیاتیای در شرکت دارند مسئول هستند .شامل کارمندان، مشتریان ،فروشندگان ،تامینکنندگان ،جوامع محلی و عامهی مردم. بنابراین ورای دلمشغولیهای روابط کارمندان و سایر مسائل درون سازمانی ،شرکتهای مسئولیتپذیر تالش میکنند که با حمایت از مدارس محلی ،فعالیتهای فرهنگی ،گروههای مدنی و خیریهها، همسایگان خوبی نیز باشند .اما اغلب این سوال مهمتر که محصول شرکت نهایتا چگونه استفاده میشود و توسط چه کسی ،به سادگی کنار گذاشته میشود زیرا آثار مربوطه معموال زود یا در آیندۀ نزدیک ظاهر نمیشوند و بنابراین سواالت مهم مطرح نمیشوند .مثال چه به سر باتریهای خشک مصرف شده میآید؟ در ایاالت متحده ساالنه سه بیلیون باتری خشک همراه با ترکیبات مهلکشان سر از زبالههای شهری در میآورند .ساالنه در سرتاسر جهان پانزده بیلیون باتری خشک تولید میشود. در حالی که شرکتهای بسیاری صادقانه نگران این هستند که چه به سر محصولشان پس از ترک سالن کارخانه میآید ،دیگران بهانههای حاضر و آمادهای دارند که در بهترین حالت در بر گیرندهی حقایق مغرضانه است« :ما نمیتوانیم کنترل کنیم که چه کسی محصول را بخرد و چگونه از آن استفاده کند و چگونه آن را دور بیندازد ».بدیهی است که این کار اصال آسان نیست و نیاز به تالشهای کل صنعت و دولتی دارد اما شرکتهایی که مسئولیتپذیری اجتماعی دارند در یافتن راه حل مشارکت میکنند. کاری که حتی سهامداران نیز از آن احساس رضایت میکنند، مخصوصا وقتی که مشارکت همگانی در کل یک صنعت خاص قریبالوقوع باشد یا زمانی که شرکت میتواند به عنوان یک پیشکسوت صنعتی بدرخشد .مثال خوبی از تالشهای شرکت برای حفظ تماس با مشتریانش شرکت کاردیاک پیسمیکرز (ضربانسازهای قلبی) است که در سنتپل مینهسوتا واقع است .بیماران قلبی به کارخانه دعوت میشوند تا نگرانیهایشان را مطرح کنند و شاید دلواپسیهایشان را تسلی بخشند و در همان حین در کارمندانی که روی ضربانسازها کار میکنند ادراکی متعالی برای مسئولیتشان در تولید محصولی با کیفیت باال ایجاد کنند. جنبش مسئولیتپذیری اجتماعی منتقدان خودش را دارد .منتقدانی که ادعا میکنند که شرکتها باید منحصرا بر بیشینه کردن سود سهامداران تمرکز کنند و غیر از این هیچ مسئولیت دیگری در قبال اجتماع ،مشتریان و کارمندان ندارند .میلتون فریدمن، اقتصاددان و برندهی جایزهی نوبل در مقالهی معروفی به نام «مسئولیت اجتماعی شرکتها افزایش دادن سود است» به جنبش مسئولیتپذیری اجتماعی حمله کرد .او بحث کرد که برترین و در حقیقت تنها مسئولیت مدیریت ارضای تمایالت سهامدارانی است که پولشان را به دست شرکت سپردهاند تا از حداکثر بازگشت در سرمایهگذاریشان بهرهمند شوند .وقتی مدیریت اهداف اجتماعی دیگری برای خود تعیین میکند ،اهدافی مانند حفاظت از محیط و آموزش کارگران بیمهارت و دادن شانس بیشازاندازه به زنان و اقلیتهایی که به طور معمول مورد تبعیض قرار میگیرند به صرف حمایت از آنها در استخدام یا اهدای کمکهای نوعدوستانه به جوامع محلی و هنرها در حقیقت مدیریت غیر مسئوالنه عمل میکند و اعتماد سهامداران را زیر پا میگذارد .مسئولیت مدیران راهبری تجارت هماهنگ با خواستههای سهامداران است .این خواستهها اغلب کسب هرچه بیشتر پول در ضمن سازگاری با قوانین پایهای جامعه است ،هم آنهایی که به شکل قانون وجود دارند و هم آنهایی که به شکل عرف اخالقی هستند. بر خالف آنچه فریدمن میگوید اشارهی وی به رعایت عرف اخالقی راه را برای به رسمیت شناختن مسئولیتهای وسیعتر شرکتی ،که او آنها را مورد انتقاد قرار میدهد ،باز میکند .در جامعهی ما عامهی مردم از شرکتها انتظار دارند که در نفع وسیعتر جامعه مشارکت کند و از محیط زیست محافظت کنند و این یک عرف اخالقی میشود (که واقعا شده است) .اما واضح به نظر میرسد که منظور فردیمن از عرف اخالقی فقط خودداری از تقلب و نیرنگ است و او با هرچیزی به جز کمینهای از مقررات که برای حفظ قراردادها الزم است مخالف است. نظر فریدمن در شکل شدیدش با خود در تناقض است .به محض این که بر مردم روشن شود که شرکتها نسبت به هر چیزی به جز سود خود بیتفاوت هستند قوانین محدود کنندهای تصویب خواهند کرد که کسب سود را مشکل میکند .متقابال اگر درک عمومی این باشد که شرکتها تعهدات اجتماعی وسیعتری میشناسند ،مردم مایلتر هستند که با شرکتها همکاری کنند و از وجود مقررات عاقالنه اطمینان حاصل کنند و محصوالت شرکتهایی که تعهد اجتماعی دارند را خریداری نمایند .حتی بسیاری از سرمایهگزاران ترجیح میدهند با شرکتهایی همکاری کنند که تعهدات اخالقی آنها چشمانداز موفقیت طوالنیتری را در تجارت نوید میدهد .به همین دالیل امروزه پیدا کردن مدیرعاملی که به طور علنی بگوید که شرکتش به طور کامل در پی حداکثر کردن سود است و حرص و طمع چیز خوبی است و محیط ،کارگران و امنیت مشتریان فقط ابزارهایی در راه کسب درآمد هستند دشوار است. در اکثر موارد و در طوالنی مدت اخالق سالم و تجارت خوب با هم سازگار هستند .و از اینجا در سطحی پایهای نقشهای اخالقی مهندسان و شرکتها علیرغم تنشهای گاهوبیگاه میان مهندسان و مدیران همزیست است .مدیریت سطح باال در نتیجهی تفاوت در تجارب و تحصیالت و نقش تمایل دارد که بر کارامدی شرکت و بهرهوری تاکید کند .مهندسان و سایر حرفهایها تمایل دارند تاکید را بر برتری در تولید محصوالت مفید ،ایمن و با کیفیت باال بگذارند .اما این تفاوتها باید تفاوت در تاکید باشد نه گونهای تقابل. برای اطمینان از همگرایی مهندسی خوب ،تجارت خوب و اخالق خوب، الزم است که مهندسی و شرکتها در ابعاد اصلیاشان با هم در یک راستای اخالقی قرار بگیرند .همانگونه که هوارد گاردنر و مولفان همکارش در کتاب کار خوب ادعا میکنند ،وقتی هدف حرفهایها ،شرکتهایشان ،مشتریان و عموم مشابه یا یکسان است ارائهی کار خوب توسط حرفهها میسر میشود« .کاری که هم در کیفیت برتر است و هم مسئولیتپذیری اجتماعی دارد ».حرفهها گاهی دورههایی را میگذرانند که این اهداف از خط خارج میشوند .مثال گاردنر روزنامهنگاری را به عنوان حرفهای که در حال حاضر در حال دگرگونی است مطرح میکند .زیرا بازار بر دگرگون کردن استانداردهای بیطرفی و ارزش خبری فشار میآورد. بر خالف آن علم ژنتیک حرفهای است که در آن استانداردهای حرفهای درستکاری و لذت تحقیق در اکثر موارد با انتظارات شرکتها و عموم همراستا هستند .البته ابرهای طوفانیای در حال ظاهر شدن در افق هستند همانطور که شرکتهای بیوتکنولوژی آغاز به ثبت امتیاز اشکال حیات کردهاند و از شیوههای سوال برانگیز اما سودآور برای کنترل بازار استفاده میکنند. مانند روزنامهنگاری و علم ژنتیک ،مهندسی هم طی دورههایی تحت فشار شدید نیروهای بازار قرار گرفته است که در این دورهها استانداردهای حرفهای تهدید شدهاند .بسیاری از شرکتها به این فشارها به گونهای مسئوالنه واکنش نشان میدهند ،اما برخی نه. حتی در شرایط معمولی اقتصادی برخی از شرکتها بیش از دیگران به کیفیت ،ایمنی و اخالق متعهدند. معانی مسئولیت شرکتی در مورد مسئولیتهای شرکت صحبت کردیم اما همانگونه که پیشتر متوجه شدیم کلمهی مسئولیت مبهم است .تمام معانیای که در رابطه با افراد برای این کلمه شناسایی کردیم در مورد شرکتها نیز قابل به کار بردن هستند. .1شرکتها مانند افراد مسئولیتهایی دارند (وظایفی دارند) مسلما شرکتها اجتماعاتی از افراد هستند که در چارچوب قانونی سازمان یافتهاند .عالوه بر این شرکتها ساختارهای درونیای نیز دارند که از دستورالعملهای خط مشی و فلوچارتهایی که مسئولیتهایی را به افرادی واگذار میکنند تشکیل شده است .وقتی آن افراد بر اساس مسئولیتهای واگذار شدهاشان عمل میکنند میتوانیم بگوییم شرکت به عنوان یک هویت عملی انجام داده است ،پس وقتی میگوییم اینتل یک شرکت تابعهی جدیدی ایجاد کرده است، درک میکنیم که افرادی با اختیارات مناسب اقداماتی را انجام دادهاند. .2درست همانگونه که افراد در برآورده ساختن وظایف خود پاسخگو هستند ،شرکتها نیز در برابر عامهی مردم، کارمندان ،مشتریان و سهامدارانشان پاسخگو هستند. شرکتها نیز ظرفیت عملکرد اخالقی را دارند زیرا این که بگوییم شرکتی عملی انجام میدهد معنا دار است .اعمال شرکتها توسط افراد و زیرگروههایی در آن شرکت انجام میشود بر اساس این که فلوچارتها و دستورالعملها چگونه اختیارات را تفویض میکنند. .3همانگونه که افراد وقتی منظما به وظایف خود عمل میکنند از خود فضیلت مسئولیت بروز میدهند ،شرکتها نیز وقتی به طور مرتب وظایف خود را برآورده میسازند به فضیلت مسئولیت آراسته میشوند .عموما نسبت دادن صفاتی مانند صداقت ،انصاف و خیرخواهی به برخی از شرکتها معنادار است و برای برخی دیگر خیر. .4در زمینههایی که واضح است که موضوع پاسخگویی در برابر بدکاری است ،مسئول مترادف مقصر میشود و در زمینههایی که روشن است منش صحیح مورد نظر است مسئول مترادف با شایان تقدیر میشود .این گفته برای شرکتها درست مثل افراد صادق است. تمام این معانی اخالقی از مسئولیت علی که صرفا به معنای علت یک رخداد بودن است قابل تفکیک است .این معانی همچنین از مسئولیت قانونی که صرفا به معنای آنچه قانون میخواهد است متمایز میباشد .موسسات مهندسی میتوانند به طور قانونی مسئول شناخته شوند ،حتی برای زیانهایی که احتمال بسیار کمی دارند و چنان بسیار به ندرت پیش میآیند که مسئولیت اخالقی بسیار اندکی در پی دارند یا هیچ مسئولیت اختالقیای را موجب نمیشوند .یک ماجرای دادگاهی مشهور مورد کشاورزی بود که به سبب پرت شدن برادهی فلزی از چکشی که از آن استفاده میکرد یک چشمش را از دست داده بود .او پیش از بروز این سانحه بدون هیچ مشکلی یازده ماه از چکش استفاده کرده بود .چکش از فلزی ساخته شده بود که با تمام مقررات ایمنی در توافق بود و هیچ نقص خاصی هم در آن دیده نمیشد .تولید کننده به طور قانونی مسئول شناخته شد و ملزم به پرداخت خسارت گردید .پایهی این حکم خط مشی الزام قانونی محض بود که نیازی به اثبات وجود نقص یا بیمباالتی در طراحی ندارد .با این وجود مطمئنا شرکت تولید کننده از لحاظ اخالقی در برابر زیان به وجود آمده گناهکار یا مقصر نبود .شرکت از لحاظ اخالقی تا آنجا موظف بود که بر اساس رابطهی خاص بین کشاورز و شرکت که بر اثر سانحه به وجود آمده بود کمک به تعمیر یا جبران خسارت ناشی از چکش خراب کند. سواالتی برای گفتگو و مباحثه .1مایکل دیویس حرفه را چنین تعریف میکند :یک حرفه از تعدادی از افراد تشکیل شده است که شغل مشترکی دارند و داوطلبانه دور هم گرد آمدهاند تا به خدمت علنی به ایدهآلی اخالقی با شیوههای اخالقپسند بپردازند .ایدهآلی که فراتر از آنی است که قانون ،بازار و عرف روزمره مطالبه میکند .او استدالل میکند که نجاران ،آرایشگران، باربران و سایر گروهها که کارشان را حول ضوابط اخالقی مشترکی سازمان دادهاند باید به عنوان حرفهای شناخته شوند .آیا با این گفته موافق هستید؟ چرا؟ آیا این اختالف میتواند با مراجعه به یک لغتنامه رفع شود؟ .2آیا تعاریف یا تعاریف ناکامل زیر از حرفهمداری چیز مهمی را بیان میکنند یا بیانگر نظرات غیر موجه هستند؟ الف) حرفهمداری بر مجموعهای از رفتارها داللت دارد .فرد حرفهای به تحلیل مسائل به شیوهای بیطرفانه و مستقل از منافع شخصی و بر اساس پایهای از دانش در زمینهی خاصی میپردازد که این تالش او به سوی بیشتر کردن منافع مشتری متمرکز شده است .در حقیقت وظیفهی حرفهای این است که بداند چه چیزی برای مشتریاش بهتر است حتی اگر خود مشتری این را نداند. ب) مادام که به فرد به چشم کارمند نگریسته شود و نه یک صنعتگر آزاد او هیچ موقعیت حرفهایای ندارد. ج) «یک حرفهای واقعی از وظایف محوله فراتر میرود .او فرض میکند که استفاده از تخصصش برای تبدیل کردن جامعهاش ،شهرش و کشورش به محلی بهتر برای زندگی سهمی منصفانه از مسئولیت است .او از وقتش ،انرژیاش و کالمش استفاده میکند تا به دیگران و به ارتقای رفاه جامعهاش کمک کند .او تمام سهم مسئولیت مدنیاش را تقبل میکند». .3اختالف نظرهایی وجود دارد در مورد این که چگونه یک شخص به عضویت یک حرفهی معتبر در میآید .چنین اختالف نظرهایی به وفور در مهندسی رخ میدهند .هر یک از این شرایط به عنوان شرطی برای یک «مهندس حرفهای» بودن در ایاالت متحده پیشنهاد شده است .هر یک از این تعاریف را ارزیابی کنید و ببینید کدام یک در صورت وجود بر آنچه شما گمان میکنید باید به عنوان قسمتی از معنای «مهندس» باشد داللت میکند. الف) کسب مدرک کارشناسی در مهندسی در دانشکدهای که توسط هیات اعتبار سنجی مهندسی و تکنولوژی تایید شده باشد( .اگر این قاعده به گذشته تعمیم داده شود لئوناردو داوینچی ،توماس ادیسون و نیکال تسال را از درجهی مهندس حرفهای بودن ساقط میکند). ب) انجام دادن کارهایی که طبق عرف به عنوان کار مهندسی شناخته میشود( .این تعریف بسیاری از مهندسان را که به مدیریت تمام وقت روی آوردهاند شامل نمیشود اما بسیاری از کسانی که مدرک مهندسی کسب نکردهاند را شامل میشود). ج) در ایاالت متحده ،ثبت شده و دارنده بودن گواهینامهی مهندس حرفهای ( .) PEثبت شدن به طور معمول شامل این مراحل است ( )1گذراندن امتحان مهندسی در حال کارآموزی یا امتحان انجمن مهندسان حرفهای اندکی قبل یا بعد از فارغالتحصیلی از یک دانشکدهی مهندسی )2( .چهار یا پنج سال کار در زمینهی مهندسی )3( .گذراندن امتحان حرفهای و ( )4پرداخت حق عضویت( .فقط مهندسانی که کارشان مستقیما بر ایمنی عمومی تاثیر میگذارد و مدارک رسمی را مانند نقشهی ساختمانها را امضا میکنند ملزم هستند که به عنوان peثبت شوند .مهندسانی که در کار تولید هستند یا در دانشکدههای مهندسی تدریس میکنند معاف هستند .با این وجود بسیاری گواهینامهی peمیگیرند یا برای احترام به حرفه یا برای وجهه). د) عمل بر اساس شیوههای اخالقی در انجام کارهای مهندسی. استانداردهای منش مسئوالنه ممکن است همانهایی باشد که در ضوابط اخالقی مهندسی ذکر شده است یا حتی مجموعهی غنیتری از استانداردهای معتبر باشد( .این قاعده شیادان را هر چند هم که در کار مهندسی خالق باشند مجزا میکند). .4میلتون فریدمن استدالل میکند که تنها مسئولیت مدیران، مسئولیت آنها نسبت به سهامداران است و باید عواید آنها را در محدودهی قوانین و اجتناب از ارتکاب تقلب بیشینه کنند .نگاه دیگری به قضیه تئوری ذینفعان است :مدیریان نسبت به تمام افراد و موسساتی که با شرکت قرارداد میبندند و مستقیما از شرکت تاثیر میپذیرند مسئول هستند .فرض کنید شرکتی میخواهد یک واحد تولید را برای پایین آوردن هزینهی حقوق کارگران جابجا کند .نکاتی که بر اساس این دو دیدگاه در این جابجایی به چشم میخورند را تشریح نمایید .سپس نظرات خود را در مورد این که کدام یک از این دو دیدگاه از لحاظ اخالقی بیشتر قابل دفاع است را بیان کنید. .5مدیرعامل انرون ،کنث لی با تشویق قوی کارمندانش به خرید سهام انرون حتی در زمانی که میدانست سهام دچار مشکل شده است – در حقیقت به علت این که میدانست سهام دچار مشکل شده است -به آنها خیانت کرد .خود او در همان رمان شروع به فروختن مقادیر زیادی از سهام خودش را کرده بود .عالوه بر این زمانی که افت ارزش سهام شروع شد ،خط مشی شرکت از این که کارمندان سهامشان را بفروشند ممانعت میکرد تا زمانی که سهام بیارزش شد و به این ترتیب خسارتهای زیادی به برنامهی بازنشستگی کارمندان وارد کرد .فریدمن و تئوری ذینفعان در محکوم کردن چنین اعمالی یکصدا هستند .اما این دو دیدگاه در مورد برنامهی «امتیاز بندی و اخراج» شرکت انرون چه میگویند؟ بر اساس یک شرح حال ،هر شش ماه کل کارمندان در مقیاس یک تا پنج امتیازبندی میشدند و مدیران موظف بودند که پانزده درصد کارمندان را در پایینترین رده طبقهبندی کنند .آنها که در پایینترین رده امتیازبندی شده بودند شش ماه فرصت داده میشد تا پیشرفت کنند هرچند که همزمان با آن به انها سنوات و مطالبات مرخصی و سایر موارد مربوط به قطع همکاری پرداخت میشد زیرا در ششماههی بعدی نیز قانون 15درصد همچنان پابرجا بود. مزایا و مضرات چنین سیاستهای مدیریت کارمندان برای پایدار نگاه داشتن جو اخالقی و برتری چیست؟ .6با وجود این که بسیاری از شرکتها توسط حرفهای هایی که از نردبان شرکت ترقی کردهاند اداره میشود در برخی از شرکتها مدیریت سطح باال توسط افرادی حکمفرمایی میشود که همانطور که متوجه شدیم از زمینههای بسیار متفاوتی هستند .چنین چیزی قطعا در مورد انرون صدق میکند .که مهندسان و دانشپژوهان را استخدام میکرد اما توسط مدیرانی اداره میشد که تحصیالتشان عمدتا در تجارت، اقتصاد و حسابداری بود .برای مثال مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای مدیر عامل کنث لی همگی در اقتصاد بودند .مدیرعامل بعدی جفری اسکیلینگ مدرک کارشناسی در علوم کاربردی و MBAداشت .مدیر مالی شرکت آندرو فستو مدرک کارشناسی در اقتصاد و MBAداشت. بدیهی است که بیانصافی است که افراد را بر اساس مدرکشان کلیشه کنیم ،اما اگر کسی که مسئولیتهای ضوابط اخالقی مهندسی را پذیرفته بود در جای آنها بود چنین کارهایی را میکرد؟ (برای به دست اوردن نگرشی کلی، ضوابط اخالقی مهندسی را بررسی کنید). مفاهیم کلیدی موضوعات مرکزی در این کتاب )1( :پروژههای مهندسی آزمایشهای اجتماعیای هستند که هم امکانات و هم خطرات جدیدی ایجاد میکنند و مهندسان در مسئولیت ایجاد منافع و جلوگیری از مضار و اخطار خطرات سهیم هستند )2( .ارزشهای اخالقی در تمام جنبههای توسعهی تکنولوژیکی نفوذ دارند و از این رو اخالق و برتری در مهندسی با هم سازگار هستند )3( .نیت و تعهد شخصی در اخالق مهندسی همراه با اصول مسئولیت که در ضوابط اخالقی ذکر شدهاند و بر همهی مهندسان الزامی است اهمیت دارند )4( .ارتقای منش مسئوالنه حتی از مجازات بدکاری مهمتر است )5( .مسائل دشوار اخالقی در مهندسی ،مانند هر جای دیگر رخ میدهد و این به این علت است که ارزشهای اخالقی بیشمارند و ممکن است با هم تناقض پیدا کنند )6( .اخالق مهندسی باید هم به مسائل خرد و هم به مسائل کالن بپردازد که در اکثر مواقع این دو به عم مرتبط هستند)7( . توسعهی تکنولوژیکی خوشبینی محتاطانه را مجاز میشمارد. اخالق پیشگیرانه :تامالت و اعمال اخالقی که به منظور جلوگیری از زیان اخالقی و مسائل دشوار اخالقی قابل اجتناب انجام میشوند. اخالق مهندسی دو معنای هنجاری (ارزش مدار) دارد. اخالق مهندسی به عنوان مجموعهای از ارزشها از مسئولیتها و حقوقی که باید توسط آنها که در کار مهندسی درگیر هستند رعایت شود و همچینین ایدهآلهای مطلوب و تعهدات شخصی در مهندسی .به عنوان زمینهی مطالعاتی ،اخالق مهندسی مطالعهی تصمیمات ،خط مشیها و ارزشهایی است که از لحاظ اخالقی در کارهای عملی مهندسی و در تحقیق ،مطلوب هستند. مسائل دشوار اخالقی :وضعیتهایی که در آن دالیل اخالقی با هم در تضاد قرار میگیرند یا به کار بردن ارزشهای اخالق مساله ایجاد میکنند و به روشنی نمیتوان دریافت که چه باید کرد. موضوعات اخالقی خرد در مهندسی با تصمیماتی که توسط افراد و شرکتها گرفته میشود مرتبط است .موضوعات اخالقی کالن با جهتگیری کلی توسعهی تکنولوژی و مسئولیتهای جمعی مهندسان ،جامعههای حرفهای مهندسی و انجمنهای صنعتی در ارتباط است. اخالقیات با وظایف و حقوق ،ایدهآلهای شخصیتی و کمینه کردن زیان به انسانها ،حیوانات و محیط زیست مرتبط است .تئوریهای اخالقی شرح دقیقتری ارائه میدهند. اهداف مطالعهی اخالق مهندسی :ارتقای مهارتها در آگاهی اخالقی ،استدالل اخالقی ،سازگاری اخالقی ،تصور اخالقی ،مراودات اخالقی و شاید به صورت غیر مستقیمتر تقویت عقالنیت اخالقی ،احترام به افراد، تساهل و تسامح و اطمینان در حل تضادهای اخالقی و حفظ کمال اخالقی. مسئولیت اخالقی افراد و شرکتها چندین معنا دارد. وظایف ،پاسخگویی اخالقی ،فضیلت با وجدان بودن و شایان تقدیر بودن (برای کارهای مطلوب) و مقصر بودن (برای بدکاریها). ذهنیت سیلویی :متمرکز کردن اطالعات و گفتگوها در چند هسته به جای توزیع آن در سرتاسر دپارتمانهای مختلف شرکت. حرفهها :گونههایی از کار که به تخصص پیشرفته، قضاوت بیطرفانه ،خودمختاری و خدمات هدفمند برای خیر جامعه که معموال به شکل ضوابط اخالقی مدون شده است نیاز دارند. تئوری ذینفعان :شرکتها به کلیهی گروههایی که در شرکت نفع یا ضرر اساسی دارند پاسخگو است .شامل کارمندان ،مشتریان ،عوامل فروش ،تامین کنندگان، جوامع محلی و عامهی مردم.
© Copyright 2026 Paperzz