paya.pdf

‫‪10‬‬
‫ﻋﻠﻢ‬
‫ﺳﺎل ﺳﯿﺰدﻫﻢ ﺷﻤﺎره ‪2581‬‬
‫زاوﯾﻪ ﺑﺎز‬
‫تغییر و تبدیل آدمی و قابلیتهایش‬
‫ارتباط با هستی‬
‫ﻋﺒﺎس ﺧﺎراﺑﺎف‬
‫ در رویکرد اول به فناوریهای شــزان )رویکرد همجوشــی(‪،‬‬
‫رگههایی از دیدگاههای تقلیلگرایانه دیده میشود‪ ،‬البته ریشههای‬
‫زیســت تقلیدی هم دارد که به کارهای اریک درکسلر بازمیگردد‪.‬‬
‫به نظرتان رویکرد همجوشــی‪ ،‬برنامه پژوهشی ثمربخشی خواهد‬
‫بود؟ در صــورت همدلی با این روایت‪ ،‬نظرتان درباره راهبردهای‬
‫توسعه فناوریهای همگرا در کشور چیست؟ بدیهی است در پیش‬
‫گرفتن هر کدام از این رویکردها‪ ،‬نتیجهای متفاوت خواهند داشت‪.‬‬
‫اگر رویکرد همافزا را بپذیریم‪ ،‬تمــام فناوریهایی که برونداد دو‬
‫حوزه از فناوریهای شزان هســتند )چون نانوزیست فناوری( را‬
‫دربر خواهد گرفت‪ ،‬اما اگر روایت همجوشی را بپذیریم‪ ،‬رنسانس‬
‫فناوریهای همگرا زمانی تحقق خواهد یافت که از پس یکیشدن‬
‫چهار فناوری شــزان‪ ،‬ابرفناوریای به وجود آید که ضمن داشتن‬
‫قابلیت تکتک چهار فناوری پایه‪ ،‬قابلیتهای نوپدید داشته باشد‪.‬‬
‫با این روایــت‪ ،‬هنوز ما به عصر فناوریهای همگرا نرســیدهایم‪.‬‬
‫پذیرش روایت همجوشی‪ ،‬ما را نیازمند تئوریپردازیهای زیادی‬
‫برای یافتــن روش این یگانگــی خواهد کرد‪ .‬آنگاه شــاید باید‬
‫یکبار دیگر به این پرســش پاسخ گوییم که پروژه »اریک درکسلر«‬
‫تحققیافتنی اســت؟ آیا مــا قادر خواهیم بود نانوماشــینهایی‬
‫داشته باشیم که ســامانههای پیچیده چون موجودات زنده خلق‬
‫کنند یا به صورت بنیادین‪ ،‬قابلیتهای آدمی را دستکاری کنند؟‬
‫دو مدل بدیلی که از ســوی آیندهپژوهان آمریکایی و اروپایی برای‬
‫تعیین مسیر آتی تحوالت مربوط به شزان پیشنهاد شده است‪ ،‬هریک‪،‬‬
‫همچنان که توضیح دادهاید‪ ،‬نظیر هر مدل و برســاخته دیگر بشری‪،‬‬
‫نقاط قــوت و ضعف متفاوتی دارند‪ .‬پیــش از آنکه به برخی جهات‬
‫ســاختاری و بنیادین در این دو مدل بپردازیم‪ ،‬مایلم توجه شــما را به‬
‫ظرفیتهای بــه ظاهر متعارضــی جلب کنم کــه در کثرتگرایی و‬
‫پلورالیســم در دو عرصه دانش‪ /‬علم‪ /‬معرفت از یکسو و تکنولوژی‬
‫از ســوی دیگــر‪ ،‬یعنــی وجــود مدلهــا و رهیافتهــا و گمانهها و‬
‫نظریههای بدیل و رقیب‪ ،‬نهفته است‪ .‬این نکته در بحث کنونی حائز‬
‫نهایت اهمیت اســت‪ .‬عقلگرایان نقاد‪ ،‬چنانکه میدانید بر اهمیت‬
‫درپیشگرفتن رویکردهای پلورالیســتیک و کثرتگرایانه در تکاپوهای‬
‫معرفتی تأکید دارند‪ .‬ازجمله دالیلی که در این زمینه ذکر میکنند‪ ،‬آن‬
‫اســت که چون دسترســی ما بــه واقعیــت از رهگــذر حدسها و‬
‫نظریههایی تسهیل میشــود که به نیت فراچنگآوردن ظرفیتها و‬
‫قابلیتهایی برمیســازیم که گمانهزنانه فرض میکنیم در واقعیت‬
‫موجودند‪ ،‬هر اندازه شــمار و تنوع این گمانهها بیشــتر باشد‪ ،‬شانس‬
‫فراچنــگآوردن جنبهای از واقعیت که موردنظرمان اســت‪ ،‬افزایش‬
‫مییابــد‪ .‬از ایــن گذشــته‪ ،‬در زیســتبومهای معرفتــی‪ ،‬همچــون‬
‫زیســتبومهای طبیعی‪ ،‬تکمحصولیبودن‪ ،‬موجــب ازدیاد ضریب‬
‫آســیبپذیری زیستبوم میشــود و با ورود یک عامل مخالف‪ ،‬خطر‬
‫نابودشدن زیســتبوم یا وارد آمدن خسارتهای بسیار سنگین به آن‬
‫باال مــیرود‪ .‬کثرتگرایی تکنولوژیک نیز به معنای فراهمکردن زمینه‬
‫برای ارائه راهحلهای عملی متفاوت برای حل مسائل یکسان است‪.‬‬
‫نکتهای که درباره کثرتگرایی در هر دو قلمرو معرفتی و تکنولوژیک‬
‫باید بــه آن توجه کرد‪ ،‬آن اســت کــه از یکســو‪ ،‬رویآوردن به آن‬
‫اجتنابناپذیر اســت‪ .‬دلیل این امر آن است که هیچیک از ابنای بشر‪،‬‬
‫گوی بلورینــی در اختیار ندارد که با نــگاه در آن‪ ،‬بتواند راهحل همه‬
‫پیشروی آدمیان قرار دهد‪ .،‬دســتیابی به‬
‫مســائل عملی و نظری را ِ‬
‫راهحلهــا تنها از رهگــذر ارائه گمانههــا به نیت اصابــت به واقع‬
‫امکانپذیر میشود‪ .‬اما این رویکرد درعینحال میتواند خسارتبار نیز‬
‫باشد؛ سرمایهگذاری روی گمانههای نظری یا راهحلهای تکنولوژیک‬
‫رقیب که همگی آنها )الاقل برای مدتی( با درجه یکسانی از موفقیت‬
‫عمل میکنند‪ ،‬به یک اعتبار نوعی اتالف به شــمار میآید؛ زیرا دیر یا‬
‫زود از میــان گزینههای بدیل‪ ،‬یکی بر دیگر گزینهها پیشــی میگیرد و‬
‫برگزیده میشــود و دیگر گزینههــا‪ ،‬با همه هزینههایی که برایشــان‬
‫صرف شده اســت‪ ،‬به گورســتان راهحلهای شکســتخورده روانه‬
‫میشــوند‪ .‬تاریخ معرفت و نیز تاریخ تحوالت تکنولوژیک‪ ،‬سرشــار از‬
‫نمونههای مربوط به گمانههای نظری یا راهحلهای تکنولوژیک بدیل‬
‫اســت که با چنین سرنوشتی روبهرو شدهاند‪ .‬برایمثال در اواخر دهه‬
‫‪ ۱۹۷۰‬و دهه ‪ ۱۹۸۰‬زمانی که دســتگاههای ویدئو و نوارهای ویدئو به‬
‫بازار عرضه شــده بودند‪ ،‬دو سیســتم رقیــب »ویاچاس« )‪ (VHS‬و‬
‫»بتامکــس« )‪ (Betamax‬برای جلب نظر خریداران رقابت میکردند؛‬
‫اما پس از نزدیک به یک دهه‪ ،‬سیستم »ویاچاس« رقیب را از صحنه‬
‫خارج کرد‪ .‬به این ترتیب همه کســانی که سیستم بتامکس در اختیار‬
‫داشــتند‪ ،‬سرمایهگذاریهایشــان بر باد رفت‪ .‬در عرصــه نظریههای‬
‫علمی نیز مثالهای بسیار زیادی میتوان از آنچه از آن با عنوان »عدم‬
‫تعیــن ناقــص« )‪ (under determination of theory by data‬یــاد‬
‫میشــود؛ یعنی نظریههای رقیبی که با ابتنــا به مبانی کامال متفاوت‬
‫پدیدارهــای واحد را تبیین میکنند‪ .‬یک نمونه در این زمینه رقابت دو‬
‫نظریه کیهانشناســانه موســوم به »حالت پایدار« )‪ (Steady State‬و‬
‫»مهبانگ« )‪ (Big Bang‬اســت که اولی بر یکسانبودن حالت کیهان‬
‫در همه جهات و تغییرنکردن آن )از ازل تا ابد( تأکید میکند و دومی‬
‫بر تغییر مستمر در حالت کیهان از مهبانگ اولیه و ظهور کیهان از یک‬
‫»نقطه تکینگی« )‪ (singularity point‬و ســپس انبساط مستمر آن تا‬
‫زمان کنونــی و پس از آن اصرار میورزید‪ .‬بــرای دهههای متمادی‪،‬‬
‫آینده فناوریهای همگرا در گفتوگو با دکتر »علی پایا«‬
‫رنسانس فناوري کي از راه ميرسد؟‬
‫بودجههای پژوهشی در کیهانشناسی به ناگزیر به تحقیق درباره این‬
‫دو نظریــه رقیب اختصــاص داده میشــد و کیهانشناســان جوان‬
‫به ناچار باید کســب تخصص درباره یکــی از این دو نظریه را انتخاب‬
‫میکردند تا اینکه باالخره از دهه ‪ ۱۹۷۰‬به بعد افزایش شواهد تجربی‬
‫اندکاندک کفه ترازوی قضاوت را بــه نفع نظریه مهبانگ تغییر داد‪.‬‬
‫تنوع گمانهها و راهحلهای پیشنهادی برای توضیحی که ارائه شد‪ ،‬از‬
‫یکســو گریزناپذیر است و از ســوی دیگر‪ ،‬چنان که گذشت میتواند‬
‫خســارتبار باشــد‪ ،‬به این معنی که به اعتبار محدودیت بودجههای‬
‫پژوهشی و شمار پژوهشگران‪ ،‬تنوع گزینههای پیشرو موجب تقسیم‬
‫منابع محدود در مســیرهای مختلف و کاستهشــدن از امکان تمرکز‬
‫بالقوه در هر مســیر خاص میشــود‪ .‬همین جنبه‪ ،‬کشورها‪ ،‬نهادها و‬
‫ســازمانهایی را دچــار ایــن خطــای معرفتی کرده اســت که برای‬
‫جلوگیری از پخششــدن و احیانا اتالف منابع در مسیرهای گوناگون‪،‬‬
‫الزم است بهصورت دستوری و از باال‪ ،‬مسیرهای معینی برای پژوهش‬
‫بر پژوهشگران و نهادهای پژوهشی )خواه در حوزههای نظری و خواه‬
‫در قلمروهــای عملــی( تحمیل شــود؛ امــا این رویــه خطرناک به‬
‫نابودشــدن تنوع زیســتبوم معرفتی و تبدیل آن به یک زیســتبوم‬
‫تکمحصولی منجر خواهد شد و در چنین زیستبومهایی امکان رشد‬
‫معرفــت و نیز رشــد تواناییهــای تکنولوژیک تا حــد زیادی کاهش‬
‫مییابــد‪ .‬در رویکرد بهینه‪ ،‬اصل با تنوع و کثرتگرایی در زیســتبوم‬
‫است و تقســیم بودجههای تحقیقاتی در پرتو آن انجام میشود‪ .‬راز‬
‫موفقیــت در زیســتبومهای کثرتگــرا فراهــمآوردن زمینــه برای‬
‫رقابتهای ســازنده؛ اما قطعا نه مخرب است‪ .‬رقابت سازنده‪ ،‬چنان‬
‫که از عنوان آن برمیآید‪ ،‬از یکسو نوعی مسابقه میان رقیبان است و‬
‫از سوی دیگر‪ ،‬نوعی همکاری نزدیک بین آنان‪ .‬رابطه میان رقیبان در‬
‫این نوع رقابت‪ ،‬رابطهای برهمافزاست‪ .‬هریک در همان حال که برای‬
‫دســتیابی به موفقیت تالش میکنند‪ ،‬میکوشــند از دستاوردهای‬
‫دیگر رقبا نیــز بهره بگیرند و بهویژه از اشتباهاتشــان درس بیاموزند‪.‬‬
‫درسآموزی از اشــتباهات‪ ،‬در گرو وجود محیطی سالم برای ارزیابی‬
‫نقادانه دعاوی اســت‪ .‬مقصود از محیط ســالم‪ ،‬محیطی اســت که‬
‫ناقــدان بدون نگرانی جان و مال و عِرض و آبرو‪ ،‬بتوانند نقاط ضعف‬
‫ب و بُغض و به شــیوه عینی( آشکار‬
‫دیدگاههای رقیب را )بهدور از ُح ّ‬
‫کننــد‪ .‬بــا توجــه به آنچــه گذشــت‪ ،‬وجــود دو رهیافــت بدیل به‬
‫دانش‪-‬فناوریهای شــزان را بایــد امری نیکو و صــواب تلقی کرد‪.‬‬
‫رهیافت فروکاهندهای که عمدتا در میان آیندهپژوهان آمریکایی دنبال‬
‫میشــود‪ ،‬مانند دیگــر رهیافتهــای فروکاهنــده‪ ،‬بر مبنــای اصل‬
‫متمرکزکــردن امکانــات در یــک محــدوده معین و باالبــردن توان‬
‫تأثیرگــذاری از رهگذر تمرکز روی یک عامــل‪ ،‬کار را به پیش میبرد‪.‬‬
‫کارنامــه گذشــته رهیافتهای فروکاهنــده عموما‪ ،‬اما نــه لزوما‪ ،‬با‬
‫موفقیت همراه بوده است‪ .‬البته نباید از خاطر دور داشت که استقرا‪،‬‬
‫عقیم اســت؛ یعنی موفقیت در گذشــته‪ ،‬لزوما به تکرار موفقیت در‬
‫آینده منجر نمیشود‪ .‬بااینحال‪ ،‬تمرکز امکانات در یک زمینه‪ ،‬احتماال‬
‫میتواند شــانس دســتیابی به نوعــی از موفقیــت را افزایش دهد‪.‬‬
‫رویکردی که در اتحادیه اروپا دنبال میشــود‪ ،‬همانگونه که اشــاره‬
‫کردهایــد متکی بــه برهمافزایی میان حوزههــای چهارگانه دانش‪-‬‬
‫فناوریهای شزان اســت‪ .‬رویکرد تقلیلگرا بیشتر »‪«high-powered‬‬
‫)متکــی بــه تواناییهای تکنولوژی بــا اتکای کمتر بــه هدایتهای‬
‫تئوریک( اســت و با تکیه به صرف امکانات مالی و فناورانه بیشــتر و‬
‫بهرهگیــری فراختــر از ظرفیتهــای ســختافزاری‪ ،‬نظیــر یک مته‬
‫فشارقوی‪ ،‬راه خود را در دل صخره باز میکند‪ .‬رویکرد برهمافزا بیشتر‬
‫بــه »‪) «architectonic‬معمــاری و ســاختار درونــی( شــبکهای از‬
‫همــکاری چهار دانش‪-‬فناوری شــزان شــکل میگیــرد و به عالئم‬
‫ســاختاری آن از حیث ارتباط نرم‪ ،‬توجــه دارد‪ .‬این دو رویکرد مکمل‬
‫یکدیگرنــد و ماننــد هــر رویکــرد دیگــری از نقاط ضعــف و قوت‬
‫برخوردارند‪ .‬اگر بخواهم در قالب یک تمثیل‪ ،‬تفاوت این دو رویکرد و‬
‫جنبههای مثبت و منفیشــان را بیان کنــم‪ ،‬باید مثال رقابت آمریکا و‬
‫شوروی را در دوران جنگ سرد برای بهرهگیری از امکانات موجود در‬
‫فضــا ذکــر کنم‪ .‬دانشــمندان شــوروی‪ ،‬امکانــات تکنیکــی و مالی‬
‫ضعیفتری داشــتند و ناگزیر بودند اهداف مورد نظر را با راهحلهای‬
‫متکی به صرف هزینه کمتر محقق کنند‪ .‬آمریکاییها با دســت باز از‬
‫حیث امکانات مالی و تکنیکی‪ ،‬سراغ راهحلهای »‪«high-powered‬‬
‫میرفتند‪ .‬از جمله تفاوتهای در خور توجه میان دو رویکرد‪ ،‬آن بود‬
‫که شــورویها از همان آغاز‪ ،‬تکنیک برزمیننشــاندن کپســول حامل‬
‫فضانــوردان و نیز تکنیک تبدیل ادرار آنان به آب آشــامیدنی با بازده‬
‫صددرصد را تکمیل کردند‪ .‬آمریکاییها حتی تا این زمان نتوانستهاند‬
‫در تصمیمگیری درباره تعیین اولویتها در قلمرو‬
‫دانش‪-‬فناوریهای همگرا برای آینده کشور‪ ،‬شاید مهمترین‬
‫معیار‪ ،‬تشخیص و تفکیک آن بخش از این دانش‪-‬فناوریها‬
‫باشد که دسترسی به فراوردههای آنها در بازار آزاد‪ ،‬امکانپذیر‬
‫خواهد بود و آن بخش که به اعتبار جنبههای خاص آنها‪ ،‬باید‬
‫به ضرورت در داخل کشور به تولیدشان اهتمام ورزید‬
‫به تکنیک اول دســت یابند و آخرین تالششــان در این زمینه دو‪ ،‬سه‬
‫ماه قبل با شکســت مواجه شــد‪ .‬آنان تا مدتها کپسولهای حامل‬
‫فضانوردان را در دریا فرود میآوردند و بعدها هم که تکنولوژی خود‬
‫را از ســفینههای آپولو به شاتلها تغییر دادند و از مدل هواپیما برای‬
‫به زمیننشاندن فضانوردان استفاده کردند‪ .‬مشکل تبدیل ادرار به آب‬
‫آشامیدنی با بازده صددرصد نیز تنها پس از پایان دوران جنگ سرد و‬
‫ارتباط نزدیک میان دانشمندان دو طرف برای آمریکاییها حل شد‪ .‬در‬
‫عوض آمریکاییها موفق شــدند انســان را بر روی کره ماه بنشانند و‬
‫ســالم به زمین بازگردانند؛ درحالیکه شــورویها برای دستیابی به‬
‫نمونــه خاک مــاه ناگزیر بــه ســاخت رباتهای کموزن شــدند که‬
‫موشــکهای کوچکتر و ضعیفتر آنان توان حملشــان را داشــتند‪.‬‬
‫ترکیــب دو تکنولوژی متفاوت شــورویها و آمریکاییهــا اکنون به‬
‫بهترین شــکل در ایستگاه فضایی مشــهود است که حاوی جنبههای‬
‫قوت هر دو تکنولوژی است و از جنبههای ضعف آن دو تا حد زیادی‬
‫عاری اســت‪ .‬برای شرایط کشــور ما و با امکانات نیروی انسانی و نیز‬
‫تــوان اقتصادی‪ ،‬به نظر میرســد مــدل اروپایی به منظور توســعه‬
‫دانش‪-‬فناوریهای شزان عملیتر باشد‪ .‬درباره تولید نانوماشینهایی‬
‫که قابلیت تولید ســامانه پیچیده برخوردار از حیات داشــته باشند و‬
‫بتواننــد قابلیتهای آدمی را در خدمت خــود درآورند‪ ،‬حتما با نامه‬
‫سرگشــادهای که چند ماه پیش به وسیله شــماری از سرشناسترین‬
‫دانشــمندان بینالمللی دربــاره خطرات تولید رباتهای هوشــمند‬
‫ﻋﮑﺲ‪ :‬ﮐﺎوه ﺑﻐﺪادﭼﯽ‬
‫برســاختگرایان بر این باورند که فناوریهــای همگرا‪ ،‬دوگانههای‬
‫آدمــی چون مرگ و زندگی را تغییر خواهنــد داد‪ .‬اگر روزی جاودانگی‬
‫یا حداقل افزایش عمر آدمی به چندصدسال تحقق یابد یا قابلیتهای‬
‫حواس آدمی بهگونهای توســعه یابد که بتوانــد فراتر از حواس امروز‬
‫با هســتی ارتباط برقرار کنــد یا راههای جدیدی بــرای انتقال معنا بین‬
‫افراد بهوجود آید‪ ،‬تجربه زندگی برای آدمی چگونه خواهد بود؟ انسان‬
‫میلیونهاســال اســت که در یک فرایند تکاملی زیستی و شناختی رشد‬
‫یافته اســت‪ .‬مداخله در تراز بنیادین در انســان‪ ،‬نســل آدمی را با خطر‬
‫روبــهرو نخواهد کرد؟ فناوریها همیشــه توســعهدهنده قابلیتهای‬
‫آدمــی بودهاند برای بــرآوردن نیازهــای غیرمعرفتی‪ ،‬امــا به صورت‬
‫مستقیم و بهواســطه تسهیل مشاهده هســتی به بسط معرفت آدمی‬
‫هم کمک کردهاند‪ .‬چنیــن روندی بهعنوان پیامــد فناوریهای همگرا‬
‫قابلتصور اســت؟ و اصال در پس این تحوالت‪ ،‬آینده آدمیت چیســت؟‬
‫بین فناوریهای همگرا و آینده آدمی چه ارتباطی است؟‬
‫به باور دکتر »علی پایا«‪ ،‬این پرسش‪ ،‬ناظر به مسئلهای بسیار اساسی‬
‫و خطیر اســت‪ .‬وی در پاسخ به این پرسشها میگوید این سؤال حاوی‬
‫عناصر اصلی سناریویی است که بر سر کلیات تکنولوژیک آن‪ ،‬کموبیش‬
‫توافق وجود دارد‪ .‬به این معنی که روند تحوالت معرفتی‪ -‬تکنولوژیک‬
‫حکایــت از آن دارد کــه آدمیان میتواننــد مرگ خود را با توســل به‬
‫شیوههای مختلف‪ ،‬از جمله بازسازی مستمر اجزای بدن خود‪ ،‬به تأخیر‬
‫بیندازند‪ .‬انتقال دادهها و معانی در میان آدمیان به شــیوههایی بســیار‬
‫مؤثرتر از شیوههای مرســوم کنونی و حتی باالتر از آن‪ ،‬امکان دستیابی‬
‫بــه محتوای ذهن افــراد و خوانش فکر آنان‪ ،‬احتمالی دورازدســترس‬
‫نخواهــد بود‪ .‬همه این قابلیتها‪ ،‬دقیقا همان نگرانی جدیای اســت‬
‫که در این پرســش مطرح شده و برای همه کسانی که به آینده تحوالت‬
‫علــم و فناوری توجه دارند‪ ،‬مطرح اســت‪ .‬در این خصوص که انســان‬
‫فردا‪ ،‬چگونه موجودی خواهد بود‪ ،‬انواع گمانهها مطرح شــده اســت‪.‬‬
‫بهعنوانمثال‪» ،‬اســتیون هاوکینگ« و شــماری دیگر از محققان بر این‬
‫نظرند که آدمیان برای بقای نســل خود باید تکنولوژی ســفر به کرات‬
‫دیگــر را تکمیــل کنند و زمانی کــه عمر زمین به پایان میرســد‪ ،‬رحل‬
‫اقامت در ســیارات دیگــر بیندازند‪ .‬فرض کنید چنین ســناریویی تحقق‬
‫یابــد‪ .‬در آن صورت‪ ،‬با توجه به شــناختی که از فراینــد تکامل داریم و‬
‫میدانیم که ارگانیســمهایی که در محیطهای مختلف رشــد مییابند‪،‬‬
‫در مســیرهای تکاملــی متفاوتی ســیر میکنند‪ ،‬یکــی از تبعات چنین‬
‫ســفری‪ ،‬به نحو گمانهزنانــه آن خواهد بود که حضور نســلهای آتی‬
‫آدمیان کنونی در ســیارات مختلف‪ ،‬در درازمــدت به ظهور موجودات‬
‫مختلفی منجر خواهد شــد کــه هرچند نظیر انســانها و نئاندرتالها‪،‬‬
‫نیای مشــترکی داشــتهاند‪ ،‬اما دو »نوع« مختلف از موجودات بهشمار‬
‫میآیند‪ .‬ســناریوی دیگــری که این روزهــا موضوع بحث بســیاری از‬
‫فالســفه و دانشــمندان اســت و از حیث بازه زمانی‪ ،‬احیانا در دورهای‬
‫کوتاهتر از سناریوی نخستین قابلتحقق است‪ ،‬ظهور موجودی است که‬
‫از او با عنوان »پساانســان‪ /‬مابعدانسان« )‪ (post-human‬یاد میشود‪.‬‬
‫این ســناریو متکی به این مالحظه واقعبینانه اســت که رشــد بیوقفه‬
‫دانش‪ -‬فناوریهای شــزان حتــی درحالحاضر‪ ،‬امــکان تقویت قوای‬
‫ذهنــی و بدنی آدمیــان را )خواه با دســتکاریهای ژنتیکی و خواه با‬
‫اســتفاده از انواع داروها و مواد شیمیایی(‪ ،‬فراهم آورده است‪ .‬میتوان‬
‫وضــع و حالــی را در نظر گرفت کــه در آن فرزندان آدمیــان کنونی با‬
‫دســتکاریهای ژنتیکی با تواناییهای بهمراتب بیشــتر و چشمگیرتر‬
‫از والدین خود خلق شــوند‪ .‬این فرزندان ســپس توانایی مکتسب را از‬
‫طریق ژنهای خود به فرزندان و نوهها و نســلهای بعد از خود منتقل‬
‫میکنند‪ .‬بهاینترتیب نســلی از موجوداتی پدید میآید که شباهتشــان‬
‫با آدمیان کنونی قابلقیاس با شــباهت آدمیان کنونی به شــمپانزهها یا‬
‫نئاندرتالهــا خواهد بود‪ .‬نکته حائزاهمیت در مورد این ســناریو اینکه‪،‬‬
‫این »پساانســانها یا مابعدانســانها« عمدتا از درون خانوادههایی که‬
‫امکانــات مالی فراوان دارند و میتوانند بــا توانایی مالی خود امکانات‬
‫تکنولوژیک را به خدمت درآورند‪ ،‬ظهــور خواهند کرد‪ .‬درهمینحال و‬
‫در برابــر چشــماندازهای تکاندهندهای که از ســناریوهای باال و نظایر‬
‫آن‪ ،‬پیشرو ترســیم میشــود‪ ،‬برخی واقعیتهای دیگر نیز محققان را‬
‫به تأمل واداشــته اســت‪ .‬بهعنوانمثال اکنون در کشــورهای پیشرفته‪،‬‬
‫شــمار بســیار زیادی از شــهروندان در برابر این پرســش که آیا مایلید‬
‫عمرتان تا حد امکان افزایش یابد‪ ،‬پاســخ منفی ارائه میدهند و دلیلی‬
‫که برای این نظر ارائه میدهند این اســت که »عمر« تنها در درون یک‬
‫زیســتبوم »معنایی« خاص که با پیوندهــای عاطفی و روحی و روانی‬
‫و ادراکــی فراوان میان فرد و بســتگان و نزدیکان و دوســتان و اموری‬
‫که وی به آنها دل بســته و با آنها مأنوس اســت‪ ،‬برجســتگی و ارزش‬
‫پیــدا میکند‪ .‬آنکه از عمر طوالنی برخوردار شــده‪ ،‬حتی با فرض اینکه‬
‫از ســالمت کامل جســم و روح و روان برخوردار باشد و در لسان مثال‪،‬‬
‫‪۱۵۰‬ســالهای در هیأت یک جوان ‪ ۲۰‬ساله باشــد‪ ،‬بههیچرو »معنایی«‬
‫را که در زیســتبوم اصلی خود »چشــیده« بود‪ ،‬نمیتواند باز‪ -‬تجربه‬
‫کنــد و از آنجا که آنچه به آدمی هویت میبخشــد‪ ،‬عمدتا حافظه او و‬
‫خاطراتش از تجربههای زیســته در »زیســتبوم اصلی« خویش است‪،‬‬
‫در غیاب این زیســتبوم و فقدان امکان برای اعــاده ارتباطات معنایی‬
‫و عاطفی مختص آن زیســتبوم‪ ،‬زندگی برای این شــخص‪ ،‬فاقد معنا‬
‫و طعمی است که برای او شــیرین و امیدبخش و حیاتآفرین بود‪ .‬این‬
‫موجــود بیگانهای خواهد بود در ســرزمین غریبان و هــر روز اضافی از‬
‫عمر برایش با رنج و دشــواری فراوان همــراه خواهد بود زیرا که ناگزیر‬
‫اســت زیســتبوم تازهای برای خود خلق کند‪ .‬اما این زیستبوم جدید‪،‬‬
‫حتی با فرض آنکه خلق آن امکانپذیر باشــد )که این فرضی بهشــدت‬
‫خدشــهپذیر اســت(‪ ،‬بههیچرو با زیســتبومی که او در مراحل رشد از‬
‫جنینی تا نــوزادی و کودکی و نوجوانی و بزرگســالی و کهولت در آن‬
‫پرورده شده بود‪ ،‬شباهتی نخواهد داشت‪ .‬این زیستبوم‪ ،‬برهوتی خالی‬
‫از عواطــف و ارتباطات عمیقا جایگیر در عمق وجود شــخص خواهد‬
‫بــود‪ .‬ارتباطات موجــود در آن‪ ،‬بــه اعتبار آنکه فرصتی بــرای تعمیق‬
‫نداشــتهاند‪ ،‬سطحی و تهی خواهند بود‪ .‬چنین زندگانیای برای اکثریت‬
‫کسانی که شانس زیستن در آن‪ ،‬به آنان پیشنهاد میشود‪ ،‬ارزش زیستن‬
‫نخواهد داشــت‪ .‬اگر بخواهید شرایط اینگونه افراد را با مثالی )که تازه‬
‫شدت آن بههیچرو به اندازه دشواری شرایط این قبیل افراد نیست(‪ ،‬به‬
‫ذهن نزدیکتر کنید‪ ،‬کســانی را در نظر بگیرید که در ســنین باالی عمر‬
‫ناگزیر به مهاجرت به سرزمینهایی دیگر شدهاند که با زبان و فرهنگ و‬
‫محیط آن هیچ آشنایی ندارند و با هیچکس در آن محیط مأنوس و آشنا‬
‫نیستند‪ .‬زندگی برای این افراد ممکن است در محیط جدید از حیث رفاه‬
‫مادی و امکاناتی که تکنولوژیهای پیشــرفته فراهم میآورد‪ ،‬بهظاهر‬
‫عالی باشــد‪ ،‬اما از حیث همه آن جهاتی که به زندگی معنای اصلی آن‬
‫را میبخشد‪ ،‬تهی و سترون است‪.‬‬
‫گروه علــم‪ :‬روایتهای گوناگونی‬
‫از فناوریهای همگرا ارائه شــده‬
‫اســت که میتوان آنهــا را به دو‬
‫دسته تقســیم کرد‪ :‬دسته اول که‬
‫بیشــتر طرفــداران آن در ایاالت‬
‫متحــده هســتند بر ایــن باورند‬
‫فناوریهــای همگــرا‪ ،‬برونــداد‬
‫همجوشــی چهار فناوری شزان‬
‫)شــناختی‪ ،‬زیســتی‪ ،‬اطالعات و‬
‫نانو( هستند‪ .‬این روایت متکی بر یگانگی تبیین پدیدهها در این چهار‬
‫حوزه در ابعاد خرد و مولکولی است؛ هرچند آقای دکتر »علی پایا« بارها‬
‫دراینباره گفتوگو و تأکید کرده اســت که رویکردهای تقلیلگرایانه‬
‫باعث میشــوند مفاهیم در ترازهای باالی تبیین‪ ،‬از بین بروند و ارائه‬
‫تبیین در تراز پایینتر‪ ،‬نمیتواند جایگزین تبیین در تراز باالتر شــود‪.‬‬
‫طرفداران روایت همجوشــی بر این باورند که اگــر فیزیک حاکم بر‬
‫این چهار فناوری مشــابه اســت‪ ،‬میتوان ابرفناوریای خلق کرد که‬
‫عالوه بر قابلیتهــای تکتک فناوریهای چهارگانــه‪ ،‬قابلیتهای‬
‫بهمراتب بیشــتری داشته باشد‪ .‬در مقابل روایتی که بیشتر از اتحادیه‬
‫اروپا ســربرآورده اســت‪ ،‬بیش از آنکه به دنبال همجوشی این چهار‬
‫فناوری باشــد‪ ،‬به دنبال قابلیتهای همافزایی این حوزههاست‪ .‬به‬
‫این اعتبــار‪ ،‬فناوریهای همگرا‪ ،‬نتیجه نگاهی بینرشــتهای به چهار‬
‫حوزه فناوریهای شزان و اســتفاده از قابلیتهای مکمل آنها برای‬
‫برآوردن نیازهای آدمی اســت‪ .‬با توجه به اهمیت این فناوریهای‬
‫نوظهور و لزوم بررســی سمتوسوی آینده این فناوریها‪ ،‬دکتر »رضا‬
‫کالنترینژاد«‪ ،‬پژوهشگر فناوریهای همگرا )شزان( با دکتر »علی پایا«‬
‫گفتوگو کرده است که در ادامه میآید‪.‬‬
‫ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ‬
‫انتشــار یافت‪ ،‬آشــنا هســتید‪ .‬این دانشــمندان در نامــه کوتاه چهار‬
‫پاراگرافــی خود متذکر شــده بودند که هوش مصنوعی در ‪ ۲۰‬ســال‬
‫گذشــته توجه خــود را بــه ســاخت کنشــگران هوشــمند )یعنی‬
‫ســامانههایی کــه میتوانند محیط اطراف خود را شناســایی و با آن‬
‫تعامل کنند(‪ ،‬معطوف کرده است‪ .‬در تکمیل این سامانهها از ترکیب‬
‫و رابطــه برهمافزا میان شــماری از حوزهها عالوه بــر حوزه هوش‬
‫مصنوعی‪ ،‬بهره گرفته شــده اســت‪ .‬برخی از ایــن حوزهها ازجمله‬
‫عبارتاند از‪ :‬فراگیری به وسیله ماشــین‪ ،‬نظریه آماری کنترل‪ ،‬زیست‬
‫عصبشناســی و شــماری دیگر از حوزهها‪ .‬محصــول این همکاری‪،‬‬
‫موفقیت چشــمگیر در قلمروهایی مانند تشخیص گفتار‪ ،‬طبقهبندی‬
‫تصاویر‪ ،‬خودروهای بدون راننده‪ ،‬ترجمه به کمک ماشــین‪ ،‬حرکت با‬
‫استفاده از پای مصنوعی‪ ،‬سامانههای پاسخگو به پرسشها و‪ ...‬بوده‬
‫اســت‪ .‬با ازدیاد توانایی فناوری هوش مصنوعی‪ ،‬اکنون اجماع بر آن‬
‫اســت که این فناوری به گونهای پایدار به رشد خود ادامه میدهد و‬
‫درجــه تأثیر آن بر جوامع افزایش خواهد یافت‪ .‬هرچند بهرههایی که‬
‫به نحو بالقوه از این پیشرفت عاید میشود‪ ،‬فراوان است‪ ،‬اما توجه به‬
‫خطرات احتمالی ناشی از این پیشرفت نیز اهمیت دارد‪ .‬تأکید اصلی‬
‫این دانشــمندان بر آن است که سامانههای هوش مصنوعی‪ ،‬میباید‬
‫آنچه را که ما میخواهیم به انجام برســانند‪ .‬معنایی که از این کالم‬
‫مســتفاد میشود‪ ،‬آن اســت که خطر خودکفاشــدن این سامانهها و‬
‫تبدیلشدن آنها به تهدیدی برای انسانها‪ ،‬خطری کامال جدی است‪.‬‬
‫ایــن خطر البتــه طی یکی‪ ،‬دو دهــه آینده به صــورت جدی محقق‬
‫نخواهد شــد‪ ،‬اما مسیر تحوالت بهگونهای اســت که میتوان انتظار‬
‫ظهور ماشینهای هوشــمند رقیب انسان را داشت‪ .‬باوجوداین توجه‬
‫به خطرات ناشی از رشد قابلیتهای تکنولوژیک‪ ،‬یک وظیفه اساسی‬
‫بــرای همــه دســتاندرکاران در حوزههای سیاســتگذاری علم و‬
‫تکنولوژی و نیز برای خود پژوهشگرانی است که در این عرصهها کار‬
‫میکننــد‪ .‬یــک راه مقابله با این خطــر‪ ،‬آموزش مناســب در حیطه‬
‫عمومی )در معنای وسیع این اصطالح است که همه آحاد جامعه را‬
‫دربر میگیــرد(‪ .‬دراینباره‪ ،‬در ادامه ایــن گفتوگوی مکتوب باز هم‬
‫نکاتی را توضیح خواهم داد‪.‬‬
‫ توان علّی فناوریهای همگرا به دلیل دســتکاری هســتارها‬
‫در تــراز اتمی و مولکولی‪ ،‬اثراتی شــگرف و پیچیــده دارد‪ .‬همین‬
‫پیچیدگــی‪ ،‬اثرات ناخواســته احتمالی این فنــاوری را با اهمیت‬
‫میکند‪ .‬قابلیتهای نوپدید این فناوریها با توجه به وجه التفاتی‬
‫فناوریها‪ ،‬کاربردهایی خواهند داشــت که خــارج از تصور امروز‬
‫طراحان آن است‪ .‬شــما در مقالهای در سالهای گذشته با اشاره‬
‫به این موضوع‪ ،‬بهترین ســاختار اجتماعی برای مواجهه با جوامع‬
‫همآغوش خطر را بهکارگیری رویکردهای دموکراتیک دانستهاید‪.‬‬
‫چرا؟‬
‫در پاســخ به یکی از پرسشهای پیشــین شما به نامه دانشمندان‬
‫درباره خطرات رشــد بیرویه هوش مصنوعی اشــاره کردم‪ .‬واقعیت‬
‫این اســت که شــتاب تحوالت تکنولوژیک چنان زیاد اســت و رقابت‬
‫میان دســتاندرکاران رشــد این تکنولوژیها چنان گسترده است که‬
‫همانگونه که شما بهدرستی متذکر شدهاید‪ ،‬پیشبینی خط سیرهای‬
‫آتــی این تحوالت خــارج از تصــور طراحان آن اســت‪ .‬درعینحال‪،‬‬
‫رژیمهــای نظارتــی و مراقبتــی و رویههــای هماهنگکننــده میان‬
‫تحــوالت فناوری در زمانه کنونی چنان نیســت که بتوان امیدوار بود‬
‫رشــد آینده فناوریها به گونهای موزون و حسابشده و در پاسخ به‬
‫نیازهای واقعــی و مبرم افراد و جوامع تحقــق خواهد یافت‪ .‬توجه‬
‫کنید که وقتی در بهترین شــرایط و تحت کنترلشــدهترین فعالیتها‪،‬‬
‫نتایج ناخواســته‪ ،‬نامنتظر و پیشبینینشده تحقق مییابد‪.‬‬
‫بســیاری ِ‬
‫در شــرایطی که میزان نظــارت و کنترل در حداقل قــرار دارد تا چه‬
‫اندازه بایــد در انتظار اینگونه عواقب نامطلــوب و نامنتظر بود‪ .‬پیام‬
‫»اولریش بک«‪ ،‬جامعهشــناس آلمانی در کتاب »جامعه همآغوش‬
‫با خطر« دقیقا همان نکتهای بود که شــما بر آن انگشت گذاشتهاید‪:‬‬
‫در شــرایطی که اعمال کنترلهای فراگیر از بــاال و از طریق نهادهای‬
‫باالدستی‪ ،‬بهتنهایی از دســتیابی به نتایج مورد نظر ناتوان است‪ ،‬راه‬
‫صیانت از بشــریت در برابر خطراتی که از رهگذر رشد لجامگسیخته‬
‫دانش‪-‬فناوریهای نو میتواند عارض جوامع بشــری شــود‪ ،‬اعمال‬
‫کنترل دموکراتیک به شــیوهای مرکب از دو رویــه از پایین به باال و از‬
‫باال به پایین اســت؛ یعنی از یکســو باید همکاریهای بینالمللی و‬
‫نهادهای بینالمللــی ناظر به فعالیتهای تکنولوژیک را تشــویق و‬
‫تقویت کرد و از ســوی دیگر باید حیطه عمومــی را به حضور فعال‬
‫در صحنه و ایفای مســئولیت نظارتی و تصحیحگرانهای که بر دوش‬
‫دارد‪ ،‬تشویق کرد‪ .‬اما بهکارگیری این رویه چنان که میدانید از یکسو‬
‫به آموزش مستمر شهروندان درباره سازوکارهای نظارت دموکراتیک‬
‫و نیز از ســوی دیگر به گردش آزاد و بدون خلل اطالعات در ســطح‬
‫جامعه نیاز دارد‪ .‬در تحقق هر دوی این اهداف‪ ،‬نهادهای مدنی و نیز‬
‫رسانههای مستقل نقشی اساســی بازی میکنند‪ .‬متأسفانه در سطح‬
‫بینالمللی صاحبان قدرت و مکنت عموما تالش خود را در راســتای‬
‫ســرکوب این مکانیسم بســیار مهم به کار گرفتهاند‪ .‬به این ترتیب در‬
‫همان حال که خطرات ناشــی از تحوالت پرشتاب دانش‪-‬فناوریها‬
‫ابنای بشــر را تهدید میکند‪ ،‬طمــعورزی صاحبــان زور و زر و تزویر‬
‫)بهتعبیر مرحوم دکتر شــریعتی(‪ ،‬نیز قدرت مانــور افراد و جوامع را‬
‫برای جلوگیری از نتایج نامطلوب تحوالت مورداشاره محدود میکند‪.‬‬
‫ در نخستین سند منتشرشده توسط ایاالت متحده آمریکا‪ ،‬تأکید‬
‫زیادی بر قابلیــت فناوریهای همگرا برای بهبــود قابلیتهای‬
‫انسان شده اســت‪ .‬این ســند گویی راهبرد تحقق ابرانسانهایی‬
‫اسطورهای بود که آدمی همیشه آرزوی تحقق آن را داشته است‪.‬‬
‫ابرانسانی اسطورهای که قابلیتهای فراانسانی دارد‪ .‬البته در سند‬
‫اتحادیه اروپا و سند دوم ایاالت متحده آمریکا این رویکرد را کمتر‬
‫میبینید و بیشــتر توجه به قابلیتهای ایــن فناوری در برآوردن‬
‫نیازهای غیرمعرفتی جمعی اســت‪ .‬شما شــواهدی میبینید که‬
‫نشــاندهنده ایجاد امکان خلق پساانسان باشــد؟ تحقق چنین‬
‫پیشبینیای چه عواقبی خواهد داشت؟ برای جلوگیری از عواقب‬
‫ناخواسته آن چه میتوان کرد؟ توجه به موضوعاتی از ایندست‪،‬‬
‫در ایران نیز اهمیت دارد؟ آیا در ســندهای راهبردی کشور باید به‬
‫آنها توجه کرد؟‬
‫در پاســخ به یکی از پرســشهای پیشین شــما به این نکته اشاره‬
‫کردم‪ .‬واقعیت این است که مســئله ظهور پساانسان یا مابعد انسان‬
‫از صورت یک ســناریوی انتزاعی خارج شده است و به واقعیتی بدل‬
‫شده که دسترســی به آن امکانپذیر شده اســت‪ .‬همین نکته باعث‬
‫نگرانی همه کســانی که زحمت اندیشــیدن به عواقــب خطرناک و‬
‫نامطلوب این تحول را به خود دادهاند‪ ،‬شــده اســت‪ .‬شــما بهخوبی‬
‫اطالع دارید که در کشــورهای پیشــرفته بحثهای گستردهای در این‬
‫زمینه در جریان اســت و کنفرانس و نشستهای متعددی درباره آن‬
‫برپا شده و مقاالت آکادمیک و کتابهای زیادی درخصوص آن تحریر‬
‫و منتشر شــده است‪ .‬اطالعرســانی درخصوص این تحول خطرناک‪،‬‬
‫وظیفه همه کســانی اســت که در حوزه آیندهپژوهی فعالیت دارند‪.‬‬
‫امیدوارم در ایران به همت شما و دیگر همکاران انجمن آیندهپژوهان‬
‫درخصــوص آموزش حیطه عمومی )که در تعبیر گســترده آن همه‬
‫گروهها و طبقــات اجتماعی از جمله تصمیمگیــران و دولتمردان را‬
‫نیز دربر میگیرد(‪ ،‬گامهای مؤثری برداشــته شود‪ .‬باید که با حمایت‬
‫از نویســندگان‪ ،‬مترجمان و ناشــران به انتشــار کتابها و مقاالتی در‬
‫این زمینه اقدام کرد‪ .‬نشــریات و رســانهها نیز باید با انتشــار مقاالت‬
‫واجــد محتوای دقیق‪ ،‬هرچنــد درخور فهم عامه‪ ،‬ســهم خود را در‬
‫اطالعرســانی درخصوص این موضــوع حائزاهمیت ادا کنند‪ .‬نظر به‬
‫اهمیت موضوع‪ ،‬توجه به آن در ســند راهبردی‪ ،‬که موضوع پرسش‬
‫جنابعالی است‪ ،‬ضروری است‪ .‬نکته مهمی که در کشورهای پیشرفته‬
‫مــورد توجه و تأکید قرار گرفته اســت‪ ،‬جلب توجــه حیطه عمومی‬
‫بــه تبعات نامطلوبی اســت که از رهگذر فراهمشــدن امکان ظهور‬
‫پساانسان یا مابعد انسان پدید میآید‪ .‬از جمله این تبعات نامطلوب‪،‬‬
‫رشــد نابرابریها میــان بهرهمندان از ثروت و قــدرت و اکثریت افراد‬
‫جامعه اســت که از امکانــات فراخ برخوردار نیســتند‪ .‬این نابرابری‪،‬‬
‫برخالف همه انواع نابرابریهایی که در گذشــته شــاهد آن بودهایم‪،‬‬
‫حالت عارضی و تبعی ندارد و چنین نیســت کــه مثال بتوان با وضع‬
‫پــارهای از قوانین‪ ،‬دارایی و ثروت یک شــخص یا گــروه را به افراد یا‬
‫گروههای دیگر اختصاص داد یا کســانی را از امکاناتی که در ساختار‬
‫قدرت حضور داشــتهاند‪ ،‬به صورت دســتوری و بخشنامهای محروم‬
‫کرد و کسان دیگری را در جایشان قرار داد تا نوعی تعدیل قدرت پدید‬
‫آید‪ .‬پساانسان‪/‬مابعد انســان همانگونه که توضیح دادم‪ ،‬یک »نوع«‬
‫جدید از »انســان« اســت و ظرفیتهایی که در اختیــار دارد‪ ،‬برایش‬
‫ظرفیتهای »ذاتی« به شمار میآیند که نمیتوان با قوانین بیرونی او‬
‫را از آنها محروم کرد‪ .‬راه مقابله با این خطر‪ ،‬ســدکردن راه ظهور آن‬
‫از آغاز است‪ .‬به قول ســعدی علیهالرحمه‪» :‬سر چشمه شاید گرفتن‬
‫به بیل‪ /‬چو پر شــد نشاید گذشتن به پیل«؛ این »سدکردن« البته صرفا‬
‫به معنای تحمیل جنبههای ســلبی نیســت‪ .‬بلکه وجه مهمی از آن‬
‫ناظر بر این نکته اساســی است که چگونه میتوان تحوالت جدید را‬
‫در خدمت بهبودبخشــی به شرایط کل ابنای بشــر‪ ،‬اعم از نسلهای‬
‫کنونی و آینده‪ ،‬به کار گرفت که بیآنکه در جوامع شقاقهای غیرقابل‬
‫پرســاختن پدید آید و نیز بیآنکه هویت و ماهیت آدمی دســتخوش‬
‫تغییراتی نامطلوب و غیرقابلبازگشــت شــود‪ ،‬قابلیتهای مثبتی که‬
‫در وجودش به ودیعه گذاشته شــده است‪ ،‬فعلیت یابند‪ .‬توجه کنید‬
‫که یافتن پاســخ برای این مسئله ذهنســوز‪ ،‬کاری آسان نیست که از‬
‫عهــده یک فرد یا یک گروه و در یک نوبت و برای همیشــه‪ ،‬برآمدنی‬
‫باشــد‪ .‬این مســئله به اعتبار ماهیت ســیالش‪ ،‬پاســخهایی متنوع‪،‬‬
‫متناســب با شــرایط تازهای که مســئله پیدا میکند‪ ،‬میطلبد‪ .‬در هر‬
‫لحظه خاص از زمان‪ ،‬بر عهده اهل نظر اســت که با تکاپوی جمعی‬
‫در این زمینه‪ ،‬کوشــش کنند در حد امکان مناســبترین راهحلهای‬
‫خاص آن زمان را بیابند‪ .‬درخصوص آنچه در مورد پساانسان‪ /‬مابعد‬
‫انسان و ظرفیتهای شــگرف دانش‪-‬فناوریهای شزان مطرح شد‪،‬‬
‫این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که قابلیتهای تکنولوژیهای‬
‫موجود کنونی‪ ،‬هماکنون و درحالحاضر‪ ،‬چنان فراخ و گسترده است‬
‫که نیازی نیســت برای توجه به خطــرات بالقوه آن‪ ،‬نگاه به افقهای‬
‫دوردست بیندازیم‪ .‬هماکنون جوامع مختلف با تبعات منفی گوناگون‬
‫تکنولوژیهــا دســت به گریبانانــد‪ .‬بهعنوان نمونــه خطراتی که از‬
‫ناحیه آلودگیهای زیستمحیطی ساکنان سیاره را تهدید میکنند )از‬
‫جمله آلودگی هوا که گریبانگیر کشور ما نیز هست و تهران و اهواز و‬
‫شــهرهای دیگر به مصیبت آن گرفتارند(‪ ،‬یا تبعات ناشی از گرمایش‬
‫زمین بهواســطه ازدیاد گازهای گلخانهای )که یکی از عوارض جدی‬
‫آن برای کشــور ما و بسیاری دیگر از کشــورها‪ ،‬کمبود آب آشامیدنی‬
‫و کشــاورزی اســت که میتواند عاملی برای بروز جنگهای گسترده‬
‫شــود(‪ ،‬یا خطر گســترش ســالحهای کشــتارجمعی‪ ،‬از سالحهای‬
‫شــیمیایی )که ما خود قربانــی آن بودیم و اخیرا نیــز مردم عراق و‬
‫ســوریه گرفتار آن بودهاند( گرفته تا سالحهای هستهای و بیولوژیک‬
‫و بمبهای کثیف‪ ،‬یا خطر اســتفادههای کنترلنشده از پیشرفتهای‬
‫ژنتیکی‪ ،‬یا خطر مغزشــویی افراد به واسطه بمبارانشدن بیوقفه با‬
‫انــواع برنامههای تلویزیونی بهظاهر جذاب اما بهواقع تهی از محتوا‬
‫یا واجد محتواهای عمیقا ضدفرهنگی و ضدارزشــی‪ ،‬همگی در زمره‬
‫تهدیدهای اساســی هستند که تکنولوژیهای پرقدرت کنونی به نحو‬
‫بالفعل برای ابنای بشر پدید آوردهاند و به مفهوم »جامعه همآغوش‬
‫خطر« مصــداق دادهاند؛ اینهــا همگی در زمــره مواردیاند که باید‬
‫موردتوجه همه دســتاندرکاران امور تکنولوژیک )از سیاستگذاران‬
‫تــا جامعه مدنی و رســانهها و اصحاب نظر و حیطــه عمومی( قرار‬
‫گیرد‪ .‬مســئله مهم در ارتباط با این خطرات‪ ،‬اعمال کنترل آگاهانه بر‬
‫تکنولوژی اســت‪ .‬تکنولوژیها مصنوع بشــرند و بهخودیخود و در‬
‫غیاب »عاملیت انســانی« )‪ ،(human agency‬نــه خوباند و نه بد‪.‬‬
‫تکنولوژی آنجا خطرخیز میشــود که عاملیت انســانی از میان برود‪.‬‬
‫راه مقابلــه با تکنولوژی‪ ،‬نه نفی آن اســت و نه بهرهگیری کورکورانه‬
‫از آن برای جلوگیری از عواقب نامطلوبش‪ .‬تعامل آگاهانه و نقادانه‪،‬‬
‫مناســبترین شــیوه بهرهگیری از ظرفیتهای همــه تکنولوژیها از‬
‫جمله تکنولوژیهای همگراست‪ .‬در این زمینه در مقالهای که درباره‬
‫تکنولــوژی و نحوه تعامل با آن در دســت تکمیــل دارم‪ ،‬به تفصیل‬
‫توضیح دادهام‪ .‬در آن مقاله‪ ،‬که در تکمیل آن همچنان که در تکمیل‬
‫پاسخ برخی از پرسشهای گفتوگوی کنونی‪ ،‬نگارنده از دیدگاههای‬
‫برادر ارجمند خود آقای »حســین پایا«‪ ،‬بهرههای بسیار برده است‪ ،‬از‬
‫جمله شماری توصیههای سیاستگذارانه اساسی مطرح شده است‬
‫که احیانا میتواند مورداســتفاده نهادهای سیاســتگذار قرار گیرد‪.‬‬
‫توجه شــما و خوانندگان این گفتوگو را به آن مقاله که به خواست‬
‫خدا بهزودی انتشار مییابد‪ ،‬جلب میکنم‪.‬‬
‫ خوشبختانه ستاد راهبردی توسعه فناوریهای همگرای کشور‬
‫در معاونت علمی و فناوری ریاســتجمهوری آغــاز به کار کرده‬
‫است که نشــاندهنده اجماع بر اهمیت حوزه فناوریهای همگرا‬
‫در آینده است‪ .‬به یاد دارم در سالهای قبل‪ ،‬متفکرانی چون دکتر‬
‫»رفیعیتبــار«‪ ،‬دکتر »طبائیان« و جنابعالــی به اهمیت راهبردی‬
‫این حوزه تأکید کرده بودید‪ .‬این نشان از افزایش قابلیتها و تراز‬
‫اتکا بر نظر کارشناسان داخلی در پیشگویی روندهای آینده است؟‬
‫به نظرتان مهمتریــن موضوعات روبهروی این ســتاد راهبردی‬
‫چیست؟ به گمانتان اولویتهای ایران در این حوزه چیست؟‬
‫تشــکیل این ســتاد را باید به فال نیک گرفت و آن را نشــانهای از‬
‫توجــه تصمیمگیران به اهمیــت نقش علم و فناوری در برســاختن‬
‫جهان جدید به شــمار آورد‪ .‬در تصمیمگیری درباره تعیین اولویتها‬
‫در قلمرو دانش‪-‬فناوریهای همگرا برای آینده کشور‪ ،‬شاید مهمترین‬
‫معیــار‪ ،‬تشــخیص و تفکیــک آن بخــش از ایــن دانش‪-‬فناوریها‬
‫باشــد که دسترســی به فراوردههای آنها )اعم از فراوردههای نظری‬
‫و محصــوالت و تکنولوژیهــای عملــی( در بــازار آزاد‪ ،‬امکانپذیر‬
‫خواهــد بود و آن بخــش که به اعتبار جنبههای خــاص آنها‪ ،‬باید به‬
‫ضرورت در داخل کشــور به تولیدشان اهتمام ورزید‪ .‬بهعنوان نمونه‪،‬‬
‫تولید سیســتمهای رمزکننــده و رمزنــگار )‪ (cryptographs‬یا تعیین‬
‫نقشــه جغرافیای ژنتیک همه اقــوام ایرانی‪ ،‬یا تکمیل ســیاههای از‬
‫ظرفیتهای ژنتیکی زیستبومهای طبیعی در ایران‪ ،‬در زمره دادهها‪،‬‬
‫اطالعــات‪ ،‬تواناییها و تکنولوژیهایی نیســت که بتــوان از بازارهای‬
‫بینالمللی آنها را به دســت آورد‪ .‬ظرفیت دستیابی به این تواناییها‬
‫یا دادهها باید در داخل کشــور موجود باشــد‪ .‬از تــراز جنبههایی که‬
‫برای امنیت کشــور )در معنای گســترده این اصطالح که دربرگیرنده‬
‫امنیت بهداشــتی‪ ،‬اطالعاتی‪ ،‬زیســت‪-‬محیطی و‪ ...‬میشــود(‪ ،‬واجد‬
‫اهمیت اســت که بگذریم‪ ،‬در بقیــه موارد باید با توجــه به امکانات‬
‫نیروی انســانی و ذخایر طبیعی در کشور‪ ،‬سرمایهگذاریهای موردنظر‬
‫را در ارتباط و همکاری با شــبکههای پژوهشی بینالمللی انجام داد‬
‫که چشــماندازهای تحقیقاتشان با آنچه در برنامههای جامع علمی‪-‬‬
‫فناورانه در کشــور به آنها توجه شده است‪ ،‬نزدیک و هماهنگ است‪.‬‬
‫باید توجه داشــت کــه پژوهشهــا در عرصــه دانش‪-‬فناوریهای‬
‫جدیــد از چنان پیچیدگــی و تراز تخصصی باال و هزینههای ســنگین‬
‫برخوردار است که نمیتوان انتظار داشت بهتنهایی و بدون همکاری‬
‫با دیگر شــبکههای تحقیقاتی‪ ،‬به پیشــرفتهای جدی در آن دســت‬
‫یافت‪ .‬بهعنــوان مثال‪ ،‬یکی از زمینههای اساســی بــرای پژوهشها‬
‫در حــوزه دانش‪-‬فناوریهای همگرا‪ ،‬ایجاد زیســتبومهایی اســت‬
‫کــه در آن مفهوم »اینترنت چیزهــا« )‪(the internet of everything‬‬
‫به یک معنای بســیار گســترده و فراگیر‪ ،‬یعنی ارتبــاط و اتصال همه‬
‫اجزای زیســتبوم در یک شبکه‪ ،‬تحقق یافته اســت‪ .‬یکی از نیازهای‬
‫اساســی چنین شــبکهای‪ ،‬تأمین انرژی موردنیاز بــرای حفظ توانایی‬
‫فعالیت شبکه با بازده باالســت‪ .‬تولید انرژی موردنیاز چنین شبکهای‬
‫با اســتفاده از منابع متعــارف‪ ،‬نظیر نفت و گاز‪ ،‬حتــی اگر امکانپذیر‬
‫باشــد‪ ،‬با چنان تبعات نامطلوب زیســت‪-‬محیطی همراه اســت که‬
‫اساســا نباید آن را در محاســبات وارد کرد‪ .‬هرچند در کشــوری نظیر‬
‫ایران اســتفاده از انرژی خورشیدی یک گزینه بسیار مهم و اساسی در‬
‫تعیین نیازهای انرژی کشور به شمار میآید‪ ،‬اما مهمترین منبع در این‬
‫زمینه‪ ،‬بهرهگیری از انرژی جوش هســته‪ ،‬یعنی همان فرایندی اســت‬
‫که سوخت خورشــید و ستارگان را تأمین میکند‪ .‬هماکنون شماری از‬
‫کشــورها‪ ،‬در تکاپوی تکمیل این نوع فناوری هســتند و پیشرفتهایی‬
‫که در این زمینه صورت گرفته است‪ ،‬از حیث نشاندادن امکان تحقق‬
‫این ایده‪ ،‬چشمگیر بوده اســت‪ .‬در سالهای آینده با رشد هرچهبیشتر‬
‫دانش‪-‬فناوریهای شــزان‪ ،‬بهخدمتدرآوردن این نوع فناوری در یک‬
‫تراز تجاری از یک امکان صرف به یک واقعیت بدل میشــود‪ .‬به این‬
‫اعتبار حضور ایران در چنیــن عرصهای‪ ،‬از هر حیث مفید و برکتخیز‬
‫خواهد بود‪.‬‬
‫ نخستینبار که با شــما در مورد فناوری همگرا گفتوگو کردم‪،‬‬
‫سال ‪ ۱۳۸۶‬بود و شما مجری طرح پژوهشی برای مرکز تحقیقات‬
‫سیاســت علمی کشــور در همین حوزه بودید‪ .‬انگیزه تعریف آن‬
‫طرح پژوهشــی چه بود و چه اهدافی را دنبال میکرد؟ چه شد که‬
‫فناوریهای همگرا را مهــم یافتید و تصمیم گرفتید آن را موضوع‬
‫پژوهش قرار دهید؟‬
‫اندیشــه پژوهش درخصوص دانش‪-‬فناوریهــای همگرا تا حد‬
‫زیادی مرهون تأســیس دپارتمــان آیندهاندیشــی در مرکز تحقیقات‬
‫بــه همت دکتر »رضا منصوری« معاون امور پژوهشــی وزارت علوم‬
‫در دوره وزارت دکتــر »جعفر توفیقی« بود کــه نگارنده نیز بهعنوان‬
‫نخستین سرپرست آن‪ ،‬به همکاری دعوت شد‪ .‬از جمله فعالیتهایی‬
‫که در آن دپارتمان دنبال شد‪ ،‬ایده بومیسازی فناوری آیندهنگاری بود‬
‫که کوشش در راستای تحقق آن‪ ،‬با همکاری شماری دیگر از نهادهای‬
‫پژوهشی و علمی و آکادمیک در کشور‪ ،‬منجر به انجام نخستین طرح‬
‫ملی پامفا )پــروژه آیندهنگاری مناســبترین فناوریهــا برای ایران‬
‫‪ (۱۴۰۴‬در ســال ‪ ۱۳۸۰‬شــد‪ .‬در جریان فعالیت در این پروژه‪ ،‬اهمیت‬
‫دانش‪-‬فناوریهای همگرا برجســته شد‪ .‬برگزاری دو کارگاه در زمینه‬
‫آیندهپژوهی با مشارکت شمار زیادی از محققان ایرانی و نیز نهادهای‬
‫دستاندرکار که محصول آن در قالب دو کتاب به ویراستاری مشترک‬
‫نگارنده و دکتر »راغفر« درخصــوص جنبههای مختلف آیندهپژوهی‬
‫و از آن جمله اهمیــت دانش‪-‬فناوریهای همگرا بود‪ ،‬عامل دیگری‬
‫شــد برای توجه جدیتر به این قلمرو‪ .‬برخی از سخنرانیهایی که در‬
‫آن کارگاهها ارائه شــد‪ ،‬از جمله سخنرانی دکتر »رفیعیتبار« به نحو‬
‫خاص مربــوط به دانش‪-‬فناوریهای همگرا بود‪ .‬در ســالهای بعد‬
‫فعالیتهایی که در دپارتمان آیندهاندیشی مرکز تحقیقات با مشارکت‬
‫همکاران این دپارتمان و نیز همکاران دیگری که در نهادهای مختلف‬
‫در دپارتمانهایی مشابه سرگرم فعالیت در قلمرو آیندهپژوهی بودند‪،‬‬
‫اهمیت این دانش‪-‬فناوریها را برجســتهتر کرد‪ .‬از جمله محصوالت‬
‫ایــن فعالیتها تکمیل پــروژهای بود درخصــوص تکاپوهایی که در‬
‫کشــورهای دیگر برای دستیابی به دانش‪-‬فناوریهای نو و نیز همگرا‬
‫در افقهای آینده انجام شــده است‪ .‬گزارش آن پروژه‪ ،‬اخیرا در قالب‬
‫یک کتاب مبســوط با عنوان »آشنایی با برخی از تجارب آیندهنگاری و‬
‫آیندهپژوهی در جهان« از سوی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور‬
‫انتشــار یافته اســت‪ .‬در زمره دیگر عواملی که در جلب نظر نگارنده‬
‫برای پرداختن به مســئله دانش‪-‬فناوریهای همگرا بسیار مؤثر بود‪،‬‬
‫آشنایی با خود شما و اشتیاقی بود که برای پیشبرد پژوهشها در این‬
‫عرصه به شیوهای روشمند و دانش‪-‬محور نشان میدادید‪ .‬مجموعه‬
‫عواملی که در باال به آنها اشــاره شد و شــماری دیگر از عواملی که‬
‫در اینجا ذکر نشــدهاند‪ ،‬دستبهدســت هم دادنــد و ضرورت انجام‬
‫پروژهای مشــخص در زمینــه دانش‪-‬فناوریهای همگــرا را به نیت‬
‫با دستیابی به تکنولوژی به هر قیمت‪ ،‬نميتوان همه مشکالت‬
‫کشور و بلکه جهان را از سر راه برداشت‪ .‬برای تعامل سازنده‬
‫با تکنولوژی‪ ،‬باید به شناخت تکنولوژی از منظری مرتبهدومی‬
‫آن هم منظری صحیح و سنجیده و نه همچون دیدگاههایی که‬
‫به وسیله امثال »هایدگر« و پیروانش درباره تکنولوژی مطرح‬
‫میشود‪ ،‬نظر کرد‬
‫آشناکردن حیطه عمومی با تحوالتی که در این زمینه در جریان است‪،‬‬
‫بیشازپیش آشــکار کردند‪ .‬پروژه مشــترک ما‪ ،‬که در پاسخ به همان‬
‫نیاز پیگیری و اجرا شــد‪ ،‬شاید )اگر نگویم تنها پروژه(‪ ،‬یکی از معدود‬
‫پروژههایی بود که در آن عالوه بر پرداختن به جهات نظری و تحوالت‬
‫عملی دانش‪-‬فناوریهای همگرا در ســطح بینالمللی‪ ،‬از تجربیات‬
‫مســتقیم شــماری از دانشــوران ایرانی که در ایــن زمینهها به نحو‬
‫بالفعل سرگرم انجام پژوهش هستند‪ ،‬با بهرهگیری از شیوه گفتوگو‬
‫و مصاحبه عمقی‪ ،‬برای توضیح دقیقتر درخصوص جنبههای متنوع‬
‫شزان اســتفاده شــده بود‪ .‬از جمله مهمترین نکاتی که در کتابی که‬
‫بهعنوان محصول نهایی پروژه انتشــار یافت‪ ،‬موردتأکید واقع شــده‬
‫بــود‪ ،‬این بود کــه تکنولوژیها بهطور کلــی و تکنولوژیهای همگرا‬
‫بــه نحو خاص‪ ،‬بــه اعتبار ظرفیتها و تواناییهــای فراخی که برای‬
‫ایجاد تغییــر در واقعیت در اختیار آدمیان قــرار میدهند‪ ،‬میتوانند‬
‫به »تیغهایی در دســت زنگیان مست« بدل شــوند‪ .‬به همین جهت‬
‫یکی از اساسیترین موضوعات در ارتباط با تکنولوژیهای نو‪ ،‬مسئله‬
‫کنترل و مهار آنهاست‪ .‬تحقق این امر بههیچروی در تراز فعالیتهای‬
‫تکنولوژیــک که تــرازی مرتبهاولی اســت‪ ،‬امکانپذیر نیســت‪ .‬برای‬
‫شناخت دقیق تکنولوژی و اعمال سیاستهای مناسب جهت مهار و‬
‫بهکارگیری بهینه آن‪ ،‬باید از منظری مرتبه دوم و با نگاهی نقادانه به‬
‫شناخت تکنولوژی همت گماشت‪ .‬اهمیت نگاه درجهدومی که در آن‬
‫کتاب مطرح شــده بود‪ ،‬یعنی رویکرد عقلگرایی نقاد‪ ،‬در آن بود که از‬
‫اتخاذ رویهای مبتنی بر »مهر یا کین« کورکورانه نســبت به تکنولوژی‬
‫خودداری کرده بود‪ .‬یعنی نه به تأسی از امثال »گوته« و »مری شلی«‬
‫بــه تکنولــوژی در هیأت دکتر فاوســتی که روح خود را به شــیطان‬
‫فروخته‪ ،‬نظر میکرد یا نه آن را همچون هیوالیی که دکتر فرانکنشتین‬
‫خلق کرده بود‪ ،‬به شــمار میآورد و نه چنان سادهلوحانه )چنان که‬
‫در هشــت سال دولت گذشته شاهد بودیم(‪ ،‬شیفته تکنولوژی بود که‬
‫بپندارد با دســتیابی به تکنولوژی به هر قیمت‪ ،‬بتوان همه مشکالت‬
‫کشــور و بلکه جهان را از ســر راه برداشــت‪ .‬برای تعامل سازنده با‬
‫تکنولوژی‪ ،‬باید به شــناخت تکنولوژی از منظری مرتبهدومی‪ ،‬آن هم‬
‫منظری صحیح و ســنجیده و نه همچون دیدگاههایی که به وســیله‬
‫امثــال هایدگــر و پیروانش دربــاره تکنولوژی مطرح میشــود‪ ،‬نظر‬
‫کرد‪ .‬برخی از دانشــجویان دکترای نگارنده هماکنون ســرگرم انجام‬
‫پروژههای پژوهشــی مهمــی در ارتباط با همین موضوع هســتند و‬
‫برخی از این دانشــجویان نیز که رسالهشــان را تحتنظارت نگارنده‬
‫به پایان رســاندهاند‪ ،‬بحثهای مهمی را درخصوص نگاههای مرتبه‬
‫دوم بــه تکنولوژی مطــرح کردهاند‪ .‬تکمیل و انتشــار این پژوهشها‬
‫کمک زیادی به رشد زیســتبوم معرفتی کشور در ارتباط با شناخت‬
‫تکنولوژی میکند‪ .‬درخصوص کتابی که بهعنوان محصول مشــترک‬
‫پروژه ما انتشــار یافت‪ ،‬اینجا همین اندازه بایــد تأکید کنم که مطالب‬
‫آن کتاب‪ ،‬هــم از حیث نکات مرتبهاولی درباره تکنولوژیهای همگرا‬
‫و هــم بهخصوص از جنبــه بحثهای مرتبهدومی درباره شــناخت‬
‫تکنولوژی‪ ،‬حتی با وجود گذشــت چند ســال از انتشار آن و با وجود‬
‫پیشــرفتهای زیادی که در این مدت در حــوزه دانش‪-‬فناوریهای‬
‫همگرا پدید آمده اســت‪ ،‬همچنان میتواند بــرای خوانندگان ایرانی‬
‫مفید باشد‪ .‬هرچند عرضه تألیفات تازه یا بهروزکردن و انتشار ویراست‬
‫جدیدی از آن کتاب‪ ،‬میتواند کمک بیشــتری به خوانندگان عالقهمند‬
‫به آشنایی با جنبههای متنوع از شزان کند‪.‬‬
‫ یکی از دســتاوردهای آن طرح پژوهشــی‪ ،‬انتشار کتاب موج‬
‫چهارم توســعه علمی‪-‬فناورانه بود که در ســال ‪ ۱۳۸۹‬به چاپ‬
‫رســید‪ ،‬در این کتاب فناوریهای همگرا را موج چهارم توســعه‬
‫علمی‪-‬فناورانه جهان دانستهاید‪ .‬اکنون از آن پژوهش هشت سال‬
‫گذشــته اســت‪ .‬باز هم بر این باورید که در پس موج سوم توسعه‬
‫علمی‪-‬فناوری اطالعات فناوریهای همگرا تمدن بشری را متأثر‬
‫خواهند کرد؟ ویژگیهای چنین موجی چیست؟‬
‫بهخوبی به ایــن نکته توجه دارید که تکنولوژیهــا از آغاز ظهور‬
‫انسانهای هوشــمند و حتی پیش از آن در میان انساننماهای اولیه‪،‬‬
‫عامل مؤثری برای تغییــر بودهاند‪ .‬در جهان مدرن که برخالف جهان‬
‫طبیعی انسانهای اولیه‪ ،‬بخش اعظم آن برساخته خود آدمی است‪،‬‬
‫نقش انــواع تکنولوژیها در تغییر و برســاختن واقعیت‪ ،‬آنگونه که‬
‫طرح و نقشــه آدمیان اقتضا میکند‪ ،‬بهمراتب برجســتهتر از گذشــته‬
‫اســت‪ .‬هر اندازه »توان عّلی« )‪ (causal power‬تکنولوژیها بیشــتر‬
‫باشــد‪ ،‬قابلیت آنها برای ایجــاد تغییرات در واقعیــت باالتر میرود‪.‬‬
‫فناوریهای شزان در زمره تکنولوژیهایی هستند که از باالترین درجه‬
‫توان علی برای تغییر واقعیت )در سطوحی از این واقعیت که معموال‬
‫در دسترس دیگر تکنولوژیها نیست(‪ ،‬برخوردارند‪ .‬همین جنبه به این‬
‫تکنولوژیها‪ ،‬قابلیتی بینظیر اعطا میکند‪ .‬در تابســتان ســال گذشته‬
‫در کنفرانســی در یونان که در حــوزه آیندهنگاری ســامان یافته بود‪،‬‬
‫شــرکت کردم‪ .‬گزارش این کنفرانس در اختیار پژوهشــکده مطالعات‬
‫اجتماعــی و فرهنگی اســت و قرار اســت به همت عزیــزان همکار‬
‫در آن پژوهشــکده در قالب یک رســاله مفرده منتشــر شود‪ .‬از جمله‬
‫جنبههایی که در آن کنفرانس موردتوجه قرار داشــت‪ ،‬نقش دانش‪-‬‬
‫فناوریهای همگرا در شکلدادن به آینده بشر بود‪ .‬فهرست تحوالتی‬
‫کــه از رهگذر ایــن دانش‪-‬فناوریها پدید میآید‪ ،‬بهاصطالح بســیار‬
‫پروپیمان و سرشــار از موارد متنوع اســت‪ .‬با این حال به اذعان همه‬
‫متخصصان این فهرســتها صرفا به اعتبار محدودیتهای گمانهزنی‬
‫و قوه تخیل آیندهپژوهان‪ ،‬از شــمار بهمراتب بیشتری از اقالم و موارد‪،‬‬
‫بیش از آنچه اکنون در آن درج شــده است‪ ،‬عاری است‪ .‬حقیقت این‬
‫اســت که در دههها و ســدههای آینده‪ ،‬آنچنان تواناییهایی به برکت‬
‫دانش‪-‬فناوریهای شزان برای استخدام انواع ظرفیتهای موجود در‬
‫طبیعــت‪ ،‬در اختیار آدمیان قرار خواهد گرفت که اگر آدمیان کنونی با‬
‫آن مواجه شوند‪ ،‬انسانهای قرون بعد را‪ ،‬اگر در زمره خدایان محسوب‬
‫نکنند‪ ،‬قطعا همچون ابرانســانها تلقی خواهند کــرد و البته در این‬
‫تلقی به راه صواب نرفتهاند‪ .‬بهرهگیری همزمان و ســازگار و نظاممند‬
‫از تواناییهای مغز آدمی و ظرفیتهای مندرج در جهانی که تاروپود‬
‫آن یکســره برساختهشده از اطالعات است )بهعنوان یک مثال بسیار‬
‫پیشپاافتــاده‪ ،‬سلســله طبیعی اعداد را در نظــر بگیرید که درون آن‬
‫شــمار نامتعینی خواص و آثار برای اعداد وجود دارد که ریاضیدانان‬
‫تاکنون به کشــف حجم کوچکــی از آن توفیق یافتهانــد‪ ،‬هرچند این‬
‫حجم کوچک‪ ،‬خود مجموعهای بســیار فراخ را تشکیل میدهد‪ ،‬نظیر‬
‫اینکــه در این سلســله‪ ،‬برخی اعــداد زوج و برخی فردنــد و در میان‬
‫اعداد فرد )بهعالوه عدد زوج ‪ (۲‬برخی اعداد‪ ،‬عدد اولاند‪ ،‬یعنی تنها‬
‫به خود و به عدد ‪ ۱‬قابل تقســیماند‪ .‬در میان سلســله اعداد طبیعی‬
‫انواع مجموعهها با خواص شــگفت یافت میشــود؛ نظیر سلســله‬
‫اعداد موســوم به فیبوناچــی )یعنی سلســله ‪ … ,۱,۲,۳,۵,۸,۱۳‬که‬
‫نظم بســیاری از پدیدارهای طبیعی بر مبنای آن شکل گرفته است‪ ،‬از‬
‫جمله ردیفهای منظم پرچمهای گل آفتابگردان( یا سلسله اعدادی‬
‫که مجموع توانهای سومشــان با یکدیگر برابرند‪ -‬کوچکترین عضو‬
‫این مجموعه عبارت اســت از ‪ ۹۳ + ۱۰۳ = ۱۳ + ۱۲۳‬و‪ . ...‬بسیاری از‬
‫خواص و شــگفتیهای دیگر که ذکر آنها به مثنــوی هفتاد من کاغذ‬
‫نیاز دارد(‪ ،‬در کنار اســتفاده از قابلیتهــای موجود در طبیعت مادی‬
‫در تراز نانــو یعنی در ابعاد ‪ ۹-۱۰‬متر و پایینتر از آن و نیز بهرهبرداری‬
‫از قابلیتهــای حیات آنگونه که در ارگانیســمهای زنده در ســطح‬
‫ســلولها و ترازهای بهمراتب پایینتر از این ســطح آشــکار میشود‪،‬‬
‫قدرتی به آدمی میدهد که میتوان آن را از قدرت خدایان اســطوره‬
‫یونان باســتان که در کوه المپ ســاکن بودند‪ ،‬برتر به شــمار آورد‪ .‬در‬
‫چنین جهانی مسائلی که از حیث باورهای دینی‪ ،‬رویکردهای اخالقی‪،‬‬
‫شیوههای زیســت زندگی اجتماعی‪ ،‬نظامهای سیاسی‪ ،‬چارچوبهای‬
‫اقتصادی‪ ،‬مالحظات فرهنگی و‪ ...‬برای آدمیان سدههای آینده مطرح‬
‫میشــود‪ ،‬چنان با هنجارها و نظامهای باور آدمیــان کنونی متفاوت‬
‫خواهد بود که اگر شــانس دیدار با نبیرگان‪ ،‬نصیب انسانهای کنونی‬
‫شــود‪ ،‬بهراستی و از صمیم قلب اذعان خواهند کرد که به قول حافظ‬
‫»با عالمی از نو برساختهشــده و با آدمیانی از نو ساختهشده« مواجه‬
‫شــدهاند‪ .‬از آنجا که یکی از اهداف اصلی هر نوع نگاه آیندهپژوهانه‪،‬‬
‫بهرهگیری از بصیرتهایی اســت که توجه به آینده برای شــکلدادن‬
‫بهینه به جوامع کنونی در اختیار شــهروندان‪ ،‬اعم از حیطه عمومی‪،‬‬
‫نهادهای مدنی و نیز تصمیمگیران و مســئوالن‪ ،‬قرار میدهد‪ ،‬هر نوع‬
‫اطالعرســانی دقیق و حسابشــده‪ ،‬از آن ســنخ که در تألیف مشترک‬
‫ما به آن توجه شــده بود‪ ،‬بهدور از جنجالبرانگیزیهای ژورنالیستی‪،‬‬
‫بــرای آموزش تکتک آحــاد مملکت‪ ،‬یک وظیفه مبرم و اساســی و‬
‫ملی محسوب میشود و امیدوارم ستاد راهبردی توسعه فناوریهای‬
‫همگرای کشور‪ ،‬در معاونت علمی و فناوری ریاست‪ ،‬بتواند در راستای‬
‫ادای حداقل بخشی از این وظیفه خطیر کامیاب و موفق شود‪.‬‬
‫‪ 23‬اردﯾﺒﻬﺸﺖ ‪11 1395‬‬
‫ﻧﮕﺎه ﻧﻮ‬
‫درباره همگرایی‪ -‬واگرایی علوم و فناوریها‬
‫چرخه بیپایان کشف و ابداع‬
‫ﻣﺴﻌﻮد زﻣﺎﻧﻰ*‬
‫بهتازگــی »روکو« در مقالهای‪ ،‬کوشــیده تبیینی برای همگرایی‪-‬‬
‫واگرایــی علوم و فناوریها ارائه کند‪ .‬به روایت ایشــان‪ ،‬واگرایی یک‬
‫علم‪ -‬فناوری امری طبیعی اســت و در نتیجه بــه ارائه تبیینهای‬
‫نزدیکتر به واقع و فناوریهای کارآمدتر نیاز اســت‪ .‬او میگوید این‬
‫فرایند ریشه در روش کارکرد مغز دارد‪ .‬او بر این باور است که کشف‬
‫علمــی و ابداع فناورانه در حوزههای مختلف به شــکل منســجم‬
‫امــا غیریکنواخت تکامــل مییابد‪ .‬این فرایند بــه همگرایی علمی‪،‬‬
‫یکپارچگی فناورانه و واگرایی دانش و قابلیتها در حوزههای جدید‬
‫منجر میشــود‪ .‬این چرخه موجب همافزایی شــده کــه به ابداع و‬
‫کشف بعدی منجر خواهد شد‪ .‬چرخه همگرایی‪ -‬واگرایی یک روند‬
‫معمولی در توســعه علم و فناوری اســت‪ .‬این چرخه شامل چهار‬
‫مرحله اســت؛ )‪ (A‬همگذاری خالقانه از مشــارکتهای حوزههای‬
‫متعدد به ســمت ایدهها یــا مفاهیم جدید هدایت میشــود‪(B) ،‬‬
‫یکپارچگی سیســتمی به ســمت یــک همگذاری یا اختــراع جدید‬
‫برای نیازهای مشــخص هدایت میشــود‪ (C) ،‬بروندادهای ابداع‬
‫فناورانه به سمت محصوالت و قابلیتهای کاربردی جدید هدایت‬
‫میشــود و )‪ (D‬پیامدهای زایشــیای که به راهحلهایی که قبل از‬
‫آن امکانپذیر نبودنــد و فواید‪ ،‬ابزارها و قابلیتهای کاربردی جدید‬
‫را فراهم میکنند‪ ،‬منجر میشــوند‪ .‬هر چرخه و هر مرحله در اصل‪،‬‬
‫یکدیگر را در یک الگوی رشد شبهنمایی دنبال میکنند‪ .‬این فرایند در‬
‫اصل از عملکرد مغز انسان برای حل مسئله سرچشمه گرفته است‬
‫و در خدمت انســان برای برآوردن نیازهــای معرفتی و غیرمعرفتی‬
‫اســت‪ .‬دکتر »علی پایا« در ایــن زمینه میگوید باید توجه داشــت‬
‫آنچه که »روکو« بــه آن پرداخته‪ ،‬توضیحی با ذکر جزئیات بیشــتر‬
‫از همان نکتهای اســت که از قرنها پیش بر فیلســوفان و عارفان و‬
‫اصحاب نظــر )البته بر هر یک در حد ظرفیتهــای معرفتی زمانه‬
‫خود( شــناخته شــده بوده و از آن با عنوان کلی »وحدت در کثرت‬
‫و کثرت در وحــدت« یاد میکردند‪ .‬البته نظر فیلســوفان و عارفان‪،‬‬
‫به جاریبودن این اصل در کل عالم وجود بود‪ ،‬اما فیلســوفان علم‬
‫از »دیوید هیوم« و »اســتوارت میل« در قرن نوزدهم تا »تولمین« و‬
‫»آگاســی« در قرن بیستم و حتی تا فیلســوف‪ -‬مورخ علم آماتوری‬
‫نظیر »آرتور کوستلر« و بسیاری دیگر از صاحبنظران در حوزه علوم‬
‫و دانشها‪ ،‬به این نکته توجه داشــتهاند که ظهور رشتههای تازه از‬
‫ترکیب و تلفیق رشتههای موجود و سپس رشد و تحول این رشتهها‬
‫و سربرآوردن رشتههای جدیدتر از دل آنها‪ ،‬الگویی است که عمری‬
‫به درازای تاریخ معرفت دارد‪ .‬اما البته در قرون جدید و بهخصوص‬
‫از قرن بیستم به اینســو‪ ،‬با ارتباط نزدیکتر میان علم و تکنولوژی‪،‬‬
‫این فرایند شــتابی بهمراتب چشــمگیرتر پیدا کرده است؛ شتابی که‬
‫بهکلی در تاریخ گذشــته بشر بینظیر و بیمانند است‪ .‬تحوالت تازه‬
‫موجب شــده اســت که اینک نهتنها در قلمرو معرفت و دانش به‬
‫تحقیقات بنیادی صرف و تحقیقات ناظر به کاربردها توجه شود که‬
‫در حوزه تکنولوژیها نیز تحقیقات بنیادین و تحقیقات مهندســی از‬
‫هم تفکیک شوند و برای هر یک‪ ،‬حساب جداگانهای گشوده شود‪ .‬در‬
‫همه این زمینهها‪ ،‬تحوالت به شیوهای برهمافزا در جریان است‪ ،‬به‬
‫این معنی دائما »مســائل« و نیز »راهحلها« و »رویهها و تکنیکها«‬
‫از حوزهای به حوزه دیگر »ســرریز« میشــوند‪ .‬درجه این ارتباطات‬
‫برهمافــزا چنان زیاد اســت که در زمانه کنونی‪ ،‬حتــی تصور اینکه‬
‫محققی بتواند به شــیوهای غیر از شیوههای مرسوم »بینرشتهای«‬
‫»فرارشــتهای« و »چندرشتهای« کار پژوهش را بهتنهایی‪ ،‬بهگونهای‬
‫واجد اعتبار و محتوا به انجام برســاند‪ ،‬دشــوار اســت‪ .‬عدم اطالع‬
‫محققان از حوزههای دیگر کار پژوهش را برای آنان بســیار دشــوار‬
‫خواهد کرد‪ .‬اما نکتهای کــه درباره توضیح »روکو« باید مورد توجه‬
‫قرار داد‪ ،‬این اســت کــه صرفنظر از بیان تــازه او در توضیح امری‬
‫که از دیرباز شــناخته شده بود‪ ،‬چنین نیست که ارتباطات پیچدرپیچ‬
‫کنونی میان شعبههای مختلف معرفتی و تکنولوژیک‪ ،‬منجر به آن‬
‫شــده باشد که برای حل مسائل و دستیابی به نظریههای بدیع برای‬
‫موضوعات واجد محتــوا )و نه پیشپاافتاده(‪ ،‬راهحلهای مکانیکی‬
‫یا آلگوریتموار پیدا شــده باشــد‪ .‬ارائه راهحلها و نظریههای بدیع‪،‬‬
‫در گرو تعامل شــماری از عوامل اســت و در غیــاب هر یک از آنها‪،‬‬
‫شانس دستیابی به راهحلی بهینه بسیار کاهش مییابد‪ .‬این عوامل‬
‫از جمله عبارتند از معرفت پیشــینی مناســب محقــق یا محققان‪.‬‬
‫مقصود از معرفت پیشینی مناسب‪ ،‬معرفتی است متناظر با مسئله‬
‫موردبررسی؛ اهتمام نظاممند محقق یا محققان برای یافتن راهحل‬
‫که این امر مســتلزم تعامل مستمر آنان با مســئله موردنظر است‪.‬‬
‫فراهمبودن شرایط محیطی از حیث تراز معرفتی و امکانات تکنیکی‬
‫)از جمله دستگاهها و ماشــینها و نیز قوانین و مقررات( و باالخره‬
‫عنصر شانس و اقبال‪ .‬با تجمیع این عوامل‪ ،‬احتمال توفیق محقق یا‬
‫محققان برای دســتیابی به راهحل یا نظریه مناسب افزایش مییابد‬
‫اما قطعیت پیدا نمیکند‪.‬‬
‫ابداعــات و ابتــکارات )در حوزه نظر و عمل هــر دو(‪ ،‬عموما در‬
‫مواجهه با چالشهایی که واقعیــت بیرونی پیشروی جوامع قرار‬
‫میدهد و در برخی موارد نیز به صورت تصادفی و در حین پیگیری‬
‫موضوعاتــی دیگر تحقق مییابند‪ .‬در زمانه جدید ارتباط و همکاری‬
‫نزدیک ماشین و انسان برای حل مسائل‪ ،‬یک ضرورت اجتنابناپذیر‬
‫بوده اســت‪ .‬بدون کمک دســتگاههای تازه‪ ،‬از جمله پردازشگرهای‬
‫قدرتمند اطالعات که به آدمی برای دســتیابی به الگوهای مدفون‬
‫در دل خروارها داده بیزبان کمک میکنند‪ ،‬حل بســیاری از مسائل‬
‫امکانپذیر نبود‪ .‬بهعنوانمثال‪ ،‬زمانی که دانشــمندان در مرکز سرن‬
‫کار شــکار ذره بوزن هیگز را آغاز کردند‪ ،‬اگر میخواستند محاسبات‬
‫مربوط به شناســایی ذراتی کــه از تصــادم ذرات بنیادین در داخل‬
‫شتابگر تولید شده بودند را بدون استفاده از پردازشگرهای قدرتمند‬
‫و کامپیوترهای پرسرعت به انجام برسانند‪ ،‬به صدها سال زمان نیاز‬
‫داشــتند‪ .‬نکته دیگری که باید در مورد مدل »روکو« مورد تأکید قرار‬
‫داد‪ ،‬اینکــه هرچند الگــوی »کثرت در وحــدت و وحدت در کثرت«‬
‫دائما بهگونه یــک مارپیچ باالرونده در ســطوح باالتر و باالتر تکرار‬
‫میشود‪ ،‬اما وحدت زیرین بنیادی که در هر مرحله حاصل میشوند‪،‬‬
‫از حیث درجه گستردگی فراختر میشوند و الگوهایی فراگیرتر برای‬
‫تبیین با اســتفاده از حداقل متغیرها فراهم میآورند‪ .‬درهمانحال‬
‫در تــراز کثرت نوظهور‪ ،‬ارائه مدلهای وحدتبخش برای فهم تنوع‬
‫و پراکندگیهای مشهود در تراز مورد بحث‪ ،‬اجتنابناپذیر است زیرا‬
‫تنها در پرتو دستیابی به این قبیل الگوهای وحدتبخش‪ ،‬ولو در تراز‬
‫هر دیسیپلین تازه است که امکان شناخت میسر میشود‪.‬‬
‫* معاون توسعه کسبوکار‬
‫شرکت نوآوران فناوریهای همگرای شزان‬