پاسخ سوال -١براي بهرهوري انرژي سيستم داريم: = = با توجه به قانون دوم ترموديناميك داريم: ≤ ⇒ ≤ ⇒ حال اگر دو سيستم فوق هر دو بازگشتپﺬير باشند ،ميتوان جاي آن دو را عوض كرد كه به دست ميآيد = 1 ≤ ≤ 1 ⇒ ≥ و نتيجه ميشود كه يعني بهرهوري انرژي تمام سيستمهاي بازگشتپﺬير يكسان است .حال اگر سردكننده بازگشتپﺬير نباشد ،حتي اگر موتور حرارتي بازگشتپﺬير باشد ،نميتوان جابهجايي را انجام داد و همان نامساوي اول را داريم .در مورد سردكنندهها هر ﭼه eكمتر باشد ،نشاندهنده بهرهوري بهتر است كه از نامساوي ≤ نتيجه ميگيريم سردكننده بازگشتناپﺬير بهرهورياي بهتر از سردكننده بازگشتپﺬير ندارد .به نحو مشابه وقتي موتور حرارتي بازگشتپﺬير نيست حتي اگر سردكننده بازگشتپﺬير باشد نميتوان جابهجايي را انجام داد و همان نامساوي از نامساوي قسمت دو- ≤ را داريم .در مورد موتورهاي حرارتي هر ﭼه eبيشتر باشد ،نشاندهنده بهرهوري بهتر است كه ≤ نتيجه ميگيريم موتور حرارتي بازگشتناپﺬير بهرهورياي بهتر از موتور حرارتي بازگشتپﺬير دارد. قرار است با جريان ) i(tخازن Cشارژ شده و ولتاژ آن از 0به Vddبرسد. با فرض اينكه در زمان t=t1ولتاژ خازن به Vddبرسد ،انرژي تلف شده برابر است با: ميخواهيم Eرا مينيمم كنيم .با داشتن Constraintزير: ) ( ( ). . ) ( = ( ) = .توان تلف شده لحظهاي = ) ( ( ). = = انرژي تلف شده 1 ( ). ( ) − =0 ⇒ ) ( ( ). 1 1 = = با روش ضرايب ﻻگرانژ در واقع بايد functionalزير را مينيمم كنيم: ( )] ( ) − ( )+ = [ ( ). ( ) − ( ). ( ) + ]) ( فرمول ﻻگرانژ اويلر: 2 2 =− ⇒ =0 =0 ⇒ ( )=− − بنابراين: 2 − 1 ( )+ = ) ( [= ) ( =0 ⇒0− 2 ( )+ ⇒=0 ( ). ( ) − =) ( ⇒ مشاهده ميشود كه جريان مقداري ثابت و مستقل از tدارد. − 1 ⇒=0 2 2 =) ( پاسخ سوال -٢در اين سوال هدف كم كردن شارژ و دشارژهاي خازنهاي ديفيوژن است .يعني زماني كه يك يا ﭼند ورودي تغيير مقدار ميدهند ولي خروجي تغيير نميكند ،تا حد ممكن خازنهاي ديفيوژن شارژ و دشارژ نشوند. قوانين مورد نظر براي اين منظور عبارتند از: - ترانزيستورهاي با احتمال سوئيچينگ بيشتر بايد نزديك خروجي قرار گيرند. ترانزيستورهاي با احتمال بيشتر خاموش بودن بايد نزديك خروجي قرار گيرند NMOS) .با احتمال ١كمتر و PMOSبا احتمال ١بيشتر( ترانزيستورهاي با احتمال بيشتر روشن بودن بايد نزديك منبع قرار گيرند NMOS) .با احتمال ١بيشتر و PMOSبا احتمال ١كمتر( در اينجا با توجه به اينكه احتمال يك بودن هر يك از وروديها داده شده است ،ميتوان احتمال تغيير ) (transitionهر سيگنال ورودي را به دست آورد. ( ) = 0.5 ∗ 0.5 = 0.25 ( ) = 0.9 ∗ 0.1 = 0.09 ( ) = 0.1 ∗ 0.9 = 0.09 همانطور كه ديده ميشود ،احتمال تغيير ورودي Cنسبت به ديگر وروديها بيشتر است و تا حد ممكن بايد به خروجي نزديكتر باشد تا به خطوط تغﺬيه .بنابراين تكليف شبكه PUمشخص ميشود .در شبكه PDنيز تنها امكان جابجايي وروديهاي Aو Bوجود دارد كه طبق قوانين مﺬكور A ،با احتمال ١كمتر بايد نزديك خروجي و Bبا احتمال ١بيشتر بايد نزديك منبع قرار گيرند .در نهايت شكل مدار به صورت زير خواهد بود: پاسخ سوال -٣شكل مدار جمعكننده به صورت زير است: با توجه به دادههاي مساله ،احتمال يك بودن دو بيت كم ارزش يعني A1 ،B0 ،A0و B1برابر 0.9و A3 ،B2 ،A2و B3برابر 0.5 است .در مبحث ،Input Reorderingهدف انتقال وروديهاي احتماﻻً فعالتر به سمت خروجي )نزديكتر به خروجي( ميباشد .شكل داخلي هر FAبه صورت زير است. بنابراين در اين مساله بايد در هر ،FAورودي فعالتر به عنوان Cinبه مدار داده شود .با توجه به اينكه فرضي در مورد C0نشده است ،بنابراين مقدار آن صفر است و در نتيجه در اين طبقه از مدار بهتر است ورودي Aيا Bرا كه هر دو داراي احتمال فعاليت يكسان 0.9*0.1هستند ،با ورودي C0كه احتمال فعاليتش صفر است ،جابجا كرد .با توجه به صفر بودن ،C0احتمال يك بودن C1 از رابطه زير محاسبه خواهد شد: ) = 0.9 ∗ 0.9 = 0.81 ( ∗) ( =) ( بنابراين احتمال فعاليت اين سيگنال نسبت به دو سيگنال A1و B1بيشتر است و لﺬا بهتر است در اين طبقه از مدار جابجايي صورت نگيرد .در طبقه بعدي احتمال C2برابر است با: ( ∗) ( ∗) ) ( )+ ( ∗) ( ∗) ( )∗ ( )+ ( ∗) ) ∗ ( ) = 0.9 ∗ 0.9 ∗ 0.19 + 0.9 ∗ 0.81 ∗ 0.1 + 0.9 ∗ 0.81 ∗ 0.1 + 0.9 ∗ 0.9 ∗ 0.81 = 0.95 ( =) ( ∗) ( + ( در اينجا با توجه به احتمال زياد يك بودن سيگنال ،C2احتمال تغيير آن نسبت به دو سيگنال A2و B2كمتر است و لﺬا بهتر است با آن جابجا شود. البته از آنجا كه دو بيت با ارزش ورودي داراي احتمال يك بودن 0.5هستند و در نتيجه داراي بيشترين احتمال تغييرات است، ميتوان بدون انجام محاسبات نيز جابجايي يكي از دو سيگنال Aو Bرا با Cانجام داد .در نتيجه شكل نهايي مدار به صورت زير خواهد بود) :البته با توجه به يكسان بودن احتمال تغييرات Aو Bدر هر طبقه ،ميتوان به جاي سيگنال B ،Aرا نيز جابجا كرد(. C0 A0 پاسخ سوال -٤داريم: مثﻼ براي ̅ ساختار :and-nand C3 C2 A2 A3 و كﻼكها به صورت زير خواهند بود: پاسخ سوال -٥با توجه به اينكه سايز بلوكهاي حافظه نهان ٤لغت است ،در هربار دسترسي به حافظه در صورتي كه missاتفاق بيفتد ٤ ،لغت از حافظه اصلي خوانده شده و به حافظه نهان منتقل ميشود .در نتيجه با فرض اينكه دسترسيها از آدرس صفر شروع شود ،آدرسهاي قرار گرفته در حافظه نهان به صورت زير خواهد بود) :فرض مساله دسترسي به آدرسهاي ٣٤ ،٢٤ ،٢٢ ،١٢ ،١٠ ،٠ و (... 20 21 22 23 16 17 18 19 4 8 12 5 9 13 6 10 14 7 11 15 0 1 2 3 پريود دسترسي همانطور كه ديده ميشود الگوي دسترسي به همين صورت تكرار ميشود و براي دسترسي به هر آدرس جديد يك missرخ ميدهد كه نياز به خواندن ٤كلمه از حافظه و انتقال آن به حافظه نهان است .بنابراين به ازاي هر دسترسي به حافظه ،انرژي معادل ٤ دسترسي به حافظه اصلي و دو دسترسي به حافظه نهان مصرف ميشود كه يك دسترسي متوجه ميشود كه missرخ داده و دسترسي ديگر لغت آورده شده از حافظه اصلي را در cacheقرار ميدهد .در نتيجه براي Nدسترسي داريم: ) ∗+2 ∗ ∗ (4 =
© Copyright 2026 Paperzz