Final_Project.pdf

‫بر اساس طرحی از‬
‫سید محمد خاتمی‬
‫نویسنده‬
‫دانشکده مهندسی کامپیوتر‬
‫برنامه سازی پیشرفته‬
‫استاد آرش توکل‬
‫مرتضی ملکیان‬
‫با تشکر از‬
‫معین محمودی کاردگر‬
‫عرفان توکلی‬
‫حبیب ا حسنی مقّدم‬
‫بابک قدیری‬
‫اشکان محمودی‬
‫یوپور بادچیان‬
‫علی اصغر قل پ‌‬
‫ماکان قهاری کوچکسرایی‬
‫عرفان غلمی قادیکل‬
‫خالسلمی وپول‬
‫ی رضا شی پ‌‬
‫عل پ‌‬
‫همسر و فرزندان عزیزم‬
‫با حضور‬
‫رستم‬
‫سهراب‬
‫اسفندیار‬
‫سیاوش‬
‫آرش‬
‫کی خسرو‬
‫‪Aragorn‬‬
‫‪Gimli‬‬
‫‪Legolas‬‬
‫‪Nazgul‬‬
‫‪Gandalf‬‬
‫‪Elendil‬‬
‫فردوسی‬
‫به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد‬
‫خداوند نام و خداوند جای‬
‫خداوند روزی ده رهنمای‬
‫خداوند کیوان و گردون سپهر‬
‫فروزنده ماه و ناهید و مهر‬
‫ز نام و نشان و گمان برترست‬
‫نگارنده بر شده وپیکرست‬
‫به بینندگان آفریننده را‬
‫نیابد بدو نیز اندیشه راه‬
‫سخن هر زین گوهران بگذرد‬
‫خرد گر سخن برگزیند همی‬
‫ستودن نداند کس او را چو هست‬
‫نبینی مرنجان دو بیننده را‬
‫که برتر از نام و از جایگاه‬
‫نیابد بدو راه جان و خرد‬
‫همان را گزیند که بیند همی‬
‫میان بندگی را ببایدت بست‬
‫خرد را و جان را همی سنجد اوی‬
‫در اندیشهء سخته کی گنجد او‬
‫بدین آلت رای و جان و زبان‬
‫ستود آفریننده را کی توان‬
‫به هستیش باید که خستو شوی‬
‫ز گفتار بی کار یکسو شوی‬
‫وپرستنده باشی و جوینده راه‬
‫توانا بود هر که دانا بود‬
‫از وپرده برتر سخن گاه نیست‬
‫به ژرفی به فرمانش کردن نگاه‬
‫ز دانش دل وپیر برنا بود‬
‫ز هستی مر اندیشه را راه نیست‬
‫حکیسسم ابوالقاسسسم فردوسسسی توسسسی )زادٔه ‪ ۳۱۹‬خورشسسیدی‪ ۳۲۹ ،‬هجسسری قمسسری ‪ -‬درگذشسستٔه وپیسسش از ‪۳۹۷‬‬
‫نسرای نامی ایران و سرایندٔه شساهنامه حماسسٔه ملسی‬
‫خورشیدی‪ ۴۱۱،‬هجری قمری در توس خراسان(‪ ،‬سخ پ‌‬
‫یگو دانستپ‌هاند‪.‬‬
‫گترین سرایندٔه پارس پ‌‬
‫ایرانیان است‪ .‬فردوسی را بزر پ‌‬
‫بر پایٔه دیدگاه بیشتر وپژوهشگران امروزی‪ ،‬فردوسی در سال ‪ ۳۲۹‬هجری قمری برابسسر بسسا ‪ ۳۱۹‬خورشسیدی )‬
‫‪ ۹۴۰‬میلدی( در روستای پاژ در شهرستان توس )طوس( در خراسان دیده به جهان گشود‪.‬‬
‫بر پایٔه اشارپ‌ههای ضمنی فردوسی دانسته شدپ‌هاست که او دهقسان و دهقساپ‌نزاده بسود‪ .‬دهقسان در روزگ ار‬
‫یتبار و نیز به معنی مالک روستا یا رئیس شهر بودپ‌هاست‪.‬‬
‫فردوسی و در شاهنام ٔه او به معنی ایران پ‌‬
‫نمایپ‌ههسسای کهسسن جسسز افسسسانه و‬
‫دربسسارٔه دوران کسسودکی و جسسوانی او نسسه خسسود شسساعر سسسخنی گفتسسه و نسسه در ب پ‌‬
‫یخسورد‪ .‬بسا ایسن حسال از دقست در سساختار زبسسانی و بسافت تساریخی ‪ -‬فرهنگسی‬
‫خیاپ‌لبافی چیزی بسه چشسم م پ‌‬
‫فنگسسری در‬
‫یتسسوان دریسسافت کسسه او در دوران وپسسرورش و بالنسسدگی خسسویش از راه مطسسالعه و ژر پ‌‬
‫شسساهنامه‪ ،‬م پ‌‬
‫تمایٔه او در سسرایش‬
‫سسسرودپ‌هها و نوشسستارهای وپیشسسینیان خسسویش سسسرمایٔه کلنسسی انسسدوخته کسسه بعسسدها دسس پ‌‬
‫شسساهنامه شدپ‌هاسسست‪ .‬هپ‌مچنیسسن از شسساهنامه ایسسن گسسونه برداشسست کردپ‌هانسسد کسسه فردوسسسی بسسا زبسسان عربسی و‬
‫دیواپ‌نهای شاعران عرب و نیز با زبان وپهلوی آشنا بودپ‌هاست‪.‬‬
‫کسسودکی و جسسوانی فردوسسسی در زمسان سسسامانیان سسسپری شسسد‪ .‬شسساهان سسسامانی از دوسسستداران ادب فارسسی‬
‫یداننسد امسا‬
‫بودند‪ .‬آغاز سرودن شاهنامه را بر پایٔهشاهنامه ابومنصوری از زمان سسی سسالگی فردوسسی م پ‌‬
‫یتسسوان چنیسسن برداشسست کسسرد کسسه وی در جسسوانی نیسسز بسسه سسرایندگی‬
‫بسسا درنگریسسستن بسسه توانسسایی فردوسسسی م پ‌‬
‫شهایی از شاهنامه را در همان زمان و بر پایٔه داستاپ‌نهای کهنسسی‬
‫یوپرداختپ‌هاست و چه بسا سرودن بخ پ‌‬
‫م پ‌‬
‫یتواند یکسی از سسببهای‬
‫که در داستاپ‌نهای گفتاری مردم جای داشتپ‌هاند‪ ،‬آغاز کردپ‌هاست‪ .‬این گمانه م پ‌‬
‫نتسری از ایسن‬
‫یهای زیاد و یسرایشهای دسستنویس شساهنامه باشسد‪ .‬بسه ایسن سسان کسه و یسرایشسهای که پ‌‬
‫ناهمگون پ‌‬
‫یرود در زم ان‬
‫تمایه نسخپ‌هبرداران شده باشد‪ .‬از میان داستانهایی کسه گمسان م پ‌‬
‫داستانهای وپراکنده دس پ‌‬
‫یتسسوان داسسستانهای بیسسژن و منیسسژه‪ ،‬رسستم و اسسسفندیار‪ ،‬رسستم و سسسهراب‪،‬‬
‫جسسوانی وی گفتسسه شسسده باشسسد م پ‌‬
‫داستان اکوان دیو و داستان سیاوش را نام برد‪.‬‬
‫یباشسسد‪.‬‬
‫گتریسن نوشسستپ‌ههای ادبیسسات کهسسن پارسسی م پ‌‬
‫شسساهنامه وپرآوازپ‌هتریسن سسسرودٔه فردوسسسی و یکسسی از بزر پ‌‬
‫فردوسی سرودن شاهنامه را بر پایٔه نوشتار ابومنصوری در حدود سال ‪ ۳۷۰‬هجری قمری آغاز کرد و سسسر‬
‫تهسا بسه‬
‫انجام آن را در تاریخ ‪ ۲۵‬سپندارمذ سال ‪ ۳۸۴‬هجری قمسری )برابسر بسا ‪ ۳۷۲‬خورشیدی( بسا ایسن بی پ‌‬
‫انجام رساند‪:‬‬
‫به ماه سفندارمذ روز ارد‬
‫سر آمد کنون قصٔه یزدگرد‬
‫ز هجرت سه صد سال و هشتاد و چار‬
‫به نام جهان داور کردگار‬
‫ایسسن و یسرایسسش نخسسستین شسساهنامه بسسود و فردوسسسی نزدیسسک بسسه بیسسست سسسال دیگسسر در تکمیسسل و تهسسذیب آن‬
‫کوشید‪ .‬این ساپ‌لها هپ‌مزمان با برافتادن سامانیان و برآمدن سلطان محمود غزنوی بود‪ .‬فردوسی در سال‬
‫‪ ۳۹۴‬هجری قمری )برابر با ‪ ۳۸۲‬خورشسیدی ( در سسسن شصست و پنسج سسسالگی بسر آن شسد کسه شساهنامه را بسه‬
‫سلطان محمود اهدا کند‪ ،‬و از این رو دست به کار تدو یسن و یسرایش تازپ‌های از شسساهنامه شسسد‪ .‬فردوسسسی در‬
‫شهسای مربسوط بسه پادشساهی ساسسانیان را تکمیسل کسرد‪ .‬پایسان و یسرایسش دوم شساهنامه در‬
‫و یسرایسسش دوم‪ ،‬بخ پ‌‬
‫سال ‪ ۴۰۰‬هجری قمری در هفتاد و یک سالگی فردوسی بودپ‌هاست‪:‬‬
‫همی زیر بیت اندر آرم فلک‬
‫چو سال اندر آمد به هفتاد و یک‬
‫ز هجرت شده پنج هشتاد بار‬
‫به نام جهان داور کردگار‬
‫فردوسی شاهنامه را در شسش یسا هفست دفستر بسه دربسسار غزن ه نسزد سسلطان محمسود فرس تاد‪ .‬بسه گفتسه خسود‬
‫فردوسی‪ ،‬سلطان محمود »نکرد اندر این داستانها نگاه« و پاداشی هم برای وی نفرستاد‪ .‬از ایسسن رویسسداد‬
‫شهای دیگری نیز به شاهنامه افزود که بیشتر در گله و انتقاد از محمسسود‬
‫تا پایان زندگانی‪ ،‬فردوسی بخ پ‌‬
‫خکامی سراینده از اوضاع زمانه بودپ‌هاست‪ .‬در روزهای پایانی زندگی فردوسی از سن خود دو بار یاد‬
‫و تل پ‌‬
‫کرده‪ ،‬و خود را هشتاد ساله و جای دیگر هفتاد و شش ساله خواندپ‌هاست‪:‬‬
‫امیدم به یک باره بر باد شد‬
‫کنون عمر نزدیک هشتاد شد‬
‫کنون سالم آمد به هفتاد و شش‬
‫غنوده همه چشم میشار فش‬
‫نمایپ‌ههسای کهسن نیامدپ‌هاسست‪ .‬نخسستین نوشستپ‌های‬
‫سال مرگ فردوسی تسا چهسار سسده پسس از زم ان او در ب پ‌‬
‫کسسه از زمسان مسسرگ فردوسسسی یسساد کسسرده مقسسدمه شسساهنامه بایسسسنغری اسسست کسسه سسسال ‪ ۴۱۶‬هجسسری قمسسری را‬
‫نمسایه دیگسری یساد‬
‫یپسایه بسودن نوشستارهای آن بسه اثبسات رسسیده از ب پ‌‬
‫آوردپ‌هاست‪ .‬این دیبساچه کسه امسروزه ب پ‌‬
‫نکردپ‌هاست‪ .‬تذکرپ‌هنویسان بعدی همین تاریخ را بازگو کردپ‌هاند‪ .‬جدای از آن تذکرةالشعرای دولتشاه )کسسه‬
‫یپایپ‌هاست( زمان مرگ او را در سسال ‪ ۴۱۱‬هجسری قمسری آوردپ‌هاسست‪.‬محمسدامین ریسساحی‪ ،‬بسا‬
‫آن هم بسیار ب پ‌‬
‫درنگریسسستن در گفتپ‌ههسسایی کسسه فردوسسسی از سسسن و نسساتوانی خسسود یسساد کردپ‌هاسسست‪ ،‬ایسسن گسسونه نسستیجپ‌هگیری‬
‫ت پسس از سسال ‪ ۴۰۵‬هجسری قمسری و وپیسش از سسال ‪ ۴۱۱‬هجسری قمسری از‬
‫کردپ‌هاسست کسه فردوسسی م پ‌‬
‫یبایسس ً‬
‫جهان رفته باشد‪.‬‬
‫پسسس از مسسرگ‪ ،‬از بسسه خاکسسسپاری وپیکسسر فردوسسسی در گورسستان مسسسلمانان جلسسوگیری شسسد]نیازمنسسد منبسسع[ و‬
‫سرانجام در باغ خود وی یا دخترش در توس بسه خساک سسپرده شسد‪ .‬چرایسی بسه خساک سسپرده نشسدن او در‬
‫گورستان مسلمانان را به سبب دشسمنی یکسی از دانشسمندان کینپ‌هتسوز تسوس )بسر پسایه چهسار مقسالٔه نظسامی‬
‫نگسونه آوردپ‌هاسست کسه »شسیخ اکسابر‪،‬‬
‫عروضی( دانستپ‌هاند‪ .‬عطار نیشابوری در اسرارنامه این داستان را ای پ‌‬
‫ابوالقاسسم« بسر جنسازٔه فردوسسی نمساز نخواندپ‌هاسست و حمسدا مسستوفی در وپیشسگفتارظفرنامه او را شسیخ‬
‫ابوالقاسسسسم ُکّرک انی دانستپ‌هاسسسست کسسسه وپیسسسروان زیسسسادی داشتپ‌هاسسسست‪ .‬برخ س ی نویسسسسندگان دیگسسسر نسسسام او را‬
‫یشسسده نسسام گرگ انی باشسسد‪ .‬ریسساحی‬
‫یروًد عرب پ‌‬
‫»ابوالقاسم گرگانی« یا »جرجانی« نیز آوردپ‌هاند که گمان م پ‌‬
‫وپیوند دادن آن رخداد را با ُکّرکانیصوفی ناروا دانستپ‌هاست از آنجا که او در هنگام مرگ فردوسی نزدیک‬
‫به سی سال داشتپ‌هاست‪.‬مقبره فردوسی که دهه ها بی توجه مانده بود‪ ،‬بین سسسالهای ‪ 1307‬تسسا ‪ 1313‬بسسه‬
‫دستور رضا شاه وپهلوی بازسازی شد و هم اکنون معادل یکی از معبد های ملی ایرانی درآمده است‪.‬‬
‫چگونگی پیدایش ایده پروژه!‬
‫یکوشسسم هسسر چسسه بیشسستر بسسا آپ‌نهسسا‬
‫ماننسسد بسسسیاری از ایرانیسسان فرهنسسگ و هنسسر ایرانسسی را دوسسست دارم و م پ‌‬
‫یهسای دیگسری نیسز‬
‫آمیخته شوم‪ .‬در فرهنگ و هنسر ایسران درکنسار زیبسایی ویسسژه ای کسه دارد میپ‌تسوان و یسژگ پ‌‬
‫یافت مانند آرامش بخشی‪ ،‬آموزنده بودن‪ ،‬وپرکشش بودن و …‬
‫یها من را برآن داشت که در »وپروژه پایسان تسرم« بسه گسونپ‌های فرهنسگ و هنسر و وپیشسینه ایرانسی را‬
‫این و یسژگ پ‌‬
‫به کار بگیرم‪ .‬برای این کار نخست باید چیزی میافتم که بتواند وپیادپ‌هسازی شود‪ .‬در هنر ما چیزی کسسه‬
‫بتوان آن را به دانستپ‌ههای برنامه نویسی وپیونسد داد نیسافتم‪ .‬بسرای همیسن در ادب ایرانسی بسه دنبسال پاسسخ‬
‫گشتم و اندیشه وپیادپ‌هسازی یک داستان کهن و باوپیشینه به سرم افتاد‪ .‬این اندیشه خود به خسسود مسرا بسسه‬
‫سوی فردوسی و شاهنامه اش رهنمون سساخت‪ .‬مسن از گذشسته نگساه ویسسژه ای بسه فردوسسی داشستم و او را‬
‫کسی میپنداشتم که بزرگترین کار را برای فرهنگ و هنر و زبان ایرانی به انجسام رسساند‪ .‬وپیشسینه ای کسه‬
‫در شاهنامه خوانی داشتم به یاری ام آمد و چند داستان را ورانداز کردم‪ .‬هیچ کدام به تنهسسایی گویسسای‬
‫شاهنامه و وپوشش دهنده برنامپ‌ههای من نبود‪ .‬به هفت خوان رستم رسسیدم‪ .‬هسم داسستان وپرکششسی بسود‬
‫هم توانایی وپیادپ‌هسازی و بازی ساختن را داشت‪ .‬اما دیسدم وپیادپ‌هسسازی آن بسا دانسش انسدک مسا کسار خسوبی‬
‫در نمی آید‪ .‬به همین شوند بر آن شدم که گروهی برگزیده از شاهنامه بسازم و با داستانی خودسسساخته‬
‫آن را همراهسسی کنسسم‪ .‬اندیشسسه خسسوبی بسسود‪ .‬هسسم دسسست مسسا در داسسستان سسسازی بسسسته نبسسود هسسم میتوانسسستم‬
‫هرکسی را از شاهنامه برگزینم‪.‬یک داستان خودساخته که برای نمونه رستم از سهراب شکست میخسسورد‬
‫و ‪ ..‬آماده کردم اما دیدم کار خوبی نیست‪ .‬نباید داستاپ‌نها و کسان شسساهنامه را دسسستمایه قسرار دهسسم و‬
‫دگرگونشان کنم‪ .‬اما سرانجام باید »وپروژه« را آماده میکردم‪ .‬برای همین با هم اتاقی عزیزم آقای معیسسن‬
‫محمودی کساردگر دانشسجوی مهندسسی شسیمی ورودی ‪ 90‬از شسهر آمسل موضسوع رو در میسون گذاشستم و‬
‫تقاضای کمک کردم‪ .‬ایشسون هسم فرص ت رو مناسسب دیسد و بساز ایسن اربسساب حلقسه ای هسارو کشسید وسسط‪.‬‬
‫ایشون شصتاد دور ارباب حلقه های ‪ 1‬و ‪ 2‬و ‪ 3‬رو دیدن و رمان های مرتبط رو هسسم خوردنسسد و جویدنسسد و‬
‫نشخوار کردند و سپس مضغ نمودند‪ .‬برای اینکه علقه ایشون رو نشون بدم دو تا مثال میزن م‪ (1 :‬تمسسام‬
‫تهای داستان ارباب حلقه هاست‪.‬‬
‫رمز جیمیل و ایمیل و فیسبوک ایشون جایگشتی از اسم شخصی پ‌‬
‫‪ Elendil the king‬یا ‪ LegolasGandalfGimli‬و ترکیبات مشابه دیگه‬
‫‪(2‬یه بسار رفستیم خونشسسون خوابیسدن بمسونیم از سساعت ‪ 10‬شسسب تسا ‪ 3‬صسسبح مسارو بسست بسه صسسندلی اربسساب‬
‫حلقه های ‪ 1‬و ‪ 2‬و ‪ 3‬رو پشت هم اکران کرد و مسسارو مجبسسور کسسرد بسسبینیم‪ .‬یسسادم میسساد وسسسطای ‪ 2‬خوابیسسدم‬
‫یگفست اینجاشسسو بسبیبن اینجساش فلنسه بهمسانه‪ .‬تسازه هسسر سکانسسی هسم‬
‫وسسطای ‪ 3‬بسزور منسسو بیسسدار کسرد م پ‌‬
‫یگفسست کسسه مسسا بهسستر‬
‫یگفت که هیچ‪ ،‬دیالوگ مشابه در کتاب رمان رو هسسم م پ‌‬
‫میدیدیم دیالگشو زودتر م پ‌‬
‫فیلمو دربیابیم و چیزی رو از دست ندیم!!‬
‫خلصه اینکه بعله ایشون غریق دریای حلقه هاست‪ .‬تا جریان رو بهسش گفتسم تیسم حریسف رو آمساده کسرد‪.‬‬
‫گفت شاهنامه ای ها با ارباب حلقه ایها‪ .‬دیدم بدک نمیگه ایده خوبیه‪ .‬یکم وپر و بسسالش دادم و ایسسده رو‬
‫با استاد در میون گذاشتم قبول کرد‪.‬‬
‫اینجسسوری بسسود کسسه ایسسده وپسسروژه شسسکل گرف ت‪ .‬در ابتسسدا جسسا داره بگسسم کسسه اصسسل مقایسسسه یسسا رقسابت دو گسسروه‬
‫تهای گسروه اربسساب حلقپ‌ههسا بسه هیسچ وجسه قابسل مقایسسه بسا اسسطورپ‌ههای ایسران پ‌‬
‫ی‬
‫شایسسته نیسست‪ .‬شخصسی پ‌‬
‫ی کردنسد ولیپ‌‬
‫یهسای فسراوان پ‌‬
‫تها با وجود اینکسه شایسسته احترامنسد و در تخیسل دلور پ‌‬
‫نیستند‪ .‬این شخصی پ‌‬
‫ی رو بسسا تخیسسل قسسوی وپیونسد زده و ایسسن‬
‫ی مفسساهیم و وقسسایع تسساریخ پ‌‬
‫ی بسسرخ پ‌‬
‫زائسسده فکسسر یسسک نفرن د کسسه بسسه زیبسسای پ‌‬
‫داستان رو ساخت‪ .‬اینکه این داسستان وسسیع در ذهسن نویسسنده جسای گرفتسه و شساخ و بسرگ زده و بسه ایسن‬
‫ی رسیده نشان از موفقیت اثر و جسسذابیت شخصسسیت هسساش داره ولیپ‌ شسساهنامه سسساخته و‬
‫محبوبیت جهان پ‌‬
‫وپرداخت یک ملت است که با گوشت و وپوست و خون نسلهای متمسادی آمیختسه شسده و سسسینه بسه سسسینه‬
‫ی هسسم بسر جهسان‬
‫ی رسسیده کسه آرماپ‌نهسای بزرگ تری در سسسر داشست و تساثیر بسسیار فسراوان پ‌‬
‫به گوش مرد بزرگ پ‌‬
‫گذاشت و یک فرهنگ کهن و اصیل رو از نابودی و فراموشسسی نجسسات داد و راه رو بسرای بزرگ ان در آینسسده‬
‫یها و‬
‫تهای شسسساهنامه نمسسساد سسسسخت پ‌‬
‫همسسسوار کسسسرد کسسسه بتواننسسسد بسسسه هنرنمسسسایی بپردازنسسد‪ .‬تسسسک تسسسک شخصسسسی پ‌‬
‫نهسسا فقسسط زائسسده تخیسسل فردوس سیپ‌‬
‫ی قرنهاسسست‪ .‬ای پ‌‬
‫ی در ط پ‌‬
‫یهای ملسست پ‌‬
‫یهسسا و شسسادکام پ‌‬
‫یهسسا و وپیروز پ‌‬
‫تلخکام پ‌‬
‫تها مردمی قرار گرفتپ‌هاند که آنهارا وپروریدنسسد‪ .‬کنسسار هسم قسرار گرفتسسن ایسن دو‬
‫نیستند‪ .‬پشت این شخصی پ‌‬
‫یکنسم بسه هیسچ وجسه‬
‫یخسوام و اعلم م پ‌‬
‫گروه جفا به وپیشینیانمان است‪ .‬من همینجا از همه اوپ‌نها عذر م پ‌‬
‫قصد ساختار شکنی نداشتم‪ .‬بلکه جذابیت ترکیب این دو فکر در این بره ه زم انیپ‌ مسن رو بسر آن داشست‬
‫که این داستان تخیلی رو بسازم‪.‬‬
‫اگه با فردوسی و شاهنامه اشنا باشید میدونید که رستم زده اسفندیار رو کور کرده‪ ،‬پسرش سسسهراب رو‬
‫تهای داسسستان هسسم اصسسل هسسم عصسسر نیسسستند‪ .‬ولیپ‌ بسسه کمسسک ابسسزاری کسسه‬
‫هسسم کشسسته‪ .‬یسسه سسسری از شخصسسی پ‌‬
‫ی و بیسداری‬
‫ی کسسرد مسسا اینسا رو گسرد هسسم آوردیسم و شسرایط حسساس منطقسه و بهسسار عسسرب پ‌‬
‫ی بسسه مسسا معسرف پ‌‬
‫فردوس پ‌‬
‫ی برای در هم شکسسستن ملسست ایسران رو براشسسون توضسیح دادیسسم‪ .‬ول پ‌‬
‫ی‬
‫اسلمی و شبکه عظیم استکبار جهان پ‌‬
‫ی تسو تخیسل هسسم نتونسستم راضیشسسون کنسم‪ .‬گفتسم یکسم از شسرایط‬
‫اونا قبول نکردن که با هم کنار بیسان‪ .‬یعن پ‌‬
‫ی ایران بگم بلکه دلشون به رحم بیاد همدیگه رو ببخشن حاضسر بشسن در کنسار هسم مبسارزه کنسن‪ .‬از‬
‫داخل پ‌‬
‫ی نشسسدند‪ .‬ولیپ‌‬
‫تورم و مشکلت اقتصادی و سه هزار میلیارد و مدرک کردان و هاله نور گفتم بسسازم راضس پ‌‬
‫تا اسم رئیس جمهور رو آوردم کی خسرو گفت به ژرفای فاجعه وپیپ‌ برده و به من گفت که حاضر بچپ‌هها‬
‫رو متحد بکنه‪ .‬اونا هم گفتن که اگه قول بدم دوباره اسمشسو نیسارم اونسا حاضسرن بسا هسم همکساری کنسن و‬
‫جلوی جنگولک بازان غربی حاضر بشن‪.‬‬
‫ی دوستم تو تخیلش اونسا رو کنسار هسم آورد‪ .‬بسالخره غسرب هسم دچسار‬
‫ی نداشت‪ .‬یعن پ‌‬
‫گروه غربی هم مشکل پ‌‬
‫رکود شده مشکلت اقتصادی داره‪ .‬اونا هم گفتسن کسه حاضسرن بسا اسسطورهای ایسرانیپ‌ دسست و پنجسه نسرم‬
‫کنن‪.‬‬
‫ن‬
‫یها ت پ‌‬
‫ی هم که بود این بود که دو تا گروه به هم نمیخوردن‪ .‬جنسشون فرق داشت‪ .‬مثل ایران پ‌‬
‫یه مشکل پ‌‬
‫یهسسا یسسه سسسری اب سزارآ لست وپیشسسرفته‬
‫ی غرب پ‌‬
‫یجنگیدنسسد و ابسسزرالت جنسسگ از دور زیسساد نداشسستن ول پ‌‬
‫ن م پ‌‬
‫بسسه ت پ‌‬
‫ی بالخره راض پ‌‬
‫ی‬
‫یها بجنگن کلیپ‌ طول کشید ول پ‌‬
‫ن با ایران پ‌‬
‫ن به ت پ‌‬
‫ی کنیم ت پ‌‬
‫داشتن‪ .‬تا اینکه غربی هارو راض پ‌‬
‫شسسدن‪ .‬البتسسه رسستم میگفسست بسسدون سسسیمرغ نمیسساد کسسه مسسن راضسسیش کسسردم و گفتسسم تسسو یسسه بسسازی ‪ ۲‬بعسسدی‬
‫یشسه اونسم قبسول کسرد بسدون سسیمرغ در مسسابقات شسرکت کنسه ‪.‬‬
‫یشسه خسوب سسیمرغ رو در آورد بسد م پ‌‬
‫نم پ‌‬
‫یها بود‪ .‬حال مسسا از‬
‫ی جور شد و اونا با هم نبرد کردند‪ .‬نتیجه نبرد هم وپیروزی قاطع ایران پ‌‬
‫خلصه همه چ پ‌‬
‫یخوایم که این وپیروزی قاطع رو به ما نشون بدیسد‪ .‬و بسا سساختن بسازی بسه خودتسون اجسازه بدیسد کسه‬
‫شما م پ‌‬
‫ی داشته باشید‪.‬‬
‫شما هم در این وپیروزی نقش پ‌‬
‫اهداف کلی پروژه‬
‫یتسسسر بسسسه دنیسسسای برنس امه نویسسسسیه‪ .‬نگسسساه واقپ‌عگرایسسسانه‬
‫ک ًل هسسسدف درس برنس امه سسسسازی وپیشسسسرفته نگسسساه واقع پ‌‬
‫کاربردی‪ .‬تو برنامه سازی مقدماتی ممکن بسود بهتسون مسسسأله بسسدن کسسه تسابع لگساریتم گرفتسن رو بنویسسید‬
‫ولسی تسسو برن امه سسسازی وپیشسسرفته ازیسسن خسبرا نیسسست‪ .‬بایسسد یسسه وپسسروژه نسسبتًا بسسزرگ رو بسسا مهندسسسی و طراحسسی‬
‫خسسوب برن امپ‌هریزی کنیسسد و وپیادپ‌هسسسازی کنیسسد و رابسسط کسساربری خسسوب بسراش بنویسسسید‪ .‬وپسسروژه ای هسسم کسسه‬
‫ل همیسسن‬
‫بهتون میسسدن تهسسش یسسه چیسسزی ازش درمیسساد کسسه میشسسه بسسه بقیسسه ارائسسه کسسرد کسسه اسسستفاده کنسسن‪ .‬مث ً‬
‫وپروژه ‪ minesweeper‬خودتسون کسسه تسسو عیسسد زدیسد‪ .‬در ایسن راسسستا و بسرای بسرآورده کسسردن انتظسارات‬
‫استاد و اهداف درس وپروژه ذیل براتون معرفی شد‪ .‬در این وپروژه مفاهیمی که در درس یاد گرفتید مثل‬
‫ارثسبری و چنسسد ریخسستی و … مسسرور میشسسه و بایسسد حتمس ًا از اون هسسا بسرای بهسستر و زیبسپ‌اتر و خوانسساتر کسسد زدن‬
‫استفاده کنید‪ .‬در این وپروژه از مباحثی که در کلس حل تمرین آقای سادات حسینی مطرح شد تا حسسد‬
‫ل ‪ vector‬که کاربرد زیادی تسسو وپسسروژه داره‪.‬مطسسالب گرافیکسسی هسسم کسسه یساد‬
‫امکان بهره گرفته میشه‪ .‬مث ً‬
‫گرفتید نقش کلیدی تو ایسن وپسسروژه داره‪ .‬شسساید در نگسساه اول خیلسی سسسخت و وقست گیسر و تکسراری بسه نظسسر‬
‫برسه اما هدف گزاری ما این بود که با وقت گزاشتن شما و انجام کارهای تکراری دستتون روان شسسه‪.‬یسسه‬
‫بار که اصولی کد بزنید دیگه دستتون میاد‪ .‬تو این وپروژه مهندسی کد زدن و طراحی کردن و بسسر اسسساس‬
‫طرح و برنامه کد نویسی کردن رو تمریسن میکنیسسد‪ .‬چسسون احتمسسالً بیسسش از ‪ 1000‬یسسا ‪ 2000‬خسسط کسسد بایسسد‬
‫تها و ریسسزه کسساری هسسا از یسسادتون میسسره‪ .‬ولسسی بسسا یسسه نگسساه بسسه نقشسسه ای کسسه از قبسسل‬
‫بزنیسسد بسسسیاری از قسسسم پ‌‬
‫کشیدید یا طراحی ای که کردید یادتون میاد که مثًل فلن تابع چیه و چیکار میکنه‪ .‬پس یه طرح خوب‬
‫نوشسستن خیلسسی خیلسسی مهمسسه و اصس ًل مسسسیر کسسد زدنتسسون رو عسسوض میکنسسه‪ .‬پسسس یکسسی از اهسسداف ایسسن وپسسروژه‬
‫تقویت نگاه مهندسی شما به کد زدنه‪.‬این وپروژه به صورت گروهی انجام میشسسه‪ .‬تمریسن کسسار گروهسی از‬
‫دیگر اهداف این وپروژست‪ .‬گروهی کار کردن به این نیست که چند تایی پای یه لپتسساپ بنشسسینید و کسسد‬
‫یخسسبر از کسسد‬
‫بزنید بلکه طبق طرحی که آماده کردید هر کدوم یه بخشی از کارو بسسه عهسسده میگیریسد و ب پ‌‬
‫اون یکی ادامه میدید‪ .‬تهسش بسا هسم جفتشسون میکنیسد میبینیسد کسه کسار میکنسه‪ .‬خیلسی حسس خسوبیه‪ .‬تسو‬
‫دنیای واقعی غالب ًا کار ها اینطور انجام میشه‪ .‬این وپروژه میتونه تمرین خوبی باشه‬
‫شیوه انجام پروژه‬
‫ک ًل سیاست ما بر این بوده که شما رو در انجام وپروژه آزاد بزاریم‪ .‬یک قالب کلی تهیه میکنیسسم کسسه شسسما‬
‫ک ًل آزاد نباشسسید و یسسه سسسری مفسساهیم رو کسسه یسساد گرفتیسسد دوره کنیسسد‪ .‬ولسسی اینکسسه چطسسور از ایسسن مطسسالب‬
‫استفاده میکنید به ما ربطی نداره‪ .‬مهم این است که شما با استفاده از این مفاهیم کساری رو کسسه ازتسون‬
‫خواستیم انجام بدید‪ .‬این وپروژه در چند فاز انجام میشه‪ .‬فاز اول تحو یسل طسرح شسما بسرای انجسام وپسروژه‪.‬‬
‫تحویسسل ‪ class diagram‬و ‪ activity diagram‬هسسا جسسزو فسساز اول وپروژسست‪ .‬در فسساز دوم‬
‫منطق بازی رو به طور کامل تحو یسل میدید‪ .‬در فاز سوم لیسه گرافیکسی رو روی منطسسق بسازی مینشسسونید و‬
‫بازی رو به طور کامل تحو یسل میدید‪ .‬فاز چهارمی هم هست که بعدًا اعلم میشه‪ .‬جزییسسات ایسسن فسساز هسسا‬
‫بعدًا اعلم میشه‪.‬‬
‫تها هسسم حضسسوریه‪ .‬نمرپ‌ههسا‬
‫شما هر کدوم از این فاز ها رو که زدید تحو یسل میدید‪ .‬تحو یسل همه این قسسم پ‌‬
‫کجا و در پایان کار داده میشه‪.‬‬
‫ولی ی پ‌‬
‫سنجش با پروژه های قبلی‬
‫حجم این وپروژه مثل وپسسروژه هسسای قبلیسه‪ .‬البتسسه اون چیسسزی کسسه مسسن در ذهنسسم داشسستم نسسسبت بسسه چیسزی کسسه‬
‫قراره ببینید بیشتر المان داشت ولی چون حجم وپروژه داشت زیاد میشد از اون ها صرف نظر کردم‪.‬‬
‫ل تعسداد سسرباز هسا محسدوده‪ .‬ایسن‬
‫یهسا هسم داره کسه کسار رو بسرای شسما راح پ‌‬
‫یسه سسری و یسژگ پ‌‬
‫تتسر میکنسه‪ .‬مث ً‬
‫یتر بشسسه‪ .‬شسسما در پایسسسان ایسسسن وپسسروژه‬
‫محسسسدود بسسسودن خیلسسی بسسه دردتسسسون میخسسوره‪ .‬سسسسعی کردیسسسم کسساربرد پ‌‬
‫تهسای گرافیکسی ‪QT‬هسم بسه خسوبی آشسنا میشسین و میتونیسد از اون تسو‬
‫مسیریاب خوبی میشسین‪ .‬بسا قابلی پ‌‬
‫برنامپ‌ههای بعدی که مینویسید استفاده کنید‪ .‬سعی شده بسا اسستفاده از داسستاپ‌نهای جسذاب هسم وپیونسد‬
‫ل در راسستای همسون وپسروژه‬
‫شما با وپروژه ژرف تر بشسه هسم سسخت پ‌‬
‫یهای وپسروژه کمستر بسه چشسم بیساد‪ .‬ولسی ک ً‬
‫های قبلیه‪.‬‬
‫سناریوی کلی بازی‬
‫* کل بازی به این صورت هست که شما در ابتدا میاید و یه سری ساختمون که بسیار ضروریه رو برای کشور میسازید‪.‬‬
‫این ساختموپ‌نها وظیفه اضافه کردن منابع به کشور رو دارن در واقع اگه این ساختموپ‌نها نباشند دیگه ماده اولیه به‬
‫یشه این ساختموپ‌نها رو‬
‫یشه که ما با اوپ‌نها دلوران یا وسایل دفاعی بسازیم‪ .‬پس در ابتدا توصیه م پ‌‬
‫کشور اضافه نم پ‌‬
‫کها رو که تو سرزمین دشمن پخش‬
‫بسازید‪ .‬پس از اون باید دلور به بازیتون اضافه کنید‪ .‬تا به وسیله اونها برید و جام پ‌‬
‫کهای دشمن هم قرار‬
‫ی رو باز کنید‪ .‬البته میتونید دلوپ‌رها رو در کنار جام پ‌‬
‫شده به دست بیارید و درب تالر جام اصل پ‌‬
‫بدید تا اوپ‌نها نتونن دسترسی داشته باشن به جامک هاشون‪ .‬میتونید هم با دلوپ‌رهای دشمن درگیر بشید و با از بین بردن‬
‫اوپ‌نها به شاه کشور مقابل برسید و با کشتن اون برنده بازی بشید ‪ .‬میتونید با تخریب ساختمان دشمن اون ها رو در‬
‫تأمین نیاز هاشون به مشکل بندازید‪ .‬اینکه چه دلوری رو کجا به چه کاری بگمارید شما رو به برنده یا بازنده بازی تبدیل‬
‫میکنه‪.‬‬
‫* یک سری جام هست در زمین بازی که هر گروه باید این جاپ‌مها را بدست بیاورد تا برنده بازی باشد‬
‫یتونه‬
‫ی مخزن وپر شد م پ‌‬
‫* هر گروه یک سری جامک داره که باید اون هارو بدست بیاره و تو مخزن جاپ‌مها جمع کنه‪ .‬وقت پ‌‬
‫ی رو باز کنه‬
‫بره و در جام اصل پ‌‬
‫کهای خودش رو بیابد‬
‫ی از بازی هست و درب آن قفل شده‪ .‬هر گروه باید جام پ‌‬
‫ی هست که در جای خاص پ‌‬
‫* یک جام اصل پ‌‬
‫ی برای آن ها باز بشه‪.‬‬
‫تا در جام اصل پ‌‬
‫کها در اشکال مختلف و در جپ‌اهای رندم اما در زمین حریف قرار دارند‪.‬‬
‫* این جام پ‌‬
‫ی مجموعاً ‪ ۱۳‬جام‪.‬‬
‫ی است‪ .‬یعن پ‌‬
‫* هر بازی دارای ‪ ۶‬جامک و ‪ ۱‬جام اصل پ‌‬
‫ی در مکان رندومی در قسمت آزاد قرار دارد‪ .‬و اطراف آن با کوه که قابل تخریب نیست‬
‫ی در تالر جام اصل پ‌‬
‫* جام اصل پ‌‬
‫وپوشیده شده و فقط یک درگاه دارد‪ .‬این درگاه بسته است مگر اینکه گروهی مخزن خود را وپر کند‪ .‬اگر مخزن وپر شد این‬
‫یتواند برود‪ .‬هیچ سرباز دیگری از هر یک از دو گروه‬
‫ی پادشاه حریف نم پ‌‬
‫یباشد‪ .‬ول پ‌‬
‫در برای پادشاه آن گروه باز م پ‌‬
‫یگیرد‪ .‬اون وقت اگر پادشاه‬
‫ی بشود‪ .‬در واقع وپرچم تیمی که در را باز کرد روی قفل قرار م پ‌‬
‫یتواند وارد تالر جام اصل پ‌‬
‫نم پ‌‬
‫ی برسد بازی تمام شده و تیم پادشاه برنده است‪.‬‬
‫به جام اصل پ‌‬
‫ی به تالر جام اصلیپ‌ توسط پادشاه یسک گسروه ‪ .۲‬فتسح‬
‫* کل دو حالت دارد که گروهی برنده بازی شود‪ :۱ .‬دست یاب پ‌‬
‫ی یک گروه و کشته شدن پادشاه‪ .‬کل پادشاه به هر دلیلیپ‌ بمیرد اون تیم بازنپ‌دست ‪ .‬حتی در راه تالر‬
‫ساختمان اصل پ‌‬
‫اصلی جام ها‬
‫زمین بازی‬
‫تهای خاصی داشته باشد‪.‬‬
‫ی تشکیل شده است‪ .‬هر بلوک میتوانند خاصی پ‌‬
‫کهای پ‌‬
‫* زمین بازی از بلو پ‌‬
‫ی به ‪ ۳‬قسمت ایران و ‪ mordor‬و آزاد تقسیم میشود‪.‬‬
‫* هر زمین بعض پ‌‬
‫کهای نقشه باید بیشتر از ‪ 30 * 30‬باشد‪.‬‬
‫ی به طور میانگین کل بلو پ‌‬
‫* اندازه نقشه از قبل مشخص نیست ول پ‌‬
‫* قسمت آزاد به مراتب از ایران و ‪ mordor‬بزرگ تره‪.‬‬
‫ی‪ .‬به‬
‫* ایران و ‪ mordor‬در دو گوشپ‌ه نقشه قرار دارند‪ .‬ایران در شمال غربی نقشه و ‪ mordor‬در جنوب شرق پ‌‬
‫یشه منطقه آزاد‪ .‬منابع طبیعی و موانع همه در منطقه آزاد وجود داره‪.‬‬
‫جز این دو کشور بقیه م پ‌‬
‫ی به گوشپ‌ه جنوب غربی‬
‫یشه‪ .‬یه خط که از گوشپ‌ه شمال شرق پ‌‬
‫* خود منطقه آزاد هم به دو قسمت تقسیم م پ‌‬
‫یتونه تو منطقه خودش‬
‫یشه‪ .‬این دو منطقه یکیش واسه ایراِن یکیش واسه ‪ .mordor‬هر کشوری م پ‌‬
‫وصل م پ‌‬
‫ی باشه کدوم‬
‫ی کدوم تو محدوده اصل پ‌‬
‫دیوار و ساختمون بسازه‪ .‬البته این که کدوم ساختمون کجا باشه )یعن پ‌‬
‫یشه‪.‬‬
‫تو منطقه آزاد( تو قسمت ساختمون مشخص م پ‌‬
‫* اینکه چقدر از نقش رو بدید به ایران و ‪ mordor‬رو خودتون باید مشخص بکنید‪ size .‬کلی زمین مشخصه‪.‬‬
‫یای که رو ساختموپ‌نهای قابل ساخت در ایران و ‪ mordor‬دارید‬
‫‪ size‬هر ساختمون هم مشخصه‪ .‬با بررس پ‌‬
‫مشخص کنید که چقدر باید به این دو کشور اختصاص بدید‪.‬‬
‫ی از اون ماده وجود داره‪ .‬مثل اینطور‬
‫* در هر بلوک از بازی که به منابع اختصاص داده شده میزان مشخص پ‌‬
‫کها هر کدوم یه تعداد‬
‫ی از کوه آهن‪ ،‬آهن یاب زدیم تا آخر آهن استخراج کنیم‪ .‬این بلو پ‌‬
‫نیست که اگه یه جای پ‌‬
‫ی از اون منبع رو دارن مثل اگر هر بلوک ‪ ۹‬واحد آهن داشته باشه‪ ،‬بعد از استخراج اون ‪ ۹‬واحد‬
‫واحد مشخص پ‌‬
‫یشه و به شکل سبزه یا طبیعی در میاد‪.‬‬
‫دیگه اون بلک از شکل معدن خارج م پ‌‬
‫منابع موجود در بازی عبارت اند از‪:‬‬
‫سبزه‪:‬‬
‫دپ‌رواقع هیچی نیست‪ .‬یعنی هیچ خاصیتی نداره‪ .‬همون کف زمین محسوب میشه‪ .‬میشه ازش رد‬
‫ل هیچ چیز خاصی نداره‪ ،‬زمینه‪.‬‬
‫شد بدون اینکه اتفاق خاصی بیفته‪ .‬ک ً‬
‫صخره ‪ :‬صخره همان منبع استخراج سنگ است‪ .‬نمیشه از صخره رد شد‪ .‬هر بلوک صخره پس از استخراج‬
‫به سبزه تبدیل میشود‪ .‬در هر بلوک از صخره ‪ 90‬واحد سنگ وجود دارد‪.‬‬
‫کوه‬
‫آهن ‪ :‬شاید شما بگید که کوه آهن نداریم‪ .‬معدن آهن داریم‪ .‬من شما رو استناد میدم به این بیت‪:‬‬
‫ی رو ول نمیکنم حرف‬
‫)) شود کوه آهن چو دریای آب * اگر بشنود نام افراسیاب(( منم که حرف حکیم فردوس پ‌‬
‫یتوان از کوه آهن رد شد‪ .‬در هر بلوک آهن ‪100‬‬
‫یباشد‪ .‬نم پ‌‬
‫این کوه منبع تهیه آهن م پ‌‬
‫شما رو قبول کنم!‬
‫واحد آهن وجود دارد‪ .‬هر بلوک آهن پس از استخراج به سبزه تبدیل میشود‪ .‬اینکه ها فقط در کشور‬
‫یها به آهن دسترسی ندارند‪.‬‬
‫‪ mordor‬موجود میباشند و ایران پ‌‬
‫کوه‬
‫زر‪ :‬شاید بگید کوه زر دیگه نداریم‪ .‬من میگم تو جایی که کوه آهن دارن و تبدیل به آب میشه کوه‬
‫یتوان از آن رد شد‪ .‬در هر بلوک از طل ‪ 300‬واحد آهن‬
‫آهن ندارن؟؟!!؟؟ این کوه نایاب منبع طل میباشد‪ .‬نم پ‌‬
‫وجود دارد‪.‬هر بلوک طل پس از استخراج کامل به سبزه تبدیل میشه‪.‬‬
‫جنگل‪ :‬چوب رو از جنگل میگیریم‪ .‬نمیشه ازش رد شد‪.‬هر واحد جنگل پس از استخراج کامل مشخصه به‬
‫سبزه تبدیل میشه‪ .‬هر واحد جنگل شامل ‪ 7‬و احد درخت میشه که هر واحد درخت ‪ 25‬واحد چوب میده‪.‬‬
‫رودخونه‪ :‬رودخونه منبع نیست یه مانع هستش‪ .‬رودخونه المان مهمیه‪ .‬قرار نیست رودخونه از یه‬
‫ل غرب شروع میشه میره به شرق‪ .‬کل نقشه‬
‫خونه شروع بشه تا ‪ 5‬تا خونه اونورتر‪ .‬رودخونه از یه سر نقشه مث ً‬
‫رو نصف میکنه‪ .‬روش چند تا وپل هست که میشه ازش عبور کرد‪ .‬وپل ها هم قابل تخریب نیستن‪ .‬رو هر‬
‫رودخونه هم ‪ 3‬وپل وجود داره‪ .‬اینکه چطور از این طرف نقشه به اون طرف نقشه یه راه تصادفی)‬
‫‪ ( Random‬وپیدا کنید یه مسأله مسیریابیه که شما رو به چالش دعوت میکنه‪ .‬عرض رودخونه میتونه‬
‫متغیر باشه‪ .‬یه جا کم عرض و یه جا عریض‬
‫چکس‬
‫کوه‪ :‬این کوه با کوه آهن فرق داره‪ .‬این کوه قابل برداشت نیست‪ .‬یعنی هرکجای صفحه باشه هی پ‌‬
‫نمیتونه از اون قسمت رد بشه‪ .‬هیچ معدنی هم نداره‪ .‬نمیشه هم ازش بال رفت‪.‬‬
‫باتلق‪ :‬باتلق هم یه مانع طبیعیه که میتونه هر کجا بر اثر بارندگی شدید ایجاد بشه‪ .‬خاصیت باتلق تو‬
‫اینجا اینه که وقتی کسی واردش شد سرعتش نصف میشه‪ .‬هرکی که میخاد باشه‪ .‬اگه واردش شد سرعتش‬
‫نصف مقداری میشه که تو اون لحظه داره‪.‬‬
‫*زمین بازی در ابتدای برنامه و وپیش از شروع بازی توسط کاربر مشخص میشود‪ .‬کاربر پس از مشخص کردن‬
‫ابعاد زمین وارد صفحپ‌های میشود با همان ابعاد‪ ،‬که در آن زمین‪ ،‬منطقه ایران و ‪ mordor‬و آزاد متمایز از هم‬
‫(در حرکت‬
‫یکنه‬
‫ی نم پ‌‬
‫دیگر هستند‪ .‬وسط نقشه یک رودخانه از غرب به شرق یا از شرق به غرب )فرق پ‌‬
‫ی بعد از زدن این‬
‫است‪ .‬یه دکمه هم هست اون بغل که به صورت رندم مسیر رودخانه رو تغییر میده‪ .‬یعن پ‌‬
‫یشه‪.‬‬
‫ی رودخونه از منطقه آزاد خارج نم پ‌‬
‫ی میگیره‪ .‬ول پ‌‬
‫لهای مختلف پ‌‬
‫یکنه و شک پ‌‬
‫دکمه مسیر رودخونه تغییر م پ‌‬
‫لهای روی رودخونه هم به صورت رندم تغییر جا میدن‪ .‬یه دکمه هم هست‬
‫همزمان با تغییر شکل رودخونه وپ پ‌‬
‫کها و جام اصلیه‪ .‬بعد از زدن این دکمه به صورت رندم جایزپ‌هها جا‬
‫که اون بغل که مخصوص تعیین جای جام پ‌‬
‫کهای هر کشور باید در قسمت مقابل باشه‪ .‬حتما هم باید اونور رودخونه باشه‪ .‬یعن پ‌‬
‫ی‬
‫یکنن‪ .‬جام پ‌‬
‫گذاری م پ‌‬
‫یها برای گرفتنش باید برن اونور آب و اونا رو بگیرن بیارن‬
‫کهای ایران تو قسمت ‪ mordor‬هست و ایران پ‌‬
‫جام پ‌‬
‫ی هم به صورت رندم یا اینور رودخونه یا اونور رودخونه محصور در کوه با یه درب ورودی‬
‫تو مخزن‪ .‬جام اصل پ‌‬
‫قفل شده حدلمکان نزدیک به رودخونه قرار میگیره‪ .‬محدوده محصور شده به کوه و دربردارنده جام اصل پ‌‬
‫ی‬
‫ی داشته باشه کافیه‪.‬‬
‫نیاز نیست بزرگ باشه‪ .‬فقط یه بلوک جا برای جام اصل پ‌‬
‫یشه‪.‬‬
‫ی شروع م پ‌‬
‫یزنه و باز پ‌‬
‫بعد کاربر بعد از تعیین دلخواه نقشه با رعایت محدودیت ها دکمه شروع رو م پ‌‬
‫یعنی کاربر مث ًل از منوی بغل صفحه معدن آهن رو انتخاب میکنه و میاد رو صفحه روی چند تا بلک کلیک‬
‫میکنه و اون بلوک ها از شکل سبزه خارج شده و به شکل معدن در می آیند‪ .‬همینطور کاربر بقیه المان ها رو‬
‫تها‬
‫روی نقشه قرار میده و به دلخواه نقشه ای رو درست میکنه‪ .‬البته در ساخت نقشه دلخواه باید محدودی پ‌‬
‫در نظر گرفته بشه‪ .‬مث ًل اگه کاربری خواست در کشور ایران معدن آهن بزنه باید با وپیام خطا مواجه بشه که‬
‫یتوان در کشورها منبع ساخت‪ ،‬منابع باید در مناطق آزاد ساخته شوند‪.‬‬
‫نم پ‌‬
‫منابع‬
‫*طل‬
‫‪ :Gold‬برای خرید و ساخت و به وجود آوردن هر چیزی کاربرد دارد‪ .‬راپ‌ههای به دست آوردن آن‬
‫استخراج مستقیم یا فروش سایر منابع است‪ .‬از معدن طل توسط ساختمان طل یاب استخراج میشود‪.‬‬
‫*آهن‬
‫‪ : Iron‬مشخصا برای ساخت سرباز به کار میرود‪ .‬بهترین گزینه برای فروش در کشور ‪mordor‬‬
‫است‪ .‬از کوه آهن توسط ساختمان آهن یاب استخراج میشود‪ .‬فقط برای کشور ‪ mordor‬قابل استفاده است‪.‬‬
‫*چوب‬
‫‪ : Wood‬وپر کاربرپ‌دترین منبع است‪ .‬برای ساختن سرباز‪ ،‬همه ساختماپ‌نها و دیوار از چوب‬
‫استفاده میشود‪ .‬از جنگل توسط نّجار استخراج شده در انبار نگهداری میشود‪.‬‬
‫*سنگ‬
‫‪ : Stone‬مشخصا در ساخت دیوار و ساختمان کار برد دارد‪ .‬در ساخت سربازان هم اندک پ‌‬
‫ی‬
‫کاربرد دارد‪.‬‬
‫*چرم ‪: Leather‬‬
‫فروش در کشور ایران است‬
‫یها کاربرد دارد‪ .‬بهترین گزینه برای‬
‫در ساخت لباس جنگی مشخصا برای پارس پ‌‬
‫ساختمان‬
‫ی تقسیم میشن‪ .‬ساختموپ‌نهای‬
‫مهمترین بخش وپروژه همین ساختمون هست‪ .‬ساختموپ‌نها به دو دست کل پ‌‬
‫ی دارن باهم‪ .‬یه سریشون‬
‫صلح جو و جنگ جو‪ .‬این تقسیم بندی برای اینه که ما ساختمون همون فرق اساس پ‌‬
‫برای استخراج منابع و نگهداری آنهاست‪ .‬یه سریشون برای تربیت جنگجویان و دلوران‪.‬‬
‫ساختموپ‌نهای صلح جو به شرح زیرند‪:‬‬
‫معدن‬
‫نهای طل خیز بنا میشود و هر ‪ ۵‬ثانیه ‪ ۷‬واحد طل به‬
‫یکند‪ .‬اطراف زمی پ‌‬
‫طل ‪ :‬طل استخراج م پ‌‬
‫یتواند چند تا باشد‪ .‬اندازه این ساختمان ‪ 3*3‬است‪ .‬یعنی ‪ 9‬بلوک را شامل‬
‫خزانه اضافه میکند‪ .‬معدن طل نم پ‌‬
‫میشود‪ .‬همه ‪ 9‬بلوک خاصیت یکسانی دارند‪ .‬حمله به یکی از آپ‌نها همچون حمله به کل ساختمان است‪.‬‬
‫نماینده این ‪ 9‬بلوک‪ ،‬بالترین بلوک سمت چپ است‪ .‬مثًل اگر گفتند مختصات این خانه کجا است باید‬
‫مختصات خانه بال سمت چپ را بدهید‪ .‬هزینه ساخت این ساختمان ‪ 50‬سکه است‪ .‬منظور از سکه همان‬
‫واحد طلست‪ .‬در ساخت این ساختمان ‪ 15‬واحد چوب و ‪ 10‬واحد سنگ و ‪ 10‬واحد آهن بکار میرود‪ .‬باید در‬
‫بیرون از کشور و درکنار معدن طل برپا بشود‪ .‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع آن ‪ 15‬است‪ .‬زمان‬
‫ساخت این ساختمان پس از تخصیص منابع ‪ 45‬ثانیه است‪.‬‬
‫معدن‬
‫نهای آهن‬
‫یکند‪ .‬در اطراف زمی پ‌‬
‫آهن ‪ :‬فقط در ‪ mordor‬قابل ساخت است و آهن استخراج م پ‌‬
‫خیز بنا میشود و هر ‪ ۵‬ثانیه ‪ ۳‬واحد آهن به انباری اضافه میشود‪ .‬این ساختمان میتواند چند تا باشد‪ .‬یعنیپ‌‬
‫چند تا معدن آهن با هم کار کنن‪ .‬اندازه این ساختمان ‪ 3*3‬است‪ .‬هزینه ساخت این ساختمان ‪ 35‬سکه است‪.‬‬
‫در ساخت این ساختمان ‪ 15‬واحد چوب و ‪ 10‬واحد سنگ و ‪ 5‬واحد آهن بکار میرود‪.‬باید در بیرون از کشور و‬
‫درکنار معدن آهن برپا بشود‪.‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع آن ‪ 13‬است‪ .‬زمان ساخت این ساختمان‬
‫پس از تخصیص منابع ‪ 30‬ثانیه است‪.‬‬
‫معدن‬
‫نهای صخرپ‌های بنا میشود و هر ‪ ۳‬ثانیه ‪ ۳‬واحد‬
‫یکند‪ .‬اطراف زمی پ‌‬
‫سنگ ‪ :‬سنگ استخراج م پ‌‬
‫یکند‪.‬میتواند چند تا باشد‪.‬اندازه این ساختمان ‪ 2*3‬است‪ .‬هزینه ساخت این‬
‫سنگ به انباری اضافه م پ‌‬
‫ساختمان ‪ 10‬سکه است‪ .‬در ساخت این ساختمان ‪ 10‬واحد چوب و ‪ 5‬واحد سنگ و ‪ 2‬واحد آهن بکار میرود‪.‬‬
‫باید در بیرون از کشور و درکنار معدن سنگ برپا بشود‪ .‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع آن ‪ 11‬است‪.‬‬
‫زمان ساخت این ساختمان پس از تخصیص منابع ‪ 25‬ثانیه است‪.‬‬
‫یکند‪ .‬در کنار جنگل بنا میشود‪ .‬هر ‪ ۱۵‬ثانیه یک درخت را به چوب تبدیل‬
‫نجاری ‪ :‬چوب استخراج م پ‌‬
‫یکند‪ .‬اندازه این ساختمان ‪ 2*2‬است‪ .‬هزینه ساخت این ساختمان ‪ 15‬سکه‬
‫یکند و در انباری ذخیره م پ‌‬
‫م پ‌‬
‫است‪.‬در ساخت این ساختمان ‪ 15‬واحد چوب و ‪ 3‬واحد سنگ و ‪ 2‬واحد آهن بکار میرود‪.‬باید در بیرون از‬
‫کشور و درکنار جنگل برپا بشود‪ .‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع آن ‪ 6‬است‪ .‬زمان ساخت این ساختمان‬
‫پس از تخصیص منابع ‪ 20‬ثانیه است‪.‬‬
‫ی است که چرم را آماده کرده و در انباری قرار میدهد‪ .‬این ساختمان برای‬
‫دباغی ‪ :‬ساختمان نسبتا بزرگ پ‌‬
‫یتواند کار کند‪ .‬این ساختمان هر ‪ ۱‬دقیقه‬
‫ی اگر ساختمان طو یسله موجود نباشد نم پ‌‬
‫کار نیاز به طو یسله دارد‪ .‬یعن پ‌‬
‫یکند‪ .‬اندازه این ساختمان ‪ 4*4‬است‪ .‬هزینه ساخت این‬
‫‪ ۱‬گاو مصرف کرده و آن را به چرم تبدیل م پ‌‬
‫ساختمان ‪ 40‬سکه است‪.‬در ساخت این ساختمان ‪ 20‬واحد چوب و ‪ 5‬واحد سنگ و ‪ 5‬واحد آهن بکار میرود‪.‬‬
‫یتوان آن را در منطقه آزاد مربوط به کشور ایران‬
‫یتواند بیرون از کشور باشد‪ .‬یعنی نم پ‌‬
‫این ساختمان نم پ‌‬
‫ساخت‪ .‬حتمًا باید در محدوده خود کشور باشد‪ .‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع آن ‪ 14‬است‪ .‬زمان‬
‫ساخت این ساختمان پس از تخصیص منابع ‪ 45‬ثانیه است‪.‬‬
‫یتونه باشه‪ .‬در‬
‫ی م پ‌‬
‫انباری ‪ :‬همه مواد اولیه در اینجا قرار میگیرند‪ .‬ظرفیتش نامحدود است‪ .‬فقط یک پ‌‬
‫یشه‪ .‬اندازش ‪ 4*2‬است‪ .‬مهم نیست از کدوم ور در نظر‬
‫صورت نابودی هر چه که در اون هست نابود م پ‌‬
‫میگیردش‪ .‬باید ‪ 8‬خونه رو آشغال کنه به صورت دو ردیف ‪ 4‬تایی‪ .‬از هر طرفی که شد‪ ،‬شد‪ .‬هزینه ساخت‬
‫این ساختمان ‪ 100‬سکه است‪ .‬در ساخت این ساختمان ‪ 20‬واحد چوب و ‪ 10‬واحد سنگ و ‪ 5‬واحد آهن بکار‬
‫یتواند بیرون از کشور باشد‪ .‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع آن ‪ 17‬است‪ .‬زمان‬
‫میرود‪.‬این ساختمان نم پ‌‬
‫ساخت این ساختمان پس از تخصیص منابع ‪ 15‬ثانیه است‪.‬‬
‫ی طل توش‬
‫یتونه باشه‪ .‬در صورت نابودی هر چ پ‌‬
‫ی م پ‌‬
‫یگیرد‪ .‬فقط یک پ‌‬
‫لها اینجا قرار م پ‌‬
‫خزانه ‪ :‬همه ط پ‌‬
‫هست از بین میره‪ .‬اندازه این ساختمان ‪ 2*2‬است‪ .‬هزینه ساخت این ساختمان ‪ 150‬سکه است‪ .‬در ساخت‬
‫یتواند بیرون از‬
‫این ساختمان ‪ 5‬واحد چوب و ‪ 20‬واحد سنگ و ‪ 10‬واحد آهن بکار میرود‪.‬این ساختمان نم پ‌‬
‫کشور باشد‪ .‬زمان ساخت این ساختمان پس از تخصیص منابع ‪ 30‬ثانیه است‪.‬‬
‫تالر‬
‫ی که جمع آوری میشوند در اینجا نگهداری میشود‪ .‬در صورت نابودی همه‬
‫کهای پ‌‬
‫جامها ‪ :‬جام پ‌‬
‫ی خود بر میگردند و دوباره باید جمع آوری شوند‪ .‬اگر جای قبلی جامک ها سرباز یا به‬
‫کها به جای قبل پ‌‬
‫جام پ‌‬
‫یشه الن توی بلوک قبلیش ساخته بشه باید یه جای رندم دیگه بهش بدید‪ .‬اندازه‬
‫هر دلیلی چیزی بود که نم پ‌‬
‫این ساختمان ‪ 7*2‬هست‪ .‬هزینه ساخت این ساختمان ‪ 200‬سکه است‪ .‬در ساخت این ساختمان ‪ 30‬واحد‬
‫یتواند بیرون از کشور باشد‪.‬جان این‬
‫چوب و ‪ 30‬واحد سنگ و ‪ 20‬واحد آهن بکار میرود‪.‬این ساختمان نم پ‌‬
‫ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع آن ‪ 18‬است‪ .‬زمان ساخت این ساختمان پس از تخصیص منابع ‪ 1‬دقیقه است‪.‬‬
‫ساختمان‬
‫یباشد و در صورت نابودی آن کشور بازنده‬
‫ی ‪ :‬این ساختمان محل سکونت شاه م پ‌‬
‫اصل پ‌‬
‫یشود‪ .‬اندازه این ساختمان ‪4*4‬‬
‫میشود‪ .‬تا این ساختمان برای هر دو کشور ساخت نشود بازی شروع نم پ‌‬
‫است‪ .‬در صورت نابودی آن‪ ،‬بازی تمام میشود‪ .‬این ساختمان هزینه ای ندارد‪ .‬چون اگه نباشه بازی شروع‬
‫نمیشه و اگه خراب بشه بازی تمام میشه‪.‬در ساخت این ساختمان نیاز به هیچ منبع اولیه نیست‪.‬این‬
‫یتواند بیرون از کشور باشد‪ .‬اصًل منطقی هم نیست که بیرون باشه‪.‬جان این ساختمان ‪ 100‬و‬
‫ساختمان نم پ‌‬
‫قدرت دفاع آن ‪ 25‬است‪ .‬برای ساختن این ساختمان نیاز نیست وقت بگذاریم‪.‬‬
‫ی به قیمتی که تعیین شده فروخته میشود‪ .‬وپول حاصل از‬
‫یباشد‪ .‬هر جنس پ‌‬
‫بازار ‪ :‬محل فروش اجناس م پ‌‬
‫این دپ‌رآمد به خزانه واریز میشود‪.‬نمیتواند دو تا باشد‪ .‬اندازه این ساختمان ‪ 2*2‬است‪ .‬اینکه این همه جنس‬
‫رو کجا جا میده به شما ربطی نداره‪ .‬خودش انبار زیرزمینی داره‪ .‬هزینه ای ندارد‪ .‬در ساخت این ساختمان‬
‫یتواند بیرون از کشور باشد‪ .‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع‬
‫نیاز به هیچ منبع نیست‪.‬این ساختمان نم پ‌‬
‫آن ‪ 12‬است‪ .‬زمان ساخت این ساختمان پس از تخصیص منابع ‪ 15‬ثانیه است‪.‬‬
‫قیمت فروش و خرید هر واحد اجناس)سکه( به شرح زیر است‪:‬‬
‫آهن‪5 :‬‬
‫طو یله ‪:‬‬
‫چوب‪2 :‬‬
‫چرم‪10 :‬‬
‫سنگ‪2 :‬‬
‫اسب‪20 :‬‬
‫این ساختمان فقط در ایران قابل سخت است‪ .‬منبع وپرورش گاو است و ماده اولیه دباغی را‬
‫یکند‪ .‬اندازه این ساختمان ‪ 2*2‬است‪.‬هزینه ساخت این‬
‫یکند‪ .‬در هر یک دقیقه یک گاو تولید م پ‌‬
‫تامین م پ‌‬
‫یتواند بیرون از کشور باشد‪ .‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع‬
‫ساختمان ‪ 15‬سکه است‪.‬این ساختمان نم پ‌‬
‫آن ‪ 9‬است‪.‬‬
‫اصطبل‪ :‬این ساختمان اسب تولید میکند‪ .‬اسب سبب افزایش سرعت کسی که سوار بر آن است می‬
‫شود‪ .‬دپ‌رواقع هر کس سوار اسب باشد سرعت آن ‪ 2‬برابر میشود‪ .‬هر اسب ‪ 100‬واحد جان دارد و در صورتی‬
‫یشود و هر حمله به آن ابتدا از‬
‫که دلوری بر اسبی سوار باشد قدرت حمله و دفاع و شعاع دید آن ‪ 1٫5‬برابر م پ‌‬
‫یهای آن تأثیر میگزارد‪ .‬بعد از‬
‫اسب کم می شود‪ .‬قدرت دفاعی اسب ‪ 5‬است‪ .‬جان اسب روی بقیه و یسژگ پ‌‬
‫مردن اسب‪ ،‬دلور سوار بر آن وپیاده شده و و یسژگی های آن به حالت قبل بر میگردد‪ .‬هر اصطبل در هر ‪3‬‬
‫دقیقه یک اسب تولید و وپرورش می دهد‪.‬این که چطور انتخاب شود کدام دلور حاضر در زمین سوار اسب‬
‫شود به شما مربوط است‪ .‬دلور برای سوار شدن بر اسب باید تا اصطبل بیاید و اسب را تحو یسل بگیرد‪ .‬اندازه‬
‫این ساختمان ‪ 3*2‬است‪ .‬هزینه ساخت این ساختمان ‪ 50‬سکه است‪ .‬در ساخت این ساختمان ‪ 20‬واحد چوب‬
‫یتواند بیرون از کشور باشد‪ .‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع‬
‫و ‪ 5‬واحد آهن بکار میرود‪.‬این ساختمان نم پ‌‬
‫آن ‪ 9‬است‪.‬‬
‫ساختماپ‌نهای جنگجو به شرح زیر است‪:‬‬
‫ساختمان دلور ساز‪:‬‬
‫این ساختمان از مهمترین ساختماپ‌نهای بازی می باشد‪ .‬در این ساختمان دلوران برای شرکت در نبرد تربیت‬
‫یکنیم یک منو ظاهر میشود که دلوران‬
‫ی روی این ساختمان کلیک م پ‌‬
‫میشوند و روانه میدان میشوند‪ .‬وقت پ‌‬
‫یتواند ساخته‬
‫قابل ساخت در آن از دلوران غیر قابل ساخت تمیز داده شده اند‪ .‬دلیل اینکه چرا یک دلور نم پ‌‬
‫یتواند ساخته شود‪.‬‬
‫شود هم باید نوشته شده باشد‪ .‬اگر دلوری قبًل ساخته شده باشد و هنوز نمرده باشد نم پ‌‬
‫یداریم‪ .‬اگر دلوری قابل ساخت باشد و همه منابع برای ساخت آن در دسترس‬
‫در واقع از هر دلور فقط یک پ‌‬
‫باشد آن دلور به لیست دلوران برای ساخت اضافه میشود و از روی منو غیر فعال میگردد‪ .‬اگر روی چند‬
‫دلور کلیک شود آپ‌نها به صف اضافه میگردند و منتظر میشوند‪ .‬ساختمان همزمان میتواند روی تربیت یک‬
‫ی زمان ساخت یک بازیکن گذشت آن بازیکن وارد بازی شده و کار روی بعدی اگر‬
‫دلور تمرکز کند‪ .‬پس وقت پ‌‬
‫باشد آغاز میشود‪ .‬اینکه چطور صف و منو را وپیاده سازی کنید و به صورت گرافیکی نشان دهید به خودتان‬
‫مربوط است و باید ایده بزنید‪ .‬هر ایدپ‌های که شرایط گفته شده را داشته باشد مورد قبول است‪.‬‬
‫این ساختمان قابلیت تخریب شدن را دارد‪ .‬اگر خراب شود هر دلوری که در لیست موجود است از بین‬
‫ی ندارند و میتوانند ادامه دهند‪ .‬اندازه این ساختمان‬
‫ی دلورانی که در میدان حضور دارند مشکل پ‌‬
‫میرود ول پ‌‬
‫‪ 4*4‬است‪.‬هزینه ساخت این ساختمان ‪ 100‬سکه است‪.‬در ساخت این ساختمان ‪ 30‬واحد چوب و ‪ 30‬واحد‬
‫یتواند بیرون از کشور باشد‪.‬جان این ساختمان ‪ 100‬و‬
‫سنگ و ‪ 15‬واحد آهن بکار میرود‪.‬این ساختمان نم پ‌‬
‫قدرت دفاع آن ‪ 16‬است‪.‬‬
‫دروازه ‪ :‬این ساختمان همانطور که از نامش وپیداست راه ورود و خروج از میان دیوار است‪ .‬دروازه را فقط‬
‫یآید که حالت‬
‫یتوان بین دو دیوار ساخت‪ .‬دروازه حالت بسته و باز دارد‪ .‬با کلیک بر روی آن یک منو م پ‌‬
‫م پ‌‬
‫یتواند از آن رد شود چه خودی و چه غیر‬
‫یخواهد‪ .‬اگر دروازه بسته باشد هیچ کس نم پ‌‬
‫دروازه را از شما م پ‌‬
‫ی میتواند از آن رد شود چه خودی چه غیر خودی‪ .‬اندازه این ساختمان ‪1*1‬‬
‫خودی‪ .‬اگر هم باز باشد هر کس پ‌‬
‫است‪ .‬یعنی کًل یه بلوک جا میگیره‪ .‬هزینه ساخت این ساختمان ‪ 15‬سکه است‪.‬در ساخت این ساختمان ‪2‬‬
‫یتواند هم در داخل کشور و هم در خارج کشور بنا شود‪ .‬جان این‬
‫واحد چوب و ‪ 15‬واحد سنگ بکار میرود‪ .‬م پ‌‬
‫ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع آن ‪ 10‬است‪.‬‬
‫یها هم نمیتوانند رد بشوند‪ .‬دیوار فقط در منطقه‬
‫دیوار ‪ :‬دیوار یک مانع در برابر دشمن است‪ .‬البته خود پ‌‬
‫ی باشد‪ .‬هر‬
‫خودی ساخته میشود‪ .‬دیوار قابل حمله کردن و از بین رفتن است‪ .‬دیوار میتواند چوبی یا سنگ پ‌‬
‫یوپوشاند‪ .‬جان این دیوارها ‪ 150‬و قدرت دفاع دیوار سنگی ‪ 17‬و‬
‫ی یا چوبی یک بلوک را م پ‌‬
‫واحد دیوار سنگ پ‌‬
‫دیوار چوبی ‪ 5‬است‪ .‬ساخت آن هزینه ای ندارد‪ .‬در ساخت هر واحد دیوار سنگی ‪ 10‬واحد سنگ و در‬
‫یتواند هم در داخل کشور و هم در خارج کشور بنا‬
‫ساخت هر واحد دیوار چوبی ‪ 5‬واحد چوب بکار میرود‪.‬م پ‌‬
‫شود‪ .‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع آن ‪ 7‬است‪.‬‬
‫برج دیده‬
‫ی تیر اندازی‬
‫ی آرش و ‪ legolas‬است‪ .‬وقت پ‌‬
‫ی مخصوص تیر اندزان یعن پ‌‬
‫ی ‪ :‬برج دیده بان پ‌‬
‫بان پ‌‬
‫به بالی این برج میرود قدرت دیدش ‪ ۲‬برابر میشود و قدرت دفاع و یورش او نیز ‪ ۲‬برابر میشود‪ .‬دشمن‬
‫یمیرد‪.‬‬
‫میتواند به برج بطور جداگانه هم حمله کند‪ .‬در صورت نابودی برج‪ ،‬تیرانداز بالی آن هم م پ‌‬
‫یتسسوان همزمسسان دو بسسرج‬
‫ایسسن سسساختمان اگسر خسسالی باشسسد مسسی توانسسد توسسسط دشسسمن مسسورد اسسستفاده قسرار گیسسرد‪ .‬نم پ‌‬
‫داشت‪ .‬برای نابودی برج و سساختن آن در جسای دیگسر میتوانیسد روی آن کلیسک کنیسد و گزینسه تخریسب را صسادر‬
‫کنید‪ .‬این عمل ‪ 2‬دقیقه طول میکشد ولی در پایان آن ‪ 0٫75‬سنگ و چوب به کار رفته در ساخت آن بسسه خزانسسه‬
‫واریز میشود‪ .‬اندازه این ساختمان ‪ 2*2‬است‪ .‬ارتفاع این سساختمان ‪ 12‬اسست‪ .‬در شسعاع دیسد بایسد بسه ایسن نکتسه‬
‫هم توجه داشته باشید‪ .‬یعنی اگر شعاع دید کسی ‪ 10‬باشد میتواند دایرپ‌های به شعاع ‪ 10‬را وپوشش دهسد‪ .‬ولسی‬
‫وقتی بالی برج رفت دایرپ‌های به شعاع ‪ 16‬را وپوشش میدهد‪ .‬هزینسسه سساخت ایسسن سساختمان ‪ 30‬سسسکه اسست‪ .‬در‬
‫یتواند هم در داخل کشسسور و‬
‫ساخت این ساختمان ‪ 50‬واحد سنگ و ‪ 5‬واحد چوب و ‪ 5‬واحد آهن بکار میرود‪.‬م پ‌‬
‫هسسسسسسسسم در خسسسسسسسسارج کشسسسسسسسسور بنسسسسسسسسا شسسسسسسسسود‪.‬جسسسسسسسسان ایسسسسسسسسن سسسسسسسسساختمان ‪ 100‬و قسسسسسسسسدرت دفسسسسسسسساع آن ‪ 15‬اسسسسسسسسست‪.‬‬
‫ساختمان‬
‫ی‪ :‬این ساختمان مخصسوص کاره ای مهندسسی منجملسه سساختن وپسل اسست‪.‬انسدازه‬
‫مهندس پ‌‬
‫شفسرض‬
‫این ساختمان ‪ 3*3‬است‪ .‬یک رودخسانه عریسض دو طسرف نقسش را از هسم جسدا کسرده‪ ۳ .‬وپسل بسه صسورت وپی پ‌‬
‫لهسسای بیشسستری روی‬
‫ی شسساید کسسه یسسک کشسسور بخواهسسد وپ پ‌‬
‫روی رود خسسانه زده شسسده کسسه قابسسل تخریسسب نیسسست‪ .‬ول پ‌‬
‫رودخانه بزند‪ .‬میتواند از این ساختمان بسازد و روی رودخسانه وپسل بزند‪ .‬اینکسه چطسور مشسخص شسود وپسل کجسای‬
‫رودخانه باشد به شما مربوط است‪.‬ولی باید با کلیک بر روی ایسسن سسساختمان سسساختن وپسل قابسسل انتخساب باشسسد‪۲ .‬‬
‫لهسا وارد صسف میشسوند‪ .‬سساختمان‬
‫یکشسد تسا وپسل سساخته شسود‪ .‬اگسر بخسواهیم چنسد وپسل بسسازیم وپ پ‌‬
‫دقیقسه طسول م پ‌‬
‫لها میتوانسد تخریسب شسوند‪ .‬البتسه میتواننسد تخریسب‬
‫یتواند روی بیشتر از یک وپل تمرکز کند‪ .‬این وپ پ‌‬
‫همزمان نم پ‌‬
‫هم نشوند و توسط دشمن مورد استفاده قرار بگیرند‪ .‬جان وپل ‪ 120‬و قدرت دفساع آن ‪ 17‬اسست‪ .‬طسسول هسر وپسل بسه‬
‫انسسدازه عسسرض رودخسسانه اسسست‪ .‬ولسسی عرضسش ‪ 1‬بلسسوکه‪ .‬هزینسسه ایسسن سسساختمان ‪ 50‬واحسسد اسسست‪ .‬در سسساخت ایسسن‬
‫یتوانسسد بیسسرون از‬
‫سسساختمان ‪ 20‬واحسسد سسسنگ و ‪ 20‬واحسسد چسسوب و ‪ 20‬واحسسد آهسسن بکسسار میسسرود‪.‬ایسسن سسساختمان نم پ‌‬
‫کشور باشد‪ .‬جان این ساختمان ‪ 100‬و قدرت دفاع آن ‪ 15‬است‪.‬‬
‫ویژگی دلوران‬
‫یها دلوران رو از هم تمیز‬
‫ی در نظر گرفتیم که با تخصیص مقدار به ویژگ پ‌‬
‫یهای کل پ‌‬
‫برای دلوران بازی و یسژگ پ‌‬
‫یها عبارتند از‪:‬‬
‫میدیم‪ .‬این و یسژگ پ‌‬
‫جان ‪:‬‬
‫یمیرد‪ .‬جان مهمترین‬
‫‪ : health‬نشان دهند جان هر دلور است‪ .‬اگر صفر شود آن دلور م پ‌‬
‫ی اگر‬
‫یگذرد‪ .‬یعن پ‌‬
‫یها به جز غیرت تاثیر م پ‌‬
‫خصیصه هر دلور است و ضریبی از آن همیشه روی بقیه و یسژگ پ‌‬
‫جان اولیه دلوری ‪ ۱۰۰‬باشد و بعد از درگیری به ‪ ۷۵‬برسد‪ .‬سرعت دلور اگر ‪ ۴‬بود اکنون ‪ ۳‬میشود‪ .‬این پدیده‬
‫ی تر شدن بازی میشود‪.‬‬
‫سبب واقع پ‌‬
‫سرعت ‪ : speed :‬نشاپ‌ندهند ٔه میزان بلوکی است که هر کاربر میتواند در هر ثانیه بپیماید‪ .‬روی‬
‫ی تاثیر گذر است‪ .‬مهمترین آن جان دلور است‪ .‬همانطور که در توضیح جان گفتیم‬
‫سرعت عوامل مختلف پ‌‬
‫یها به خصوص سرعت موثر است‪ .‬رفتن به باتلق هم با ضریبی روی سرعت‬
‫ضریبی از جان روی همه و یسژگ پ‌‬
‫تاثیر میگذارد‪.‬‬
‫شعاع دید ‪: range :‬‬
‫نشان دهند تعداد بلوکی است که هر دلور میتواند ببیند و در تیپ‌ررس خود‬
‫ی دلور دایرپ‌های به مرکز خود و شعاع سه بلوک را میتواند ببیند و اگر دشمنی در‬
‫دارد‪ .‬مثل شعاع دید ‪ ۳‬یعن پ‌‬
‫شعاع دید وی بود به سمت او یورش ببرد‪ .‬البته برای حمله مستقیم باید به یک بلوکی او برسد‪ .‬البته بجز‬
‫کمانداران‪ .‬یعنی اگر کسی در دید شما بود شما به سمت او یورش میبرید‪ .‬ولی وقتی به او رسیدید از او‬
‫جان کم میکنید و وارد جنگ تن به تن میشوید‪.‬‬
‫قدرت یورش ‪:‬‬
‫‪ :attack‬نشان دهنده ضریب یورش دلور است‪ .‬در هر یورشی که صورت‬
‫یپذیرد هر دلور میتواند به اندازه ضریب یورش خود روی دلور مقابل تاثیر بگزارد‪.‬‬
‫م پ‌‬
‫قدرت دفاع ‪:‬‬
‫‪ :defence‬نشاپ‌ندهندٔه ضریب دفاع هر دلور است‪ .‬در هر درگیری وقت پ‌‬
‫ی‬
‫حملپ‌های به دلوری میشود از جان و کاسته میشود‪ .‬اما این کاسته شدن دقیقا برابر قدرت حامل طرف مقابل‬
‫ی هر حمل که به‬
‫نیست‪ .‬بلکه تقسیم بر ضریبی میشود که قدرت دفاع نم دارد‪ .‬ماسلن قدرت دفاع ‪ ۲‬یعن پ‌‬
‫دلور میشود نصف اثر گذاری را دارد‪.‬‬
‫غیرت‪ : fervor :‬نماینده میزان غیرت آن بازیکن است‪ .‬غیرت همانند جان است با این تفاوت که‬
‫ل‬
‫فقط روی آن ویژگی تأثیر میگزارد که دلور نماینده آن است‪ .‬در بازی هر دلوری نماینده یک و یسژگیست مث ً‬
‫آرش کمانگیر نماینده و یسژگی شعاع دیده‪ .‬تأثیر آن هم به این صورت است که وقتی جان بازیکن به نصف‬
‫ی مد نظر میشود‪ .‬البته تأثیر جان به جای خود باقیست‪ .‬یعنی‬
‫خود میرسد غیرت بازیکنان ضرب در و یسژگ پ‌‬
‫مثًل دلوری نماینده سرعت است و سرعت آن در ابتدا ‪ 4‬بود وقتی جانش نصف شد سرعتش شد ‪ 2‬و غیرتش‬
‫یها سرجای خودشون میمونن‪.‬‬
‫هم ‪ 1٫5‬هستش‪ .‬حال که غیرتش اثر میکنه سرعتش میشه ‪ .3‬بقیه و یسژگ پ‌‬
‫زمان ساخت‪Time :‬‬
‫یشود تا‬
‫‪ : Construction‬مدت زمانی است که دلور تربیت م پ‌‬
‫یهای خود را بدست بیاورد‪.‬یعنی هر دلور بلفاصله پس از ساخت قابل استفاده نیست‪ .‬بعد از بدنیا‬
‫توانای پ‌‬
‫آمدن به میزان زمان ساختش باید بگزرد تا به آمادگی کامل برسد و قابل استفاده باشد‪ .‬البته تا زمان آماده‬
‫شدن آسیب پذبر است و ممکن اس بر اثر یورش دشمن نابود شود ولی قابلیت حمله ندارد‪.‬‬
‫زمان آماده سازی‪Time :‬‬
‫‪ : Preparation‬حتمًا از میزان سنگینی زره و ادوات‬
‫یتوانند مدام و وپی هم‬
‫یشوند به طبع نم پ‌‬
‫جنگی گذشته آ گساهی دارید‪ .‬وقتی دو وپهلوان زبده با هم درگیر م پ‌‬
‫حمله کنند بلکه بعد از هر بار حمله استراحتی میکنند و نفسی چاق میکنند و دوباره حمله میکنند‪ .‬این‬
‫زمان نشان دهنده زمان وقفه بین دو حمله است‪ .‬قبل هر حمله باید حداقل این زمان سپری شود‪.‬‬
‫هدف گیری‪:‬‬
‫ی به محدوده‬
‫ی بیکار در نقطپ‌های از نقشه ایستادپ‌هاند قادرند که اگر کس پ‌‬
‫دلوران وقت پ‌‬
‫ی یک دلور در حالت‬
‫دید آنها وارد شد آن را ردیابی کنند و به سوی آن حرکت کنند و با او درگیر شوند‪ .‬یعن پ‌‬
‫یکند تا اگر دشمنی وارد محدوده او شد به سوی او‬
‫عادی بیکار نیست و مدام محدوده دید خود را رصد م پ‌‬
‫یورش ببرد‪.‬‬
‫هدف‬
‫ی را بپذیرند و به سوی آن به بهینپ‌هترین صورت ممکن‬
‫پذیری ‪ :‬دلوران میتوانند هدف خاص پ‌‬
‫ی از نقشه‪ ،‬یک دلور دشمن ‪ ،‬یک‬
‫یتونه یک خونه خال پ‌‬
‫یشه م پ‌‬
‫ی که به دلوران داده م پ‌‬
‫حرکت کنند‪ .‬هدف پ‌‬
‫ی نقش که کوه یا معدن نباشد به دلور داده‬
‫ساختمان دشمن یا یک ساختمان خودی باشد‪ .‬اگر یک خونه خال پ‌‬
‫شود‪ ،‬وپهلوان با محاسبه بهترین مسیر ممکن به هدف خود نزدیک میشود‪ .‬فرض بر این است که دلور از‬
‫ی دارد و میتواند فراتر از وسعت دید خود عمل کند و بهینپ‌هترین راه ممکن را با‬
‫تهای راه آ گساه پ‌‬
‫محدودی پ‌‬
‫ی دلور به نقطه مورد نظر رسید به حالت عادی در‬
‫وجود موانع خارج از محدوده دید خود بر گزیند‪ .‬وقت پ‌‬
‫یآید و منتظر اتفاقات بعدی میماند‪ .‬اگر هدف دلور یک دلور دشمن باشد‪ ،‬باید به سمت آن حرکت کند‬
‫م پ‌‬
‫ی به آن رسید باید به آن حمل کند‪.‬‬
‫ی آن را در محدوده خود داشت آن را هدف خود قرار دهد و وقت پ‌‬
‫و وقت پ‌‬
‫نکته حیاض اهمیت این است که ممکن است دلور حریف متحرک باشد‪ .‬آن وقت دلور باید هر لحظه نسبت‬
‫ی دشمِن هدف‪ ،‬بهترین مسیر را انتخاب کند‪ .‬اگر هدف دلور ساختمان دشمن باشد مثل حالتی‬
‫به مکان فعل پ‌‬
‫ی به وپهلوی آن رسید‬
‫که فقط یک نقطه را در مسیر دارد باید به سوی ساختمان دشمن حرکت کند و وقت پ‌‬
‫شروع به تخریب آن بکند‪ .‬اگر ساختمان خودی هدف باشد مثل حالت ساختمان دشمن به هدف نزدیک‬
‫یآید‪.‬‬
‫میشود و با رسیدن به هدف متوقف شده و به حالت عادی در م پ‌‬
‫* انتخاب دلور توسط کلیک چپ و هدف دهی به آن توسط کلیک راست است‪ .‬یعنی ما یک دلور را با چپ‬
‫کلیک انتخاب میکنیم و با راست کلیک بر روی هدف‪ ،‬آن خانه یا دلور دشمن یا ساختمان را به عنوان هدف‬
‫به دلور میشناسانیم‪.‬‬
‫* هر کجا صحبت از حرکت به سوی هدف شد دپ‌رواقع منظور استفاده از الگوریتم های مسیریابی است‪ .‬ما‬
‫انتظار داریم دلورانی در این سطح هر حرکتی که میکنند بهینه باشد‪ .‬الگوریتم های خود را بسیار بهینه‬
‫طراحی کنید‪ .‬سعی کنید ابتدا روی چند الگوریتم مسیریابی مسلط بشید و سپس با ترکیب اونها یک‬
‫الگوریتم قوی متناسب با بازی خودمون در بیارید‪.‬‬
‫* اگر در حین حرکت به سوی هدف دلور با دلوری از دشمن مواجه شد و دشمن به نزدیکی او رسید‪ ،‬دلور‬
‫ضمن حرکت به سوی هدف به دلور دشمن هم حمله میکند ولی از حرکت به سوی هدف دست بر نمیدارد‬
‫مگر اینکه هدف آن را عوض کنیم‪.‬‬
‫* میتوان چند دلور را انتخاب کرد‪ .‬و به آپ‌نها هدف مشخص و یکسانی داد‪ .‬این انتخاب با چپ کلیک کردن‬
‫بر روی هر یک از دلوران صورت میگیرد‪.‬‬
‫* برای بردن دلوران به ساختماپ‌نهای خاص ‪-‬مثل بسردن آرش بسه بسرج دیسدبانی‪ -‬بایسد بسا انتخساب دلور و راسست‬
‫کلیک بر روی ساختمان هدف آن را به نزدیکی سساختمان برس انیم و سسپس بسا درک اینکسه دلور بسه آنجسا رسسیده‬
‫آن را وارد سساختمان کنیسم‪ .‬اگسر دلور سسوار بسر اسسب بسه سساختمان رسسید آنگساه از اسسب وپیساده شسده و اسسب بسه‬
‫یشود البته با همان جانی که دارد‪ .‬باید دکمسسه‬
‫اصطبل باز می گردد‪ .‬دپ‌رواقع به اندوخته های اصطبل اضافه م پ‌‬
‫شبینی شود که دلور هر زمان که خواسست از اسسب وپیساده شسود‪ .‬یعنسی بسا انتخساب دلور دکمسه ای بیایسد‬
‫ای وپی پ‌‬
‫که انتخاب کنیم دلور از اسب وپیاده شود‪.‬‬
‫دلوران‬
‫سهراب ‪:‬‬
‫سسسسهراب شسسساهنامه‪ ،‬فرزنسسد رسسستم و از بطسسسن تهمینسسسه دخسسستر شسسساه‬
‫سسسمنگان اسسست‪ .‬وی در سسسمنگان کسسه بخشسسی از تسسوران محسسسوب‬
‫یآید‪ .‬رستم پس از بدنیا آمدن سسهراب مهسرپ‌های‬
‫یشد به دنیا م پ‌‬
‫م پ‌‬
‫یبندد تسا شناسسپ‌های باشسد بسرای فرزنسدش و سسپس‬
‫بر بازوی وی م پ‌‬
‫یکنسسد‪.‬سسسهراب پسسس از شسسناختن اصسسلیت خسسود و دریسسافتن اینکسسه فرزنسد‬
‫تسسوران را تسسرک م پ‌‬
‫یگیرد که ابتدا ایران و سپس توران را فتح کرده و پدر خود را بر‬
‫رستم است تصمیم م پ‌‬
‫تخسست شسساهی هسسر دو کشسسور بنشسساند‪ .‬افراسسسیاب پادشسساه تسسوران پسسس از دریسسافتن تصسسمیم‬
‫یکنسد]‪ .[۱‬کیکساووس شساه‬
‫سهراب از فرصت استفاده کرده با سپاهی او را روانه ایران م پ‌‬
‫ایران پس از با خبر شدن از لشکرکشی تورانیان‪ ،‬رسستم را بسرای مقسابله بسا آنسان بسه محسل‬
‫یکند‪.‬‬
‫نبرد اعزام م پ‌‬
‫یدهد تا اینکه پدر و پسر رو در روی یکدیگر‬
‫در ادامه همه چیز دست به دست هم م پ‌‬
‫یخواهد که خسسود‬
‫یگیرد واز او م پ‌‬
‫قرار گیرند‪ .‬سهراب با دیدن رستم مهرش را در دل م پ‌‬
‫یکند و خسسود را‬
‫را معرفی کند و بگوید که رستم است یا خیر‪ .‬اما رستم هر بار انکار م پ‌‬
‫یکند‪.‬‬
‫معرفی نم پ‌‬
‫یشسود‪ .‬رسستم پسس از‬
‫پس از سه روز مبارزه سهراب به دست پسدر خسود رسستم کشسته م پ‌‬
‫یگشسساید و مهسسره را بسسر بسسازوی فرزنسد‬
‫فسسرو کسسردن خنجسسر در قلسسب سسسهراب خفتسسانش را م پ‌‬
‫یکند که چرا خنجر بر سینه پسسسر فسسرو کردپ‌هاسسست‪ .‬در‬
‫یبینید و همان دم‪ ،‬آه فغان م پ‌‬
‫م پ‌‬
‫شدارو ارسال کند‪ .‬کیکاووس کسه‬
‫یفرستد تا برایش نو پ‌‬
‫حال وپیکی به سوی کیکاووس م پ‌‬
‫یکنسد تسا سسهراب‬
‫شدارو تعلسل م پ‌‬
‫از زنده ماندن سهراب بیم داشت آنقدر در ارسسال نسو پ‌‬
‫یدهد‪.‬‬
‫جان م پ‌‬
‫سهراب در بازی ما نماد قدرت حمله است‪ .‬ایسن دلور ایرانسی توانسست یسک بسار پسدرش‬
‫یهای آن به شرح زیر است‪:‬‬
‫رستم را در نبرد رو در رو شکست دهد‪ .‬اندازه و یسژگ پ‌‬
‫قدرت حمله‪150 :‬‬
‫سرعت‪1 :‬‬
‫زمان آماده سازی‪ 6 :‬ثانیه‬
‫قدرت دفاع‪11 :‬‬
‫جان‪120 :‬‬
‫غیرت‪1٫75 :‬‬
‫شعاع دید‪6 :‬‬
‫زمان ساخت‪1 ': 15 “ :‬‬
‫اسفندیار‪:‬‬
‫اسسسفندیار یسسا اسسسپندیار پسسسر گشتاسسسپ از کتسسایون و نسسواده‬
‫لهراسب بود‪ .‬برادرانش پشوتن و فرشیدورد‪ ،‬عمسسویش زریسسر‬
‫شآذر و مهرن س وش و بهمسسسن نسسسام داشسسستپ‌هاند‪.‬‬
‫و پسسسسرانش نسسسو پ‌‬
‫نتسن‬
‫نتن بود‪ ،‬در شاهنامه بسه چگسونگی رو یسی پ‌‬
‫اسفندیار رو یسی پ‌‬
‫تنامه از زرتشست بهسرام وپسژدو آمسده‬
‫شدن اسفندیار اشارپ‌های نشده اسست امسا در زراتشس پ‌‬
‫توشسو داد‬
‫است که زردشست اسسفندیار را کسه نسوزادی بیسش نبسود‪ ،‬در آب مقسدس شس پ‌‬
‫یمانسد‪ .‬اسسفندیار‬
‫بپذیر باق پ‌‬
‫نتنی او گشت و تنها چشمانش آسسی پ‌‬
‫که همین سبب رو یسی پ‌‬
‫در نسسبرد بسسا ارجاسسسب فرمانسسدهی سسسپاه گشتاسسسب را بسسر عهسسده داشسست‪ ،‬و بسسا وپیسسروزی بسسه‬
‫نزدیک پدر برگشت اما گرزم پادشاه را علیسه اسسفندیار شسورانید؛ چنسان کسه دسستور داد‬
‫اسسفندیار را در گنبسداپ‌ندژ زنسدان کننسد‪.‬سسرانجام اسسفندیار توسسط رسستم )بسا رهنمسایی‬
‫سیمرغ( با تیر دو سمی که به چشمانش برخورد کرد کشته شد‪.‬‬
‫اسفندیار در بازی ما نماد قسدرت دفساعی اسست‪ .‬همسانطور کسه اشساره شسد او رو یسیسن تسن‬
‫یهای آن به شرح زیر است‪:‬‬
‫است‪ .‬اندازه و یسژگ پ‌‬
‫قدرت حمله‪130 :‬‬
‫سرعت‪0٫75 :‬‬
‫زمان آماده سازی‪ 5 :‬ثانیه‬
‫قدرت دفاع‪15 :‬‬
‫جان‪130 :‬‬
‫غیرت‪1٫25 :‬‬
‫شعاع دید‪4 :‬‬
‫زمان ساخت‪1 ': 00 “ :‬‬
‫آرش کمانگیر‪:‬‬
‫نام یکی از اسطورپ‌ههای کهن ایرانی و همچنیسسن نسسام شخصسسیت‬
‫اصلی ایسسن اسطورپ‌هاسسست‪ .‬آرش‪ ،‬امیسسرزادپ‌های از اهسسالی آمل و از‬
‫سپاهیان منوچهر بسود کسسه پسس از پایسان جنسگ ایسران و تسوران بسه‬
‫عنوان کماندار ایرانی جهت مشسسخص شسسدن مسسرز ایسران و تسسوران‬
‫یرود و تیسسسر را وپرت س اب‬
‫برگزیسسسده شسسسد‪ .‬آرش بسسسه فسسسراز دماونسسسد م پ‌‬
‫یمیسسرد‪ .‬آرش‬
‫یکند‪ .‬پس از این تیراندازی آرش از خسسستگی م پ‌‬
‫م پ‌‬
‫یریسسزد؛ وپیکسرش پساره پساره شسده و در‬
‫یاش را بسر پسای تیسر م پ‌‬
‫هست پ‌‬
‫یشود‪ .‬تیر‬
‫یشود و روانش در تیر دمیده م پ‌‬
‫خاک ایران پخش م پ‌‬
‫از صسسسبح تسسسا غسسسروب حرکس ت کسسسرده و در کنسسسار رود جیحسسسون یسسسا‬
‫یشسود‪ .‬مطسابق بسا‬
‫یآید‪ .‬و آنجسا مسرز ایسران و تسوران م پ‌‬
‫آمودریا بر درخت گردو یسی فرود م پ‌‬
‫تها اسفندارمذ تیسر و کمسانی را بسه آرش داده بسود و گفتسه بسود کسه ایسن تیسر‬
‫برخی روای پ‌‬
‫یرود ولسی هسسر کسسسی کسسه از آن اسسستفاده کنسسد‪ ،‬خواهسسد مسسرد‪ .‬بسسا ایسسن وجسود‬
‫خیلسسی دور م پ‌‬
‫آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیسسر و کمسسان اسسستفاده کنسسد‪ .‬بسسسیاری آرش را از‬
‫یهمتسسا در اسسسطوره هسسای جهسسان دانسسستپ‌هاند؛ وی نماد جانفشانی در‬
‫نمونپ‌ههسسای ب پ‌‬
‫راه میهن است‪.‬‬
‫آرش در بازی ما نماد شعاع دید است‪ .‬او تیرانداز ماهری بود و به یقین چشمان تیسسزی‬
‫یهای آن به شرح زیر است‪:‬‬
‫داشت‪ .‬اندازه و یسژگ پ‌‬
‫قدرت حمله‪120 :‬‬
‫سرعت‪1٫25 :‬‬
‫زمان آماده سازی‪ 4 :‬ثانیه‬
‫قدرت دفاع‪7 :‬‬
‫جان‪110 :‬‬
‫غیرت‪2٫25 :‬‬
‫شعاع دید‪10 :‬‬
‫زمان ساخت‪0 ': 45 “ :‬‬
‫سیاوش‪:‬‬
‫سسسسیاوش یسسسا سسسسیاووش یسسسا سسسسیاوخش )صسسسورت وپهلسسسوی آن هسسسم‬
‫سسسیاوخش اسسست( از شخصسسیتهای معصسسوم شسساهنامه و فرزنسسد‬
‫وپهلسسوان و برومنسسد کسساووس اسسست‪ .‬صسسورت اوسسستایی ایسسن نسسام‬
‫سیاورشن به معنی دارندٔه حیسسوان )اسسب( نسر سسیاه اسست‪ .‬در‬
‫شاهنامه نیز اسب سیاوش با صفت شسبرنگ )بسه رن گ شسب =‬
‫سیاه( آمده است‪.‬‬
‫سسسیاوش از ازدواج زنسسی از سسسلله گرسس یوز بسسا کیکسساووس زاده‬
‫شسسسسد‪ .‬کیکسسسساووس‪ ،‬سسسسسیاوش را بسسسسه رسسسستم سسسسسپرد؛ رسسسستم‪ ،‬در‬
‫زابلستان‪ ،‬سیاوش را آیین سپاه رانسسدن و کشسسورداری آمسسوخت‪.‬‬
‫چون سیاوش از زابلستان به کاخ پدر بازآمد‪،‬‬
‫کسساووس وی را نسسواخت و بسسه شسسادی آمسسدن فرزنسد جشسسنی برپسسا‬
‫کرد‪ .‬سودابه دختر شاه هاماوران و همسر کیکساووس‪ ،‬شسیفته‬
‫سسسسیاوش شسسسد چنسسسان کسسسه در نهسسسان‪ ،‬وپیکسسسی بسسسه سسسسوی سسسسیاوش‬
‫فرسسسسس تاد و او را بسسسسسه شبسسسسسستان شسسسسساهی فراخوانسسسسسد؛ سسسسسسیاوش‬
‫نپذیرفت‪ .‬روز دیگر‪ ،‬سودابه نزد شهریار رفت و از وی دسسستوری خواسسست کسسه سسسیاوش‬
‫را به شبستان بفرستند تا وی از میان دختران همسری برای خود برگزیند‪ .‬سیاوش‪ ،‬بسسه‬
‫ناچار به شبستان رفت‪ .‬در بسار سسوم‪ ،‬سسودابه‪ ،‬سسیاوش را بسه نسزد خسویش فراخوانسد امسا‬
‫سیاوش برآشفت و به تلخی از آنجا برخاست‪ .‬سودابه‪ ،‬کاووس را باخبر کرد و سسسیاوش‬
‫را متهم ساخت‪ .‬کاووس‪ ،‬در این اندیشه بود که سیاوش را به کیفر گناه بکشد اما در‬
‫آزمایش‪ ،‬شساه نخسست جسامه و دسست سسودابه را بو یسیسد و در آن بسوی شسراب یسافت و در‬
‫دست و بر سیاوش‪ ،‬بوی گلب به مشسامش رسسید؛ و دانسست کسه سسودابه بسه ناراسستی‬
‫سسسسخن گفتسسسه اسسسست و پسسسسرش بیگنسسساه اسسسست‪ .‬خواسسسست کسسسه سسسسودابه را بکشسسسد‪ ،‬از شسسساه‬
‫نخواهی برخیزد؛ پس به سخن موبدان‪ ،‬آتشی برپا کسسرد‬
‫هاماوران اندیشه کرد که به کی پ‌‬
‫که گناهکار را از بیگناه جدا سازد؛ سیاوش در این آتش رفت‪ .‬سیاوش‪ ،‬ایسسن آزمسایش را‬
‫پذیرفت؛ و روز دیگر در آتشی که کاووس آماده کرده بود‪ ،‬با اسب شبرنگ خسسویش کسسه‬
‫بهزاد نام داشت‪ ،‬وارد شد و تندرست از آن بیرون آمسسد‪ .‬چسسون شساه خواسسست سسسودابه را‬
‫بکشد‪ ،‬سیاوش میانجیگری کرد و او را از این کار مانع شد‪.‬گسسل للسسه واژگ ون در پسساوه و‬
‫یشسسود‪.‬‬
‫اورامانسسان و برخسی دیگسسر از منسساطق ای سران بسسه نسسام گسسل اشسسک سسسیاوش نامیسسده م پ‌‬
‫کنهاد با تیسغ تیسز گرس یوز خسونریز‪ ،‬آن‬
‫گویند این گل در آن زمان که گلوی سیاووش پا پ‌‬
‫یشسد‪ ،‬گسواه آن رخسداد بسود‪ .‬از پسس آن انسدوه‪ ،‬گلگسونه رخ‪،‬‬
‫وپلید دژخیم بسدنهاد‪ ،‬آشسنا م پ‌‬
‫سر به زیر افکند تا آرام آرام اشک بریزد بر بسی گنساهی سسیاووش ‪ .‬للسه واژگ ون یسا للسه‬
‫یها هسسم در مسسوزه طسساق بسسستان در کنسسار نقسسش‬
‫نگونسسسار‪ ،‬در نقسسش سرس توپ‌نهای ساسسسان پ‌‬
‫یشود‪.‬‬
‫پادشاه ساسانی دیده م پ‌‬
‫سسسسیاوش همسسسانطور کسسسه از معنسسسی اسسسسمش برمیسسسادش نماینسسسده سسسسرعت اسسسست‪ .‬انسسسدازه‬
‫یهای آن به شرح زیر است‪:‬‬
‫و یسژگ پ‌‬
‫زمان آماده سازی‪ 3 :‬ثانیه‬
‫سرعت‪2 :‬‬
‫قدرت حمله‪110 :‬‬
‫قدرت دفاع‪9 :‬‬
‫جان‪140 :‬‬
‫شعاع دید‪2 :‬‬
‫زمان ساخت‪0 ': 30 “ :‬‬
‫غیرت‪2 :‬‬
‫رستم‪:‬‬
‫رستم نام آورتریسن چهسرٔه اسسطورپ‌های در شساهنامه و بسه‬
‫تبسع آن برتریسن چهسرٔه اسسطورپ‌های ادبیسات فارسسی اسست‪.‬‬
‫او فرزنسسد زال و رودابسسسه اسسسست و تبسسسار پسسسدری رسسستم بسسسه‬
‫گرشاسپ ‪ -‬وپهلوان اسطورپ‌های و چهرٔه برت ر اوسسستا ‪ -‬و از‬
‫یرسسد‪ .‬و تبسار مسادری او‬
‫طریق گرشاسپ بسه جمشسسید م پ‌‬
‫یرسسسد‪.‬گفتپ‌هانسسد رسسستم‬
‫بسسه مه سراب کسسابلی و ضسسحاک م پ‌‬
‫جهان وپهلوان ایران با انجسام عمسل سسزارین بسه دنیسا آمدپ‌هاسست‪ .‬ایسن اتفساق را بسرای سسزار‬
‫یکننسد‪.‬رسستم در سسن شصست سسالگی بسه نیرن گ‬
‫قیصر روم در جهان باستان نیز نقل م پ‌‬
‫نابرادریش شغاد درون چاه افتاد و به همراه اسب خود رخش کشته شسد‪ .‬البتسه او قبسل‬
‫از مسسرگ بسسا یسسک تیسسر بسرادرش شسسغاد را کشسست‪ .‬تیسسر رسستم از درخست عبسسور کسسرد و بسساعث‬
‫دوخته شدن شغاد به درختی شد که پشت آن پنهان شده بود‪.‬‬
‫مهپ‌مترین حوادث و اقدامات رستم که در شاهنامه به نظم آمده عبارت است از‪:‬‬
‫•کشتن وپیل سپید‬
‫•فتح دژ سپندکوه‬
‫•آوردن کیقباد از البرز کوه‬
‫• نجات دادن کیکاووس و سایر وپهلوانان در بند دیو سپید درمازنسدران بسسا گذشستن از هفست‬
‫خوان‬
‫•نجات کاووس از بند شاه هاماوران‬
‫• بیرون راندن افراسیاب از ایران که در غیبت کاوس به ایسران تسساخته و آن را مسسسخر سسساخته‬
‫بود‬
‫•جنگ با سهراب‬
‫•وپرورش سیاوش پسر کاووس‬
‫•کشتن سودابه همسر کیکاووس به خونخواهی سیاوش‬
‫•خونخواهی سیاوش و تاختن به توران‬
‫• حضور در جنگ با خاقان چین و کشتن کاموس کشانی و خاقان چین‬
‫•نجات بیژن پسر گیو از چاه افراسیاب‪.‬‬
‫•کشتن اسفندیار‬
‫•وپرورش بهمن پسر اسفندیار‬
‫رستم در بازی ما نماد جان است‪ .‬رسستم در طسول زنسدگی خسود باره ا و باره ا جسانش بسه‬
‫یهسای آن بسه شسرح زیسسر‬
‫خطر افتاد ولسی موفسق شسد جسان سسالم بسه در بسبرد‪ .‬انسدازه و یسژگ پ‌‬
‫است‪:‬‬
‫قدرت حمله‪140 :‬‬
‫سرعت‪0٫5 :‬‬
‫زمان آماده سازی‪ 6 :‬ثانیه‬
‫قدرت دفاع‪13 :‬‬
‫جان‪150 :‬‬
‫غیرت‪1٫5 :‬‬
‫شعاع دید‪8 :‬‬
‫زمان ساخت‪1 ': 30 “ :‬‬
‫کی خسرو‪:‬‬
‫کیخسسسسرو در اسسسساطیر و حماسسسسپ‌ههای ایرانسسسی و شسسساهنامٔپ‌ه فردوسسسسی‪ ،‬فرزنسسد سسسسیاوش و‬
‫فرنگیس و نؤه کیکاووس و افراسیاب و یکی از نامدارترین شسسهریاران و دلوران اسسست‪.‬‬
‫واژه کیخسرو به معنی »شاه نیکنام« است‪.‬‬
‫یباشسسد و بسسه نسسسبت از‬
‫کیخسسسرو در عسسدالت و شسسهامت سسرآمد شسساهان دیگسسر کیسسانی م پ‌‬
‫کیکسسساووس خوشسسسنامتر اسسسست‪ .‬زیسسسرا کیکسسساووس در شسسساهنامه اعمسسسالی موذیسسسانه انجسسسام‬
‫یدهد اما کیخسرو به عنوان پادشاهی عسادل و شسجاع بساقی میمانسد‪ .‬در شساهنامه و‬
‫م پ‌‬
‫همچنیسسن در متسسون وپهلسسوی کیخسسسرو نمسسادی از یسسک شاهنشسساه آرمسسانی اسسست‪ .‬دسسستور‬
‫یکنسسسد و کیخسسسسرو انتقسسسام پسسسدر را از افراسسسسیاب‬
‫مسسسرگ سسسسیاوش را افراسسسسیاب صسسسادر م پ‌‬
‫یگیرد‪.‬‬
‫م پ‌‬
‫گودرز‪ ،‬وپهلوان ایرانی‪ ،‬شسبی در خسواب دیسد کسه سسیاوش فرزنسدی بسه اسسم کیخسسرو در‬
‫کشور توران دارد‪ .‬پس پسرش گیو را که او نیز از وپهلوانان ایرانی بود به توران فرستاد‪.‬‬
‫کیخسسسرو بسسه ای سران بازگشسست و ق سرار بسسر شسساه شسسدنش‬
‫شسسد‪ .‬ولسسی طسسوس‪ ،‬خشسسمگین شسسد و اظهسسار نمسسود کسسه‬
‫ب سرادر کسساووس]‪ [۳‬فریسسبرز لیقسستر از کیخسسسرو اسسست‪.‬‬
‫قرار بر رقابتی شد بین دو وپهلوان و بهانٔه این رقسابت‬
‫این شد که هرکس دژ بهمن در اردبیسسل را کسسه متعلسسق‬
‫بسسه دیوهسسا و اهریمنسسان اسسست‪ ،‬بگشسساید‪ ،‬شسساه خواهسسد‬
‫شد‪ .‬فریبرز نتوانسسست و کیخسسسرو وپیروزمنسسدانه دژ را‬
‫گشود‪.‬‬
‫در زمان پادشاهی کیخسرو جنسسگ هسسای بزرگ ی میسسان‬
‫ایران و توران در می گیرد کسسه در نهسسایت بسسه وپیسسروزی‬
‫ایران می انجامد ‪ .‬یکی از این جنگ ها جنگ دوازده رخ اسسست ‪ .‬در ایسسن جنسسگ دوازده‬
‫وپهلوان بزرگ ایران مانند گیو و گودرز با دوازده نامدار تورانی بسه جنسگ تسن بسه تسن مسی‬
‫وپردازند ‪.‬‬
‫یهسسای بسسزرگ ب سرای‬
‫پسسس از قریسسب بسسه ‪ ۶۰‬سسسال فرمسسانروایی ظفرمنسسدانه بسسه هم سراه وپیروز پ‌‬
‫ایران‪ ،‬کیخسرو از تخت‬
‫سسسسلطنت کنسسسار میسسسرود و آن را بسسسرای جانشسسسینش‪ ،‬لهراسسسسب‪ ،‬بسسساقی میگسسسذارد]‪ .[۴‬گفتسسسه‬
‫یشود او به کوپ‌هها برای عبادت رفت و عمر جساودان یسافت ‪ ،‬در دوران سوشسیانس او‬
‫م پ‌‬
‫برای کمک باز خواهد گشت‪ .‬کیخسرو طبق گفتٔه سهروردی عارف‪ ،‬صاحب فّر کیانی‬
‫بوده و معراج روحانی داشته و نفس او منّقش به انوار ُقدس الهسی شسده بسود و بوسسیله‬
‫آن انوار هم ٔه انسانها او را تعظیسم میکردنسد‪ .‬همچنیسن در اشسعار عارفسان ماننسد حسافظ و‬
‫کرفتسساری سسستوده شسسده اسسست‪ ،‬بعضسسی از وپژوهشسسگران زمسان او را‬
‫عطسسار بسسه بزرگ ی و نی پ‌‬
‫نزدیک به ظهور زرتشت میداننسد و در روایسات مسذهبی زرتشستیان و کتساب اوسستا از او‬
‫به عنوان کسی که سوار بر سروش آسمانی که در آخرالزمان رجعت میکند و بسسه یسساری‬
‫سوشیانت برمیخیزد‪ ،‬یاد شده است‪.‬‬
‫ بسرای‬.‫کی خسرو به دلیل شخصیتی که در بال توصیف شد رهبر و پادشاه ایران اسسست‬
‫یهسسای تهسساجمی تعریسسف نمیکنیسسم چسسون پادشسساه فقسسط در سسساختمان اصسسلی‬
‌‫پادشسساه و یسژگ پ‬
‫ دیگر خصوصیات او بسه شسرح زیسسر‬.‫میماند و تنها برای گرفتن جام اصلی خارج میشود‬
:‫است‬
20 :‫قدرت دفاع‬
150 :‫جان‬
1 :‫سرعت‬
Aragorn :
Aragorn was a Ranger of the North,
first introduced with the name Strider
at Bree, as the Hobbits continued to
call him throughout The Lord of the
Rings. He was eventually discovered to
be the heir of Isildur and rightful
claimant to the thrones of Arnor and
Gondor. He was also a confidant of
Gandalf and an integral part of the quest to
destroy the One Ring and defeat the Dark Lord
Sauron.
He led the Fellowship of the Ring following the
loss of Gandalf in the Mines of Moria. When the
Fellowship was broken, he tracked the hobbits
Merry and Pippin with the help of Legolas and
Gimli to Fangorn Forest and fought in the
battle at Helm's Deep and the Battle of the
Pelennor
Fields.
After
defeating
Sauron's
forces in Gondor he led an army of Gondor and
Rohan against the Black Gate of Mordor.
At the end of The Lord of the Rings he was
crowned King Elessar Telcontar of Gondor. He
married Elrond's daughter Arwen, and assumed
the Sceptre of Annúminas as King of Arnor,
uniting the two kingdoms for the first time
since the reign of Isildur.
‫ ثانیه‬6 :‫زمان آماده سازی‬
2 :‫غیرت‬
:‫یهای آن به شرح زیر است‬
‌‫اندازه و یسژگ پ‬
1 :‫سرعت‬
150 :‫قدرت حمله‬
110 :‫جان‬
11 :‫قدرت دفاع‬
1 ': 15 “ :‫زمان ساخت‬
6 :‫شعاع دید‬
Gimli:
son of Glóin, was a well-respected
dwarf warrior in Middle-earth during
the Great Years. He was a member of the
Fellowship of the Ring, and was the
only dwarf to readily fight alongside
elves in the war against Sauron at the
end of the Third Age. After the defeat
of Sauron, he was given lordship of the
Glittering Caves at Helm's Deep.
:‫یهای آن به شرح زیر است‬
‌‫اندازه و یسژگ پ‬
‫ ثانیه‬4 :‫زمان آماده سازی‬
0٫5 :‫سرعت‬
130 :‫قدرت حمله‬
2٫25 :‫غیرت‬
130 :‫جان‬
15 :‫قدرت دفاع‬
0 ': 30 “ :‫زمان ساخت‬
2 :‫شعاع دید‬
Legolas:
He is an Elf of the Woodland Realm and one
of nine members of the Fellowship of the
Ring.Legolas was the son of Thranduil, King
of the Woodland Realm of Northern Mirkwood,
who appears as "the Elvenking" in The
Hobbit.[3] Thranduil ruled over the Silvan
Elves or "Wood-elves" of Mirkwood.
:‫یهای آن به شرح زیر است‬
‌‫اندازه و یسژگ پ‬
‫ ثانیه‬5 :‫زمان آماده سازی‬
1٫25 :‫سرعت‬
1٫5 :‫غیرت‬
120 :‫قدرت حمله‬
110 :‫جان‬
7 :‫قدرت دفاع‬
0 ': 45 “ :‫زمان ساخت‬
10 :‫شعاع دید‬
Nazgul:
They were nine Men who succumbed to
Sauron's
power
and
attained
nearimmortality as wraiths, servants bound to
the power of the One Ring. They are first
mentioned in The Lord of the Rings,
originally published in 1954–1955. The
book calls the Nazgûl Sauron's "most
terrible servants".
:‫یهای آن به شرح زیر است‬
‌‫اندازه و یسژگ پ‬
‫ ثانیه‬3 :‫زمان آماده سازی‬
1٫75 :‫سرعت‬
110 :‫قدرت حمله‬
1٫25 :‫غیرت‬
140 :‫جان‬
9 :‫قدرت دفاع‬
1 ': 00 “ :‫زمان ساخت‬
8 :‫شعاع دید‬
Gandalf:
He appears as a wizard, member and
later
the
head
(after
Saruman's
betrayal and fall) of the order known
as the Istari, as well as leader of the
Fellowship of the Ring and the army of
the West. In The Lord of the Rings, he
is initially known as Gandalf the Grey,
but returns from death as Gandalf the
White.
:‫یهای آن به شرح زیر است‬
‌‫اندازه و یسژگ پ‬
‫ ثانیه‬7 :‫زمان آماده سازی‬
0٫75 :‫سرعت‬
140 :‫قدرت حمله‬
1٫75 :‫غیرت‬
150 :‫جان‬
13 :‫قدرت دفاع‬
1 ': 30 “ :‫زمان ساخت‬
4 :‫شعاع دید‬
Elendil:
The man was known as Elendil the Tall
(Tolkien put his height at "more than
man high by nearly half a ranga",
almost 8' or 240cm), Elendil the
Faithful
('Elendil
Voronda'
or
'Vorondo') or Elendil the Fair, he
was
the
father
of
Isildur
and
Anárion, last lord of Andúnië, and the first
High King of Arnor and Gondor. Elendil is first
introduced in The Fellowship of the Ring.
He was born in 3119 of the Second Age in
Númenor, son of Amandil, Lord of Andúnië and
leader of the "Faithful" (those who remained
loyal to the Valar), who maintained a strong
friendship with the Elves and preserved the old
ways against the practices of Ar-Pharazôn and
Sauron. Elendil's name means either "Elf-friend"
or "Star-lover" in Tolkien's fictional language
of Quenya.
‫ همچسسون کیخسسسرو او هسسم از‬.‫ میباشسسد‬mordor ‫ پادشسساه کشسسور‬Elendil
‫همان ابتدای بازی وجود دارد ولی از ساختمان اصلی جز برای گرفتن جام اصلی‬
‫یشود‬
‌‫یهای زیر برای پادشاه تعریف م پ‬
‌‫ و یسژگ پ‬.‫خارج نمی شود‬
20 :‫قدرت دفاع‬
150 :‫جان‬
1 :‫سرعت‬
.‫ البته پادشاهان قیمت ندارد و از ابتدای بازی حاضر هستند‬.‫ سکه است‬75 ‫قیمت همه دلوران‬
!!‫منابع مورد نیاز برای ساخت دلوران بعدًا اعلم خواهد شد‬
‫ل یسک هفتپ‌های چنسدبار‬
‫این ‪PDF‬ای که آماده شد صرفًا برای آشسنایی شسما بسا کلیست وپسروژه اسست‪ .‬فع ً‬
‫این سیاهه را بخوانیسد تسا ارتبساط خسوبی بسا آن برق رار کنیسد و بسا تسوجه بسه مهسارت هسایی کسه نیساز دارد‬
‫همگروهسسی هسسای خسسود را انتخسساب کنیسسد‪.‬ب سرای فسساز اول وپسسروژه هسسم آمسساده بشسسید‪ .‬فسساز اول در صسسورتی‬
‫مسسوفقیت آمیسسز خواهسسد بسسود کسسه بسسه کسسل وپسسروژه تسسسلط داشسسته باشسسید‪ .‬لطف ساً چنسسدین بسسار ایسسن ‪ PDF‬رو‬
‫مطالعه کنید که در آینده دچار مشکل نشید‪.‬‬
‫در ضمن این مطالب بال کامًل شناور است و ممکن است تغییراتی در آن اعمال شود‪ .‬در متن بسسال‬
‫کاستی هایی هم وجود داره که انشاا بعد از تکمیل در اختیارتون قرار میگیره‬
‫با تشکر‬
‫مرتضی ملکیان‬